Blog

  • تغذیه شهودی؛ در مخالفت با فرهنگ رژیم‌گرفتن

    تغذیه شهودی؛ در مخالفت با فرهنگ رژیم‌گرفتن

    [ad_1]

    تغذیه شهودی نوعی سبک زندگی است که این روزها در شبکه‌های اجتماعی طرف‌داران بسیاری دارد. این موضوع برای بسیاری از کسانی که از رژیم‌های سفت‌ و سخت خسته شده‌اند، جالب است. این افراد دوست ندارند کسی به آنها بگوید که چه چیزی، در چه زمانی و به چه اندازه‌ای بخورند. اگر شما هم این‌طور فکر می‌کنید، این مقاله مخصوص شماست. در ادامه، هرآنچه را باید درباره غذا خوردن شهودی بدانید توضیح می‌دهیم.

    غذا خوردن شهودی چیست؟

    همه ما غذاخواران شهودی به دنیا آمده‌ایم. در دوران نوزادی، به تفاوت‌های جزئی میان درشت‌مغذی‌ها و ریزمغذی‌ها توجهی نداریم. وقتی گرسنه هستیم غذا می‌خوریم و وقتی سیر می‌شویم از غذاخوردن دست می‌کشیم.

    تغذیه شهودی روشی بسیار ساده است. غذا خوردن شهودی یعنی اینکه هیچ غذایی ممنوع نیست و شما با تمام غذاها در صلحید. برخلاف رژیم‌های غذایی سنتی که برخی غذاها را محدود یا ممنوع می‌کنند، غذا خوردن شهودی یعنی غذای خوب و بد اصلا وجود ندارد. در عوض باید به ندای درونی خود گوش دهید و هرآنچه را بدنتان مناسب می‌داند بخورید.

    ممکن است فکر کنید که این سبک غذایی بدان معناست که می‌توانید هر زمانی هرچه دوست دارید بخورید، اما این‌طور نیست. کارشناسان تغذیه شهودی معتقدند که این نوع غذاخوردن به‌معنای بهره‌بردن از توانایی طبیعی بدن است. بدن شما این قابلیت را دارد که به شما بگوید چه زمانی گرسنه و چه موقع سیرید.

    هنگامی که شهودی غذا می‌خورید، به کاهش یا افزایش وزن خود فکر نمی‌کنید تا ویژگی ظاهری خاصی داشته باشید. در عوض روی غذاهایی تمرکز می‌کنید که برای سلامت جسمی و روانی شما بهترین هستند.

    تغذیه شهودی چگونه انجام می‌شود؟

    غذا خوردن شهودی یعنی تمام پیام‌های منفی‌ای را که جامعه درباره غذا و خوراکی‌ها به شما القا می‌کند، از یاد ببرید. همه ما یک غذاخور حرفه‌ای درون خود داریم که در فرهنگ رژیم‌های غذایی دفن شده است. با رژیم‌گرفتن از قوانین سختگیرانه پیروی می‌کنید، اما با تغذیه شهودی به نشانه‌های گرسنگی درون خود گوش فرا می‌دهید.

    اگر سال‌ها زمان خود را صرف رژیم‌های غذایی و پیروی از قواعد سفت‌وسخت آنها کرده‌اید، ممکن است که یادگیری تشخیص و اعتماد به نشانه‌های گرسنگی برایتان چالش‌برانگیز باشد. بنابراین بهتر است به‌جای تلاش برای شروع یک‌باره این سبک غذایی، ۱۰ راهکار مؤثری را امتحان کنید که در ادامه مطرح کرده‌ایم.

    ۱. رژیم‌های غذایی مرسوم را نپذیرید

    آیا تا‌به‌حال به تمام پیام‌هایی که درباره غذا و رژیم غذایی می‌شنوید، دقت کرده‌اید؟ از شبکه‌های اجتماعی گرفته تا تبلیغات و حتی گفت‌وگوی میان دوستان همه‌جا درباره آخرین رژیم‌های غذایی مد روز و محصولات رژیمی صحبت می‌شود. نپذیرفتن رژیم‌های غذایی به‌معنای کنارگذاشتن هر چیزی است که به رژیم‌گرفتن مربوط می‌شود. سبک غذا خوردن شهودی تمام رژیم‌های غذایی و هر چیزی را که برای بدن مضر می‌دانند با قاطعیت رد می‌کند.

    بر اساس سبک تغذیه شهودی، باید بتوانید تشخیص بدهید که چه زمانی تحت‌تأثیر فرهنگ رژیم‌های غذایی هستید. دقت کنید که هر چند وقت یک‌ بار تبلیغاتی درباره رژیم غذایی، مقالاتی درباره سبک‌های تغذیه ناسالم و حتی صحبت‌های کسی را که از کاهش وزن خود خوشحال است می‌بینید و می‌شنوید. احتمالا حیرت‌زده خواهید شد وقتی متوجه می‌شوید که تقریبا به هر طرف نگاه می‌کنید، موضوع همین است.

    ۲. هر وقت گرسنه‌اید غذا بخورید

    رژیم‌های غذایی طولانی‌مدت به ما می‌آموزند که نشانه‌های گرسنگی را نادیده بگیریم. بااین‌حال گرسنگی واکنشی بیولوژیکی است و شما سایر واکنش‌های بیولوژیکی بدنتان را نادیده نمی‌گیرید، درست است؟ شما سعی نمی‌کنید که تنفس، پلک‌زدن یا میل به ادرارکردن را سرکوب کنید، اما سعی می‌کنید که به گرسنگی توجهی نکنید.

    کارشناسان سبک تغذیه شهودی معتقدند که گرسنگی دشمن شما یا چیزی نیست که مجبور به اجتناب از آن باشید. غذا خوردن شهودی یعنی توجه به گرسنگی و یادگیری برطرف‌کردن آن. مثلا اگر شما می‌دانید که اغلب گرسنه می‌شوید، باید مقداری آجیل یا دانه خوراکی در جیب یا کیف خود داشته باشید تا موقعی که احساس می‌کنید بدخلق شده‌اید، آن را بخورید.

    مهم است که این سؤالات را از خود بپرسید:

    • گرسنه چه چیزی هستید؟
    • گرسنگی شما حاکی از نیاز یا علاقه به چه غذایی است؟

    به همین سادگی تمرین کنید که وقتی گرسنه‌اید، غذا بخورید و سعی کنید که بفهمید بدنتان به چه غذایی نیاز دارد.

    ۳. به سیری خود توجه کنید

    این اصل از سبک تغذیه شهودی به رضایت جسمانی شما مربوط می‌شود. آیا بدن شما آنچه را نیاز دارد از غذایی که می‌خورید، دریافت می‌کند؟ بدنتان به شما سیگنال‌هایی می‌فرستد تا متوجه گرسنگی یا سیری خود شوید. مثلا شما هنوز غذای داخل بشقابتان را تمام نکرده‌اید، اما احساس سیری می‌کنید. در این حالت به‌جای اینکه به خودتان فشار بیاورید تا غذایتان تمام شود، غذاخوردن را متوقف کنید.

    به بدن خود توجه کنید تا متوجه نشانه‌های سیری شوید و اینکه جسمتان راضی شده است یا نه. آیا آنچه می‌خورید با بدن و گرسنگی شما هم‌خوانی دارد؟ به میزان گرسنگی خود از ۱ تا ۱۰ نمره بدهید تا همه‌چیز روشن شود.

    ۴. غذاهایی را انتخاب کنید که به شما احساس خوبی می‌دهند

    فکر کردن به غذاهایی با حس خوب در تغذیه شهودی

    آیا چیزی را می‌خورید که باید بخورید یا غذایی را می‌خورید که شما را خوشحال می‌کند؟ پاسخ بسیاری از ما به این سؤال گزینه اول است. هرچند غذاخوردن برای ارضای نیازی بیولوژیکی است، غذاهایی که انتخاب می‌کنید نیز باید کمی شما را خوشحال کنند. غذاخوردن باید تجربه‌ای لذت‌بخش باشد و از طریق آن بتوانید طعم‌های شادی‌بخش را بچشید. اگر چیزی که می‌خورید شما را راضی نمی‌کند، احتمالا نشانه این است که آنچه را در آن لحظه برای شما مناسب است، نمی‌خورید.

    مثلا ممکن است احساس کنید که چیزی ترد و سالم می‌خواهید. پس باید میان‌وعده‌ای مانند کرفس و کره بادام‌زمینی بخورید.

    ۵. به احساسات خود احترام بگذارید

    طبق شعاری معروف، «غذا احساسات را اصلاح نمی‌کند». بااین‌حال ما اغلب غذا می‌خوریم چون بی‌حوصله، پراسترس، مضطرب یا غمگینیم. در واقع برای این کار دلایلی احساسی داریم. غذا و احساسات ما در هم تنیده‌اند. بنابراین باید راه‌هایی مثل یوگا، مطالعه و پیاده‌روی برای حواس‌پرتی، آرامش و کنارآمدن با احساسات خود بیابید و این راه‌ها نباید شامل غذاخوردن باشند.

    مثلا زمانی که دچار استرس می‌شوید، دنبال آب‌نبات می‌گردید. بااین‌حال اگر کمی فکر کنید، متوجه می‌شوید که این آب‌نبات چیزی نیست که به آن نیاز دارید، بلکه راهی برای رسیدن به آرامش است. به‌جای این کار، می‌توانید چند دقیقه حرکات یوگا انجام بدهید.

    ۶. با غذا آشتی کنید

    شاید سال‌هاست که تکه‌ای نان نخورده‌اید یا پس از ساعت ۷ بعدازظهر حتی فکر غذاخوردن را هم نکرده‌اید. سبک تغذیه شهودی از شما می‌خواهد که چنین قوانینی را بشکنید و کاملا نادیده بگیرید.

    صلح و آشتی با غذا به این معناست که مبارزه با غذا را کنار بگذارید. مثلا ممکن است رژیم غذایی به شما بگوید که حتما برنج قهوه‌ای بخور و شما به‌رغم علاقه به برنج سفید، برنج قهوه‌ای بخورید. با درک این نکته که الگوی کلی غذاخوردن شما بیش از هر وعده غذایی دیگری بر سلامت شما اثر می‌گذارد، گاهی برنج سفید هم خواهید خورد.

    ۷. مأمور مواد غذایی را به چالش بکشید

    با تغذیه شهودی محدودیتهای غذایی را به چالش بکشید

    آیا تابه‌حال برایتان اتفاق افتاده است که در یک جشن تولد تکه‌ای کیک بخورید و بعد به‌خاطر این کار خود را سرزنش کنید؟ یا برای ناهار سالاد بخورید و خود را برای این کار تحسین کنید؟ اگر پاسختان به این سؤالات مثبت است، شما مأمور مواد غذایی خود را به‌خوبی می‌شناسید. این مأمور همان صدایی است که در ذهنتان از آنچه می‌خورید انتقاد می‌کند یا به شما آفرین می‌گوید. غذای خوب یا بد وجود ندارد. اگر این‌طور فکر می‌کنید، دچار دگرگشت زبانی شده‌اید.

    ۸. به بدن خود احترام بگذارید

    رژیم غذایی و ورزش‌کردن در اندازه و شکل بدن شما نقش مهمی دارند، اما چیزهای مهم‌تری مانند ژن‌ها هم وجود دارند. هریک از ما با دیگری تفاوت دارد و ما به‌شدت تحت‌تأثیر طرح ژنتیکی خودیم. ما نمی‌توانیم رژیم بگیریم تا به بدنی برسیم که برای ما ساخته نشده است.

    مثلا ممکن است که کمدی پر از لباس‌هایی داشته باشید که دیگر اندازه شما نیستند. بااین‌حال آنها را می‌خرید، چون امیدوارید که یک روز آنها را بپوشید. بر اساس سبک تغذیه شهودی، باید این لباس‌ها را به دیگران اهدا کنید و کمد خود را از لباس‌هایی پر کنید که به شما احساس خوبی می‌دهند.

    ۹. تحرک داشته باشید

    اگر تحرک‌داشتن را با ورزش‌کردن و متعاقبا ترس یکی می‌دانید، رژیم‌های غذایی مقصرند. برای کالری سوزاندن راه‌های دیگری به‌جز ورزش‌کردن نیز وجود دارند که به شما احساس خوبی می‌دهند. در سبک غذا خوردن شهودی، این تحرک شماست که اهمیت دارد نه ورزش‌کردن. مثلا دویدن بیشتر از پیاده‌روی کالری می‌سوزاند، اما شما دویدن را دوست ندارید و فکر می‌کنید که پیاده‌روی لذت‌بخش‌تر است. بنابراین باید پیاده‌روی کنید.

    ۱۰. با تغذیه‌ای ملایم علم را بپذیرید

    اصل دیگر غذا خوردن شهودی به هماهنگ‌کردن خود با نیازهای درونی مربوط می‌شود، بااین‌حال تغذیه شهودی از شما نمی‌خواهد که آنچه را درباره تغذیه یاد گرفته‌اید فراموش کنید. این اصل از شما می‌خواهد که برای درک نیازهای بدن خود به علم روی آورید. در واقع باید احساس درونی خود به آنچه را می‌خورید با علم تغذیه ترکیب کنید تا بفهمید که چه انتخاب‌های غذایی‌ای موجب سلامت شما می‌شوند.

    آیا تغذیه شهودی همان غذاخوردن آگاهانه است؟

    این ۲ سبک تغذیه شباهت‌های بسیاری دارند. هر دو روش آگاهی به تجربیات درونی و بیرونی شما درباره غذاخوردن را تشویق می‌کنند. غذاخوردن آگاهانه به‌معنای توجه به هر تجربه‌ای از غذاخوردن مانند طعم، احساسات، افکار و نحوه واکنش بدن به غذاست.

    تفاوت اصلی میان این ۲ سبک تغذیه به اصول غذا خوردن شهودی برمی‌گردد. این سبک غذایی فرهنگ رژیم‌گرفتن را کاملا رد می‌کند.

    کلام آخر

    اگر به دنبال سبکی غذایی برای کاهش وزنید، تغذیه شهودی به شما کمکی نمی‌کند. هدف از این سبک غذایی کاهش وزن نیست، بلکه اصول ده‌گانه آن به شما کمک می‌کنند کاری را انجام بدهید که بدنتان صلاح می‌داند. در حقیقت نکته مهم همین است که بدن شما هرآنچه را نیاز دارد دریافت کند. بنابراین این سبک غذایی برای کسانی که رژیم‌های غذایی مرسوم را کنار نمی‌گذارند و هنوز به آنها پایبندند، اصلا مناسب نیست.

    بیاموزید که چگونه اعتماد به نفس داشته باشید و خجالت را کنار بگذارید تا از موفقیت‌های جدید خود لذت ببرید
    هشدار! این مطلب صرفا جنبه آموزشی دارد و برای استفاده از آن لازم است با پزشک یا متخصص مربوطه مشورت کنید. اطلاعات بیشتر

    [ad_2]
    منبع

  • پریودنتیت؛ علت، علائم و روش درمان این بیماری جدی لثه

    پریودنتیت؛ علت، علائم و روش درمان این بیماری جدی لثه

    [ad_1]

    پریودنتیت نوعی بیماری لثه است که موجب التهاب شدید لثه می‌شود. این بیماری با علائمی مثل قرمزی، خون‌ریزی و ورم لثه همراه است که اگر آن را بدون درمان رها کنید، ممکن است موجب ازدست‌رفتن دندان شود. می‌دانید پریودنتیت چرا ایجاد می‌شود و روش درمان یا پیشگیری از آن چیست؟ برای کسب اطلاعات بیشتر درباره این بیماری تا انتهای مقاله با ما همراه باشید.

    پریودنتیت دندان چیست؟

    پریودنتیت (Periodontitis) نوعی بیماری لثه جدی است. در واقع این بیماری نوعی عفونت باکتریایی است که با التهاب بافت نرم اطراف دندان شروع می‌شود. پریودنتیت درمان‌نشده استخوان حمایت‌کننده دندان را از بین می‌برد و موجب حرکت و ازدست‌رفتن دندان می‌شود.

    شیوع پریودنتیت

    پریودنتیت در افراد زیر ۳۰ سال چندان شایع نیست، اما بیشتر از ۴۷درصد از بزرگ‌سالان بالای ۳۰ سال را درگیر می‌کند. میزان شیوع این بیماری بین افراد بالای ۶۵ سال به ۷۰درصد می‌رسد. این بیماری ممکن است به‌سبب ضعف در بهداشت دهان و دندان مثل مسواک‌نزدن یا استفاده‌نکردن از نخ‌دندان ایجاد شود. اما مواردی مثل ژنتیک هم در ایجاد پریودنتیت نقش دارند. اگر والدین زیستی شما پریودنتیت دارند، ممکن است شما هم به این بیماری دچار شوید.

    علت پریودنتیت

    علت اصلی پریودنتیت بهداشت ضعیف دهان و دندان است. باکتری‌ها به پلاک می‌چسبند و روی سطح دندان رسوب می‌کنند. اگر خوب یا مرتب دندان‌هایتان را تمیز نکنید، باکتری‌ها از زیر خط لثه شما، یعنی جایی که مسواک و نخ‌دندان به آن دسترسی ندارد، عبور می‌کنند. این باکتری‌های مخرب بافت حمایت‌کننده دندان را از بین می‌برند و موجب عفونت، ازدست‌رفتن استخوان و دندان می‌شوند.

    عوامل دیگری هم در ایجاد پریودنتیت نقش دارند، از جمله:

    • سیگارکشیدن؛
    • دیابت؛
    • ژنتیک و سابقه خانوادگی؛
    • تغییرات هورمونی در زنان مثل بارداری یا استفاده از قرص‌های پیشگیری از بارداری؛
    • بیماری‌های عامل التهاب در بدن مثل آرتریت، کووید ۱۹ و بیماری‌های قلبی.

    پریودنتیت درمان‌نشده

    پریودنتیت نوعی بیماری پیشرونده است و با گذشت زمان مشکلات بیشتری ایجاد می‌کند. این بیماری ۴ مرحله دارد:

    • التهاب لثه: اولین مرحله بیماری است و شدت آن از پریودنتیت کمتر است. در این حالت لثه‌ها قرمز و متورم می‌شوند، اما استخوان اطراف دندان از بین نمی‌رود. التهاب لثه با تمیزکردن مرتب دندان و مراجعه به دندان‌پزشک قابل‌برگشت است.
    • پریودنتیت خفیف: التهاب لثه درمان‌نشده به پریودنتیت خفیف تبدیل می‌شود. در این مرحله، لثه از دندان بلند می‌شود و مقداری از استخوان اطراف دندان شروع به ازبین‌رفتن می‌کند. درنتیجه پاکت پریودنتال ایجاد می‌شود. پلاک، رسوب و باکتری‌ها به این پاکت می‌چسبند و مسواک و نخ دندان به آن دسترسی ندارند.
    • پریودنتیت متوسط: با پیشرفت پریودنتیت ممکن است استخوان بیشتری را در اطراف دندان از دست بدهید. باکتری‌ها به ازبین‌بردن رباط‌ها و بافت‌های نرم اطراف دندان ادامه می‌دهند. در این مرحله ممکن است لثه شما دردناک و حساس شود.
    • پریودنتیت شدید: زمانی‌ که پریودنتیت بدون درمان رها شود، بیماری شدیدتر می‌شود و همان طور که ازبین‌رفتن استخوان ادامه می‌یابد، ممکن است دندان از بین برود یا کاملا بیفتد. علاوه‌بر خون‌ریزی لثه، چرک و عفونت در اطراف خط لثه ایجاد می‌شود که ممکن است موجب بوی بد مزمن در دهان ‌شود.

    علاوه‌بر بهداشت ضعیف، ممکن است پریودنتیت با توجه به سلامت کلی بدن ایجاد شود. در واقع ارتباط نزدیکی بین سلامت دهان‌ و‌ دندان و سلامت کلی بدن وجود دارد. افراد مبتلا به پریودنتیت بیشتر در معرض بیماری‌های قلبی، سکته مغزی، آلزایمر و سایر بیماری‌های جدی‌اند.

    علائم پریودنتیت

    لثه‌های سالم به‌خوبی در اطراف دندان شما قرار می‌گیرند، اما پریودنتیت این شرایط را تغییر می‌دهد و علائم مختلفی دارد، از جمله:

    • لثه قرمز یا راغوانی؛
    • پلاکت و رسوب‌های بی‌رنگ روی دندان؛
    • طعم فلز در دهان؛
    • حساس‌شدن دندان؛
    • ورم لثه؛
    • خونریزی راحت لثه؛
    • لثه‌های حساس؛
    • بوی بد دهان؛
    • عفونت اطراف خط لثه؛
    • لق‌شدن دندان؛
    • ازدست‌دادن دندان؛
    • بلند‌شدن لثه؛
    • درد هنگام جویدن؛
    • فاصله جدید بین دندان‌ها؛
    • تغییر در شکل قرارگیری دندان‌ها.

    زمان مراجعه به پزشک

    اگر علائم بیماری لثه مثل قرمزی، درد یا خون‌ریزی لثه دارید، بلافاصله به دندان‌پزشک مراجعه کنید؛ مراجعه به‌موقع شاید سبب برگشت سلامت دهان شود. هرچه دیرتر به پزشک مراجعه کنید، بیماری پیشرفته‌تر می‌شود و درنتیجه به درمان شدیدتری نیاز خواهید داشت.

    تشخیص پریودنتیت

    دندان‌پزشک می‌تواند با معاینه دندان پریودنتیت را تشخیص دهد. همچنین ممکن است چند کار دیگر انجام دهد، از جمله:

    • پرسیدن سؤال درباره علائم و سابقه پزشکی شما؛
    • بررسی علائم و التهاب لثه؛
    • استفاده از پروب (کاوشگر) برای بررسی پاکت‌های اطراف دندان (بدون آسیب)؛
    • استفاده از پرتوی ایکس برای بررسی استخوان ازدست‌رفته؛
    • ارجاع به متخصص بیماری‌های لثه.

    درمان پریودنتیت

    درمان بیماری لثه با توجه به وسعت و شدت آن متفاوت است. برای درمان پریودنتیت روش‌های غیرجراحی و جراحی وجود دارد.

    ۱. درمان غیرجراحی پریودنتیت

    گزینه‌های غیرجراحی معمولا برای افراد مبتلا به پریودنتیت خفیف تا متوسط مؤثرند. این گزینه‌ها عبارت‌اند از:

    • درمان دارویی پریودنتیت با مصرف آنتی‌بیوتیک شامل آنتی‌بیوتیک خوراکی برای مبارزه با عفونت یا آنتی‌بیوتیک موضعی زیر لثه برای هدف‌گرفتن ناحیه آسیب‌دیده.
    • ریشه‌سابی که به آن تمیز‌کردن عمقی دندان هم می‌گویند و شبیه تمیز‌کردن روتین است، با این تفاوت که در ناحیه آسیب‌دیده بی‌حسی موضعی دریافت می‌کنید. این کار به پزشک اجازه می‌دهد تا باکتری‌های زیر خط لثه را تمیز کند. همچنین ریشه دندان را صاف می‌کند تا از تجمع پلاک و باکتری‌های بعدی جلوگیری کند. این کار معمولا در یک یا دو مرحله در مطب دندان‌پزشک انجام می‌شود. یک ماه بعد باید به مطب دندان‌پزشک مراجعه کنید تا لثه و روند درمان بررسی شود.
    • استفاده از شوینده‌های دهانی حاوی مواد خاص.

    ۲. درمان جراحی پریودنتیت

    درمان پریودنتیت

    اگر پریودنتیت متوسط تا شدید دارید، احتمالا به مداخله جراحی نیاز خواهید داشت. در ادامه، برخی از درمان‌های جراحی این عارضه را معرفی کرده‌ایم.

    ۱. جراحی فلپ

    در این جراحی متخصص لثه با ایجاد یک برش در طول خط لثه، موقتا لثه را از دندان بلند می‌کند. این کار کمک می‌کند تا متخصص به‌راحتی ریشه دندان را ببیند و آن را کاملا تمیز کند. اگر عفونت موجب ازدست‌رفتن استخوان شده باشد، ممکن است متخصص برجستگی استخوان زیرین را تراز کند. این کار موجب می‌شود که بعد از بهبودی، تمیز‌کردن مناطق درگیر راحت‌تر شود.

    ۲. پیوند استخوان دندان

    اگر استخوان زیادی از دست داده باشید، ممکن است دندان‌پزشک یا متخصص لثه پیوند استخوان را پیشنهاد دهد. طی این فرایند، مواد پیوند استخوان جایگزین بافت استخوانی ازدست‌رفته می‌شود. (این مواد ممکن است از استخوان خود شما، استخوان اهدایی یا مواد سنتزی باشد.) پیوند همچون داربستی برای رشد استخوان جدید عمل می‌کند. هدف این روش کاهش عفونت‌های بعدی و پیشگیری از ازدست‌رفتن دندان است.

    ۳. پیوند لثه

    متخصص لثه می‌تواند لثه را از روی دندان شما کنار بزند که به آن عقب‌رفتن لثه می‌گویند. درنتیجه ریشه‌های دندان شما در معرض دید قرار می‌گیرند و بلندتر به نظر می‌رسند. برای جایگزینی بافت ازدست‌رفته اطراف دندان ممکن است پزشک پیوند لثه را پیشنهاد دهد. در این جراحی، بافت پیوندی را روی ناحیه مدنظر قرار می‌دهند و بخیه می‌کنند. (این بافت ممکن است از سقف دهان شما باشد یا از بانک استخوان‌ و‌ بافت گرفته شود.) جراحی پیوند لثه ریشه‌های در معرض دید را می‌پوشاند، ظاهر خنده شما را بهبود می‌دهد و احتمال عقب‌نشینی‌های بعدی را کمتر می‌کند.

    ۴. بازسازی بافت هدایت‌شده

    در این روش، دندان‌پزشک یا متخصص لثه یک غشای زیست‌تخریب‌پذیر مخصوص را بین استخوان و دندان قرار می‌دهد. این غشا از رشد بافت ناخواسته به ناحیه مدنظر جلوگیری می‌کند و در عوض استخوان را تشویق به جایگزینی می‌کند.

    ۵. پلاسمای غنی از پلاکت

    اگر بافت استخوان یا لثه را از دست داده باشید، پلاسمای غنی از پلاکت می‌تواند به بازسازی آن کمک کند. این پلاسما از نمونه خون شما تهیه می‌شود. بعد از گرفتن نمونه خون و سانتریفیوژ آن، پلاسما از سلول‌های قرمز و سفید جدا می‌شود. سپس این پلاسما در مناطق مدنظر وارد می‌شود تا استخوان جدید را به رشد تشویق کند.

    پیشگیری از پریودنتیت

    بهترین روش پیشگیری از پریودنتیت تمیز‌کردن مرتب دندان‌ها و استفاده از دهان شویه است. افراد مستعد پریودنتیت بیشتر از دیگران به نظافت منظم دهان‌ و‌ دندان نیاز دارند. درباره تعداد دفعات تمیزکردن دندان با پزشک مشورت کنید.

    همچنین بهتر است بهداشت دهان و دندان را حفظ کنید، از جمله:

    • حداقل ۲ بار در روز مسواک بزنید؛
    • ۱ بار در روز نخ دندان بکشید؛
    • حداقل ۱ بار در سال به دندان‌پزشک مراجعه کنید؛
    • از مصرف تنباکو اجتناب کنید؛
    • از مصرف الکل و قند اضافی پرهیز کنید؛
    • هر ۳ تا ۴ ماه یک بار مسواکتان را عوض کنید؛
    • سیگار نکشید؛
    • در رژیم غذایی خود میوه بگنجانید؛
    • برای مواردی مثل خشکی دهان، تغییر طعم یا بوی دهان و سایر مشکلات دهان به دندان‌پزشک مراجعه کنید.

    تفاوت ژینژیویت و پریودنتیت

    اینکه دهان شما حاوی باکتری باشد طبیعی است. اما زمانی‌که این باکتری‌ها جمع می‌شوند، بیماری لثه ایجاد می‌شود. درواقع، بیماری لثه به دلیل تجمع پلاک یا یک فیلم چسبنده از باکتری است که روی دندان را می‌پوشاند. بیماری لثه در مراحل اولیه ژینژیویت نامیده می‌شود و شامل التهاب لثه‌ای است که همیشه با علامت همراه نیست. ممکن است شما بدون اینکه متوجه باشید، ژینژیویت داشته باشید.

    ژینژیویت درمان‌نشده به پرودنتیت تبدیل می‌شود که مرحله پیشرفته‌تر بیماری لثه است. این بیماری می‌تواند در طول زمان به لثه و دندان‌های شما آسیب بزند.

    علائم شایع ژینژیویت

    ژینژیویت علائم مختلفی دارد، از جمله:

    • قرمزی و ورم لثه؛
    • خونریزی لثه با مسواک‌زدن یا کشیدن نخ دندان؛
    • خونریزی تصادفی لثه.

    ژینژیویت معمولا با درد و علامت همراه نیست و با مسواک‌زدن درست و استفاده از دهان‌شویه قابل درمان است.

    شما بگویید

    پریودنتیت را می‌توان با مراقب و درمان مناسب مهار کرد. شما چقدر با پریودنتیت آشنایی دارید؟ آیا برای درمان شخصی و برنامه‌های مراقبتی به دندان‌پزشک یا متخصص لثه مراجعه می‌کنید؟ در صورت تمایل، می‌توانید تجربه و نظرتان را در قسمت ارسال دیدگاه برایمان بنویسید و این مطلب را از طریق شبکه‌های اجتماعی با دوستانتان به اشتراک بگذارید.

    گامی برای تسلط شما بر مهارت‌های برقراری ارتباط
    هشدار! این مطلب صرفا جنبه آموزشی دارد و برای استفاده از آن لازم است با پزشک یا متخصص مربوطه مشورت کنید. اطلاعات بیشتر

    [ad_2]
    منبع

  • اختلال مسخ شخصیت یا گسست از خویشتن چیست؟

    اختلال مسخ شخصیت یا گسست از خویشتن چیست؟

    [ad_1]

    بسیاری از افراد در طول زندگی خود علائم اختلال مسخ شخصیت را تجربه می‌کنند. اختلال مسخ واقعیت یا شخصیت با دوره‌هایی از احساس جداشدن از بدن و افکار مشخص می‌شود. این اختلال گاهی اوقات به این صورت توصیف می‌شود که احساس می‌کنید از بیرون بدن خود را مشاهده می‌کنید یا اینکه در خواب و رؤیا هستید. در این مقاله از علائم، علل و روش‌های درمان اختلال مسخ واقعیت خواهیم گفت.

    اختلال مسخ شخصیت چیست؟

    اختلال مسخ شخصیت که اختلال غیرواقعی‌سازی نیز نامیده می‌شود، زمانی است که احساس می‌کنید:

    • از افکار، احساسات و بدنتان جدا شده‌اید (مسخ شخصیت).
    • از محیط خود جدا شده‌اید (غیرواقعی‌سازی).

    یک دوره مسخ شخصیت ممکن است از چند دقیقه تا (به‌ندرت) چند سال طول بکشد. مسخ شخصیت همچنین ممکن است نشانه‌ای از اختلالات دیگر از جمله برخی از اشکال سوءمصرف مواد، اختلالات شخصیتی خاص، اختلالات تشنج و برخی دیگر از بیماری‌های مغزی باشد.

    افراد دچار این اختلال ارتباط خود با واقعیت را از دست نمی‌دهند. آنها متوجه می‌شوند که چیزها آن‌طور که ظاهر می‌شوند نیستند. مسخ شخصیت یا اختلال غیرواقعی‌شدن شاید نشانه مسائل دیگری نیز باشد، مانند:

    علل ایجاد اختلال مسخ شخصیت

    محققان نمی‌دانند چه چیزی باعث این اختلالات می‌شود. در نیمی از موارد، پزشکان نمی‌توانند تشخیص دهند که چه چیزی باعث این اختلال می‌شود. عوامل بیولوژیکی و محیطی ممکن است در بروز اختلال مسخ واقعیت نقش داشته باشند. برخی از افراد به دلایل مختلف ممکن است بیشتر در معرض ابتلا به اختلال تجزیه‌ای قرار داشته باشند، از جمله:

    • سیستم عصبی‌ای که کمتر به احساسات واکنش نشان می‌دهد.
    • برخی از اختلالات شخصیتی یا اختلالات سلامت روان.
    • شرایط فیزیکی مانند تشنج.

    پس از استرس شدید یا تروما نیز ممکن است اختلالات تجزیه‌ای رخ دهند، مانند:

    • داشتن پدر یا مادری با بیماری روانی شدید؛
    • بدرفتاری (تجربه شخصی یا مشاهده آن)؛
    • تصادف؛
    • خطرات کشنده؛
    • بلایای طبیعی؛
    • مرگ ناگهانی یکی از عزیزان؛
    • خشونت؛
    • جنگ.

    عوامل دیگری نیز در بروز اختلال مسخ واقعیت نقش دارند؛ از جمله:

    علائم اختلال مسخ شخصیت

    علامت اصلی اختلال مسخ شخصیت احساس قطع ارتباط است. ممکن است این احساسات را داشته باشید:

    • جداشدگی از افکار، احساسات و بدن خود (مسخ شخصیت).
    • جداشدگی از محیط یا اطرافیان خود (واقعیت‌ناپذیری).
    • احساس ربات‌گونه.
    • تماشای خود از بیرون بدنتان.
    • زندگی در دنیایی رؤیایی.
    • احساس افسردگی، اضطراب، پانیک یا دیوانه‌شدن.

    درباره ارتباط پانیک و مسخ شخصیت می‌توان گفت فردی که دچار پانیک شده است، حین حمله ممکن است علائم مسخ شخصیت یا مسخ واقعیت را نیز تجربه کند.

    برخی افراد علائم خفیف و کوتاه‌‌مدت را تجربه می‌کنند. برخی دیگر علائم مزمن (مداوم) دارند که ممکن است سال‌ها ادامه داشته باشند. این علائم ممکن است عملکرد شما را مختل کنند و حتی منجر به ناتوانی شوند.

    تشخیص مسخ شخصیت

    هیچ آزمایشی اختلال مسخ واقعیت را مشخص نمی‌کند، اما ممکن است پزشک بخواهد آزمایش خون یا تصویربرداری (اشعه ایکس، سی‌تی‌اسکن یا ام‌آرآی) انجام دهید تا وجود بیماری جسمی یا عوارض جانبی دارویی را رد کند.

    پزشک شما ممکن است شما را به متخصص سلامت روان ارجاع دهد. روان‌پزشک، روان‌شناس یا مددکار اجتماعی روان‌پزشکی می‌تواند به تشخیص و درمان شما کمک کند. متخصصان با شما صحبت می‌کنند تا تجربیات و نحوه عملکرد شما را درک کنند.

    درمان اختلال مسخ شخصیت

    اغلب، افراد به‌دلیل نگرانی بابت علائمی مانند افسردگی به دنبال درمان‌اند. افسردگی ممکن است مشکلی بزرگ‌تر از اختلال باشد. ممکن است نیاز به درمان مسخ شخصیت داشته باشید اگر:

    • اختلالتان طولانی‌مدت است یا مدام برمی‌گردد و عود می‌کند.
    • علائم ناتوان‌کننده یا آزاردهنده‌اند.

    هدف درمان مقابله با عوامل استرس‌زایی است که باعث ایجاد علائم می‌شوند. متخصص درمان شما را بر اساس موارد زیر برنامه‌ریزی می‌کند:

    • سلامت عمومی؛
    • محرک‌ها؛
    • شدت علائم.

    درمان اغلب شامل ترکیبی از انواع روش‌های روان‌درمانی است. متخصص ممکن است یک یا چند مورد از این روش‌ها را انتخاب کند:

    • درمان شناختی-رفتاری (CBT): بر تغییر الگوهای تفکر، احساسات و رفتارهایی تمرکز دارد که به درد شما نمی‌خورند.
    • درمان دیالکتیکی-رفتاری (DBT): ممکن است به اختلالات شخصیتی شدید کمک کند. ممکن است به شما برای تحمل احساسات دشوار از جمله علائم تجزیه‌کننده کمک کند. این شیوه معمولا وقتی مفید است که سوءاستفاده یا تروما را تجربه کرده باشید.
    • حساسیت‌زدایی و پردازش مجدد حرکات چشم (EMDR): ممکن است برای مقابله با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) مفید باشد و کابوس‌های مداوم، بازگشت به گذشته و سایر علائم را کاهش دهد.
    • خانواده‌درمانی: با تمرین دسته‌جمعی اعضای خانواده شما درباره این اختلال یاد می‌گیرند. گروه یاد می‌گیرد که چگونه نشانه‌های عودکردن را تشخیص دهد.
    • درمان‌های خلاق: هنر یا موسیقی‌درمانی شاید به شما کمک کند افکار و احساسات خود را در یک محیط امن و خلاقانه کشف و بیان کنید.

    سایر درمان‌ها عبارت‌اند از:

    • تکنیک‌های مدیتیشن و آرامش: ذهن‌آگاهی ممکن است به شما برای تحمل علائم کمک کند. می‌توانید یاد بگیرید که با افکار و احساسات خود هماهنگ شوید. همچنین ممکن است به تنظیم پاسخ‌های بدن شما کمک کند.
    • هیپنوتیزم بالینی (هیپنوتیزم‌درمانی): این روش درمانی از آرامش شدید، تمرکز و توجه متمرکز استفاده می‌کند. هدف آن دستیابی به یک وضعیت شدید آگاهی است. متخصص به شما کمک می‌کند تا افکار، احساسات و خاطرات عمیق را کشف کنید. او می‌تواند به یافتن ریشه مشکل کمک کند.
    • دارودرمانی: دارویی برای اختلال مسخ شخصیت وجود ندارد، اما درمان افسردگی یا اضطراب شاید مفید باشد. متخصص ممکن است داروهای ضدافسردگی یا ضداضطراب مانند دزیپرامین را تجویز کند.

    بهبودی کامل برای بسیاری از افراد امکان‌پذیر است. در برخی افراد، این اختلال خودبه‌خود از بین می‌رود. برخی دیگر با اقدامات درمانی و مقابله با محرک‌ها بهبود می‌یابند. درمان به حل مشکلات اساسی کمک می‌کند. برای جلوگیری از عود علائم به درمان ادامه دهید.

    پیشگیری از مسخ شخصیت

    ممکن است نتوان از اختلال مسخ شخصیت جلوگیری کرد، اما تشخیص علائم مفید است و سبب می‌شود که بتوانید آن را هرچه زودتر درمان کنید. اگر رویدادی آسیب‌زا را از سر گذرانده‌اید، به دنبال کمک باشید. مداخله سریع احتمال ابتلا به این اختلال را کاهش می‌دهد.

    سؤالات رایج

    ـ اختلال مسخ شخصیت همان اختلال تجزیه‌ای است؟

    اختلال مسخ شخصیت یا عدم تحقق نوعی وضعیت تجزیه‌ای است. اختلالات تجزیه‌ای بیماری‌های روانی‌ای هستند که شامل اختلالات یا شکست حافظه، هوشیاری، آگاهی، هویت یا ادراک می‌شوند. هنگامی که یک یا چند مورد از این عملکردها مختل شود، ممکن است علائم مسخ شخصیت بروز کنند. این علائم ممکن است در عملکرد عمومی فرد از جمله فعالیت‌ها و روابط اجتماعی و کاری اختلال ایجاد کنند.

    ـ مسخ شخصیت نوعی اختلال روانی است؟

    تفاوت مسخ شخصیت با اختلالات روانی وجود آگاهی است. افراد مبتلا به اختلال مسخ شخصیت می‌دانند که احساس جدایی‌شان واقعی نیست، اما افراد مبتلا به روان‌پریشی معتقدند که احساسات آنها واقعی است.

    ـ چه کسانی دچار اختلال مسخ واقعیت می‌شوند؟

    اکثر افراد در جوانی دچار این اختلال می‌شوند. میانگین سنی ابتلا به اختلال مسخ شخصیت ۱۶ سال است. این اختلال به‌ندرت بعد از ۴۰سالگی شروع می‌شود.

    ـ اختلال مسخ شخصیت چقدر شایع است؟

    تجربه رفت‌وآمد مسخ شخصیت بسیار معمول است. ممکن است احساس زودگذری داشته باشید که از خود یا محیط خود جدا شده‌اید. ممکن است احساس کنید که در حال تماشای خود در یک فیلمید و سپس این احساسات از بین بروند. کارشناسان این را مسخ شخصیت گذرا می‌نامند. حدود نیمی از مردم هرازگاهی این احساس را دارند. اما اختلال واقعی که در آن مسخ شخصیت طولانی‌مدت است و نمی‌آید و نمی‌رود، در کمتر از ۲درصد جمعیت جهان اتفاق می‌افتد.

    شما بگویید

    آیا شما تجربه مسخ شخصیت داشته‌اید؟ کسی از نزدیکانتان چطور؟ به یاد می‌آورید در وضعیت مسخ چه حالی داشتید؟ از تجربه‌تان بگویید.

    برای از بین بردن احساس افسردگی چه کاری انجام دهیم؟

    در افسردگی غم به لایه‌های عمیق زندگی نفوذ کرده و اختلالاتی در احساسات و رفتار شما به‌وجود می‌آورد. اگر احساس افسردگی دارید، حتما با کمک یک روانشناس متخصص مشکل را ریشه‌یابی کنید و برای حل آن راهکار بگیرید.برای ارتباط با مشاور متخصص افسردگی روی دکمه زیر کلیک کنید.

    هشدار! این مطلب صرفا جنبه آموزشی دارد و برای استفاده از آن لازم است با پزشک یا متخصص مربوطه مشورت کنید. اطلاعات بیشتر

    به کمک زبان بدن، ناگفته‌ها را بگویید و بشنوید



    [ad_2]
    منبع

  • اختلال مسخ شخصیت یا گسست از خویشتن چیست؟

    اختلال مسخ شخصیت یا گسست از خویشتن چیست؟

    [ad_1]

    بسیاری از افراد در طول زندگی خود علائم اختلال مسخ شخصیت را تجربه می‌کنند. اختلال مسخ واقعیت یا شخصیت با دوره‌هایی از احساس جداشدن از بدن و افکار مشخص می‌شود. این اختلال گاهی اوقات به این صورت توصیف می‌شود که احساس می‌کنید از بیرون بدن خود را مشاهده می‌کنید یا اینکه در خواب و رؤیا هستید. در این مقاله از علائم، علل و روش‌های درمان اختلال مسخ واقعیت خواهیم گفت.

    اختلال مسخ شخصیت چیست؟

    اختلال مسخ شخصیت که اختلال غیرواقعی‌سازی نیز نامیده می‌شود، زمانی است که احساس می‌کنید:

    • از افکار، احساسات و بدنتان جدا شده‌اید (مسخ شخصیت).
    • از محیط خود جدا شده‌اید (غیرواقعی‌سازی).

    یک دوره مسخ شخصیت ممکن است از چند دقیقه تا (به‌ندرت) چند سال طول بکشد. مسخ شخصیت همچنین ممکن است نشانه‌ای از اختلالات دیگر از جمله برخی از اشکال سوءمصرف مواد، اختلالات شخصیتی خاص، اختلالات تشنج و برخی دیگر از بیماری‌های مغزی باشد.

    افراد دچار این اختلال ارتباط خود با واقعیت را از دست نمی‌دهند. آنها متوجه می‌شوند که چیزها آن‌طور که ظاهر می‌شوند نیستند. مسخ شخصیت یا اختلال غیرواقعی‌شدن شاید نشانه مسائل دیگری نیز باشد، مانند:

    علل ایجاد اختلال مسخ شخصیت

    محققان نمی‌دانند چه چیزی باعث این اختلالات می‌شود. در نیمی از موارد، پزشکان نمی‌توانند تشخیص دهند که چه چیزی باعث این اختلال می‌شود. عوامل بیولوژیکی و محیطی ممکن است در بروز اختلال مسخ واقعیت نقش داشته باشند. برخی از افراد به دلایل مختلف ممکن است بیشتر در معرض ابتلا به اختلال تجزیه‌ای قرار داشته باشند، از جمله:

    • سیستم عصبی‌ای که کمتر به احساسات واکنش نشان می‌دهد.
    • برخی از اختلالات شخصیتی یا اختلالات سلامت روان.
    • شرایط فیزیکی مانند تشنج.

    پس از استرس شدید یا تروما نیز ممکن است اختلالات تجزیه‌ای رخ دهند، مانند:

    • داشتن پدر یا مادری با بیماری روانی شدید؛
    • بدرفتاری (تجربه شخصی یا مشاهده آن)؛
    • تصادف؛
    • خطرات کشنده؛
    • بلایای طبیعی؛
    • مرگ ناگهانی یکی از عزیزان؛
    • خشونت؛
    • جنگ.

    عوامل دیگری نیز در بروز اختلال مسخ واقعیت نقش دارند؛ از جمله:

    علائم اختلال مسخ شخصیت

    علامت اصلی اختلال مسخ شخصیت احساس قطع ارتباط است. ممکن است این احساسات را داشته باشید:

    • جداشدگی از افکار، احساسات و بدن خود (مسخ شخصیت).
    • جداشدگی از محیط یا اطرافیان خود (واقعیت‌ناپذیری).
    • احساس ربات‌گونه.
    • تماشای خود از بیرون بدنتان.
    • زندگی در دنیایی رؤیایی.
    • احساس افسردگی، اضطراب، پانیک یا دیوانه‌شدن.

    درباره ارتباط پانیک و مسخ شخصیت می‌توان گفت فردی که دچار پانیک شده است، حین حمله ممکن است علائم مسخ شخصیت یا مسخ واقعیت را نیز تجربه کند.

    برخی افراد علائم خفیف و کوتاه‌‌مدت را تجربه می‌کنند. برخی دیگر علائم مزمن (مداوم) دارند که ممکن است سال‌ها ادامه داشته باشند. این علائم ممکن است عملکرد شما را مختل کنند و حتی منجر به ناتوانی شوند.

    تشخیص مسخ شخصیت

    هیچ آزمایشی اختلال مسخ واقعیت را مشخص نمی‌کند، اما ممکن است پزشک بخواهد آزمایش خون یا تصویربرداری (اشعه ایکس، سی‌تی‌اسکن یا ام‌آرآی) انجام دهید تا وجود بیماری جسمی یا عوارض جانبی دارویی را رد کند.

    پزشک شما ممکن است شما را به متخصص سلامت روان ارجاع دهد. روان‌پزشک، روان‌شناس یا مددکار اجتماعی روان‌پزشکی می‌تواند به تشخیص و درمان شما کمک کند. متخصصان با شما صحبت می‌کنند تا تجربیات و نحوه عملکرد شما را درک کنند.

    درمان اختلال مسخ شخصیت

    اغلب، افراد به‌دلیل نگرانی بابت علائمی مانند افسردگی به دنبال درمان‌اند. افسردگی ممکن است مشکلی بزرگ‌تر از اختلال باشد. ممکن است نیاز به درمان مسخ شخصیت داشته باشید اگر:

    • اختلالتان طولانی‌مدت است یا مدام برمی‌گردد و عود می‌کند.
    • علائم ناتوان‌کننده یا آزاردهنده‌اند.

    هدف درمان مقابله با عوامل استرس‌زایی است که باعث ایجاد علائم می‌شوند. متخصص درمان شما را بر اساس موارد زیر برنامه‌ریزی می‌کند:

    • سلامت عمومی؛
    • محرک‌ها؛
    • شدت علائم.

    درمان اغلب شامل ترکیبی از انواع روش‌های روان‌درمانی است. متخصص ممکن است یک یا چند مورد از این روش‌ها را انتخاب کند:

    • درمان شناختی-رفتاری (CBT): بر تغییر الگوهای تفکر، احساسات و رفتارهایی تمرکز دارد که به درد شما نمی‌خورند.
    • درمان دیالکتیکی-رفتاری (DBT): ممکن است به اختلالات شخصیتی شدید کمک کند. ممکن است به شما برای تحمل احساسات دشوار از جمله علائم تجزیه‌کننده کمک کند. این شیوه معمولا وقتی مفید است که سوءاستفاده یا تروما را تجربه کرده باشید.
    • حساسیت‌زدایی و پردازش مجدد حرکات چشم (EMDR): ممکن است برای مقابله با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) مفید باشد و کابوس‌های مداوم، بازگشت به گذشته و سایر علائم را کاهش دهد.
    • خانواده‌درمانی: با تمرین دسته‌جمعی اعضای خانواده شما درباره این اختلال یاد می‌گیرند. گروه یاد می‌گیرد که چگونه نشانه‌های عودکردن را تشخیص دهد.
    • درمان‌های خلاق: هنر یا موسیقی‌درمانی شاید به شما کمک کند افکار و احساسات خود را در یک محیط امن و خلاقانه کشف و بیان کنید.

    سایر درمان‌ها عبارت‌اند از:

    • تکنیک‌های مدیتیشن و آرامش: ذهن‌آگاهی ممکن است به شما برای تحمل علائم کمک کند. می‌توانید یاد بگیرید که با افکار و احساسات خود هماهنگ شوید. همچنین ممکن است به تنظیم پاسخ‌های بدن شما کمک کند.
    • هیپنوتیزم بالینی (هیپنوتیزم‌درمانی): این روش درمانی از آرامش شدید، تمرکز و توجه متمرکز استفاده می‌کند. هدف آن دستیابی به یک وضعیت شدید آگاهی است. متخصص به شما کمک می‌کند تا افکار، احساسات و خاطرات عمیق را کشف کنید. او می‌تواند به یافتن ریشه مشکل کمک کند.
    • دارودرمانی: دارویی برای اختلال مسخ شخصیت وجود ندارد، اما درمان افسردگی یا اضطراب شاید مفید باشد. متخصص ممکن است داروهای ضدافسردگی یا ضداضطراب مانند دزیپرامین را تجویز کند.

    بهبودی کامل برای بسیاری از افراد امکان‌پذیر است. در برخی افراد، این اختلال خودبه‌خود از بین می‌رود. برخی دیگر با اقدامات درمانی و مقابله با محرک‌ها بهبود می‌یابند. درمان به حل مشکلات اساسی کمک می‌کند. برای جلوگیری از عود علائم به درمان ادامه دهید.

    پیشگیری از مسخ شخصیت

    ممکن است نتوان از اختلال مسخ شخصیت جلوگیری کرد، اما تشخیص علائم مفید است و سبب می‌شود که بتوانید آن را هرچه زودتر درمان کنید. اگر رویدادی آسیب‌زا را از سر گذرانده‌اید، به دنبال کمک باشید. مداخله سریع احتمال ابتلا به این اختلال را کاهش می‌دهد.

    سؤالات رایج

    ـ اختلال مسخ شخصیت همان اختلال تجزیه‌ای است؟

    اختلال مسخ شخصیت یا عدم تحقق نوعی وضعیت تجزیه‌ای است. اختلالات تجزیه‌ای بیماری‌های روانی‌ای هستند که شامل اختلالات یا شکست حافظه، هوشیاری، آگاهی، هویت یا ادراک می‌شوند. هنگامی که یک یا چند مورد از این عملکردها مختل شود، ممکن است علائم مسخ شخصیت بروز کنند. این علائم ممکن است در عملکرد عمومی فرد از جمله فعالیت‌ها و روابط اجتماعی و کاری اختلال ایجاد کنند.

    ـ مسخ شخصیت نوعی اختلال روانی است؟

    تفاوت مسخ شخصیت با اختلالات روانی وجود آگاهی است. افراد مبتلا به اختلال مسخ شخصیت می‌دانند که احساس جدایی‌شان واقعی نیست، اما افراد مبتلا به روان‌پریشی معتقدند که احساسات آنها واقعی است.

    ـ چه کسانی دچار اختلال مسخ واقعیت می‌شوند؟

    اکثر افراد در جوانی دچار این اختلال می‌شوند. میانگین سنی ابتلا به اختلال مسخ شخصیت ۱۶ سال است. این اختلال به‌ندرت بعد از ۴۰سالگی شروع می‌شود.

    ـ اختلال مسخ شخصیت چقدر شایع است؟

    تجربه رفت‌وآمد مسخ شخصیت بسیار معمول است. ممکن است احساس زودگذری داشته باشید که از خود یا محیط خود جدا شده‌اید. ممکن است احساس کنید که در حال تماشای خود در یک فیلمید و سپس این احساسات از بین بروند. کارشناسان این را مسخ شخصیت گذرا می‌نامند. حدود نیمی از مردم هرازگاهی این احساس را دارند. اما اختلال واقعی که در آن مسخ شخصیت طولانی‌مدت است و نمی‌آید و نمی‌رود، در کمتر از ۲درصد جمعیت جهان اتفاق می‌افتد.

    شما بگویید

    آیا شما تجربه مسخ شخصیت داشته‌اید؟ کسی از نزدیکانتان چطور؟ به یاد می‌آورید در وضعیت مسخ چه حالی داشتید؟ از تجربه‌تان بگویید.

    برای از بین بردن احساس افسردگی چه کاری انجام دهیم؟

    در افسردگی غم به لایه‌های عمیق زندگی نفوذ کرده و اختلالاتی در احساسات و رفتار شما به‌وجود می‌آورد. اگر احساس افسردگی دارید، حتما با کمک یک روانشناس متخصص مشکل را ریشه‌یابی کنید و برای حل آن راهکار بگیرید.برای ارتباط با مشاور متخصص افسردگی روی دکمه زیر کلیک کنید.

    هشدار! این مطلب صرفا جنبه آموزشی دارد و برای استفاده از آن لازم است با پزشک یا متخصص مربوطه مشورت کنید. اطلاعات بیشتر

    به کمک زبان بدن، ناگفته‌ها را بگویید و بشنوید



    [ad_2]
    منبع

  • شیائومی با ساخت میکس فلیپ به رقابت با زد فلیپ سامسونگ می‌پردازد

    شیائومی با ساخت میکس فلیپ به رقابت با زد فلیپ سامسونگ می‌پردازد

    [ad_1]

    برخی افشاگران ادعا کردند شیائومی در حال ساخت یک گوشی جدید تاشو به نام میکس فیلیپ است. این گوشی قرار است رقیب جدی ای برای زد فلیپ سامسونگ باشد.

    به گزارش سرویس اخبار فناوری و تکنولوژی تکنا، شیائومی با ساخت سری میکس فولد توانست برخی از کاربران علاقمند به این نوع فرم فکتور را به خود جلب کند. ادعای جدید نشان می‌دهد این شرکت در حال توسعه نوع دیگری از گوشی تا شدنی برای رقابت با زد فلیپ ۵ سامسونگ است.

    این شرکت قصد دارد علاوه بر این گوشی در بازار تا شدنی‌های پوست صدفی نیز وارد شود. به نظر می‌رسد نام میکس فلیپ نیز در دیتابیس IMEI در چین نیز رویت شده است. این موضوع نشان می‌دهد شیائومی نسخه متفاوتی از گوشی‌های تاشو را به زودی روانه بازار خواهد کرد. طبق اعلام برخی افشاگران قرار است میکس فلیپ به عنوان گوشی جدید شیائومی در سال آینده همراه با میکس فولد ۴ به بازار عرضه شود. اما شماره مدل منتسب به این گوشی نشان می‌دهد احتمال دارد قبل از پایان سال ۲۰۲۳ نیز شاهد معرفی آن باشیم‌.

    این گوشی شدنی در قسمت داخلی خود شباهت زیادی به گلکسی زد فیلیپ خواهد داشت. در قسمت بیرون نیز به نمایشگری با پوسته صدفی همانند تا شدنی‌های سامسونگ مواجه خواهیم بود.

    در مورد قیمت این گوشی جدید خبری منتشر نشده است. یکی از مهم‌ترین تغییرات مربوط به گوشی میکس فلیپ جزیره دوربین آن است. این بخش شامل سه دوربین است که احتمالاً یکی از آنها دارای لنز تله فوتو با بزرگنمایی اپتیکال ۳ برابری خواهد بود.


    [ad_2]

    منبع

  • اهمیت اعتماد به کارکنان + روش ایجاد محیط کاری مبتنی بر اعتماد

    اهمیت اعتماد به کارکنان + روش ایجاد محیط کاری مبتنی بر اعتماد

    [ad_1]

    تصور روابط انسانی بدون اعتماد غیرممکن است. گرچه قوانین، مقررات و آیین‌نامه‌ها را برای مرزبندی و شفاف‌سازی وظایف و نقش‌ها می‌نویسند، بدون اعتماد نمی‌توان انتظار داشت که به‌تنهایی سبب ثبات و پیشرفت جامعه یا حتی یک سازمان شوند. آیا جامعه‌ای بدون اعتماد متقابل ملت و دولت، ولو با وجود قوانین فراوان، توسعه می‌یابد؟ سازمان‌ها و کسب‌وکارها نیز از این قاعده مستثنا نیستند. برای آنکه یک سازمان بتواند به اهداف خود برسد، باید اعضای آن با یکدیگر همکاری کنند. اما همکاری بدون اعتماد ممکن نیست. در این مقاله می‌خواهیم درباره اهمیت و فواید اعتماد، روش‌های بهبود آن و نیز مقابله با بی‌اعتمادی صحبت کنیم. با ما تا پایان مقاله همراه باشید.

    اهمیت اعتماد به کارکنان

    محیط کار بر اساس روابط کاری موفق بین کارکنان ایجاد می‌شود. این روابط اگر بر اساس اعتماد شکل بگیرند، فواید جالب‌توجهی خواهند داشت که در ادامه بعضی از آنها را بیان کرده‌ایم.

    ۱. بهبود عملکرد

    وقتی مدیران به کارکنان نشان می‌دهند که به آنها اعتماد دارند، آنها خود را خودمختار و توانمندتر می‌بینند. کارکنانی که چنین احساسی داشته باشند، با جدیت و اعتماد به نفس بیشتری کار می‌کنند. درنتیجه عملکرد و نتایج کاری بهتری نیز کسب می‌کنند.

    در پژوهشی، ۷۹درصد از کارکنانی که به مدیران خود اعتماد داشتند با انگیزه بیشتری کار می‌‌کردند. در مقابل تنها ۲۹درصد از کارکنانی که اعتماد چندانی به مدیران خود نداشتند، با همان جدیت و علاقه به کارشان توجه می‌‌کردند.

    ۲. بهبود ارتباط

    اعتماد بیشتر منجر به ارتباط بهتر و صادقانه‌تر می‌شود. آیا ما با کسی که به او اعتماد داریم، راحت‌تر حرف نمی‌زنیم؟ در یک محیط کاری با اعتماد زیاد، کارکنان هنگام گفت‌وگو با مدیران خود یا با یکدیگر صادق‌تر و شفاف‌ترند.

    وقتی به آنها فرصت حرف‌زدن بدهید و نشان دهید که شنوای صحبت‌های آنها هستید، در می‌توانید اعتماد آنها را جلب کنید. از سوی دیگر این گفت‌وگوی شفاف فواید بیشتری هم دارد؛ مثلا مشکلات زودتر شناسایی می‌شوند و شما به‌عنوان مدیر بهتر از جزئیات مسائل مطلع می‌شوید. درنتیجه می‌توانید تصمیم‌های مؤثرتری بگیرید.

    ۳. تقویت خلاقیت و نوآوری

    وقتی کارکنان به محیط کار خود اعتماد و اطمینان داشته باشند، تمایل بیشتری برای ارائه ایده‌ها و اندیشه‌های جدید خود دارند. برعکس در محیطی که افراد به‌خاطر ایده‌پردازی تمسخر یا نادیده گرفته می‌شوند، صداها خاموش می‌شوند و کسی به دیگران اعتماد نمی‌کند تا افکارش را به اشتراک بگذارد.

    از سوی دیگر اعتماد متقابل همکاری و کار تیمی کارکنان را نیز بهبود می‌دهد. کارکنانی که به هم اعتماد کنند، بیشتر و بهتر با هم همکاری می‌کنند.

    ۴. کاهش استرس و تقویت روحیه

    هنگامی که کارکنان احساس کنند به آنها اعتماد شده است، احساس خودمختاری بیشتری می‌کنند، بیشتر کار می‌کنند و کار خود را بخشی از دستاوردشان می‌دانند. همه اینها باعث احساس رضایت شغلی در آنها و این احساس منجر به کاهش استرس کاری می‌شود. درنهایت وقتی آنها استرس کمتری داشته باشند، روحیه بهتری هم خواهند داشت.

    ۵. تقویت وفاداری

    چرا کارکنان بخواهند محیط کاری سالم و بناشده بر اساس اعتماد را رها کنند؟ وقتی خودمختاری آنها محترم شمرده شود، وقتی به نظرات و اندیشه‌های آنها توجه شود و وقتی بتوانند پاداش کار خود را منصفانه دریافت کنند، همه اینها به وفاداری سازمانی ختم می‌شوند.

    چگونه می‌توان محیط کاری مبتنی بر اعتماد ساخت؟

    اعتماد باید از بالا به پایین در سازمان ایجاد شود. به بیان دیگر، نقش مدیران مجموعه در ایجاد اعتماد بین خود و کارکنان بسیار مهم است. نمی‌توان فقط در حرف از اعتمادکردن سخن گفت؛ رفتارها و اقدامات مدیران باید به گونه‌ای باشد که اعتماد را در عمل نشان دهند. برای ایجاد محیط کاری مبتنی بر اعتماد، به راهکارهایی توجه کنید که در ادامه ارائه کرده‌ایم.

    ۱. از دخالت در هر کار کوچکی پرهیز کنید

    اعتماد به کارکنان یعنی به توانایی‌ آنها برای انجام کار اعتماد داشته باشید. شما نباید مدام در کار آنها دخالت کنید و درگیر هر مسئله کوچکی شوید. اگر چنین کنید، آنها می‌فهمند که شما شایستگی شغلی آنها را قبول ندارید.

    آیا اعتمادکردن به کارکنان به‌معنای رهاکردن آنها به حال خوشان است؟ نه، منظور ما این نیست که هیچ نظارتی بر کار آنها نباشد. برای آنکه حس خودمختاری را به کارکنان خود بدهید، باید در ابتدای کار انتظارات خود را شفاف به آنها منتقل و چارچوب‌ها را مشخص کنید و در عین حال انعطاف‌پذیر باشید. حال می‌توانید بر روند کلی کارها و نتایج نظارت کنید. از نظارت بر تک‌تک اقدامات کارکنان پرهیز و بیشتر به نتیجه کلی توجه کنید. اگر نتیجه مطابق انتظار نیست، آنگاه می‌توان روندها را برای ارزیابی چرایی نتیجه به‌دست‌آمده بررسی کرد.

    ۲. شفافیت را به بخشی از فرهنگ سازمانی خود تبدیل کنید

    ابهام مهم‌ترین عامل بی‌اعتمادی و بروز مشکلات در سازمان است. انسان‌ها نمی‌توانند شرایط مبهم را مدت طولانی تحمل کنند. بنابراین تمام تلاش خود را برای شفافیت هرچه بیشتر به کار بگیرید. کارمند شما باید بداند که در چه محیطی با چه قوانین و چارچوب‌هایی فعالیت می‌کند. هنگام تغییرات سازمانی، آنها را در جریان هر تغییر خوب یا بدی قرار دهید. بدین ترتیب آنها کمتر دچار ابهام و اضطراب ناشی از آن می‌شوند.

    ۳. گفتار و رفتارتان را یکی کنید

    اگر گفتار و رفتار شما به‌عنوان مدیر یکی نباشد، آیا اعتمادی باقی می‌ماند؟ یکی از مهم‌ترین کارهایی که مدیران باید انجام دهند، یکی‌کردن گفتار و رفتار خودشان است. اگر فرهنگ سازمانی شما ارزش‌های خاص خود را تبلیغ می‌کند، شما به‌عنوان مدیران سازمان باید در حفظ و رعایت آن ارزش‌ها پیشقدم باشید.

    حتی اگر کارکنان شما به‌غلط تصور کنند که مدیرانشان افرادی ریاکار و دورو هستند، ضربه‌ای مهلک به اعتماد آنها وارد می‌شود.

    ۴. کانال‌های ارتباطی با کارکنان ایجاد کنید

    آیا کارکنان برای ملاقات با مدیران خود باید ساعت‌ها منتظر بمانند؟ وجود روش‌های ارتباطی مؤثر برای انتقال پیام‌ها و نظرات کارکنان به مدیران مجموعه یکی از روش‌های ایجاد اعتماد در محیط کار است. وقتی کارکنان می‌توانند به سهولت با بالادست ارتباط برقرار کنند، اعتماد بیشتری به مجموعه‌ای که در آن کار می‌کنند خواهند داشت.

    ۵. کاغذبازی و ابزارهای نظارتی را کاهش دهید

    آیا کارکنان شما برای انجام کوچک‌ترین کارها باید آنها را ثبت کنند یا از شما اجازه بگیرند؟ اگر چنین است، نمی‌توانید ادعا کنید محیط کاری با اعتماد متقابل ایجاد کرده‌‌اید. لازمه اعتماد به کارکنان دادن حدی از آزادی عمل به آنهاست. با وجود تعداد زیادی ابزار نظارتی و سخت‌گیری‌های بیش‌ازاندازه نمی‌توانید محیطی مبتنی بر اعتماد شکل دهید.

    اگر به کارکنان خود اعتماد نداریم، چه کنیم؟

     اگر به کارکنان خود اعتماد نداریم چه کنیم

    در بخش‌های قبل درباره اهمیت اعتماد متقابل و راهکارهای ایجاد آن در محیط کار گفتیم. حال می‌خواهیم درباره فقدان اعتماد صحبت کنیم. اگر شما به‌عنوان مدیر مجموعه به تعدادی از کارکنان یا حتی همه آنها اعتماد نداشته باشید، چگونه می‌توانید این مسئله را حل کنید؟ پیشنهادهایی را مطالعه کنید که در ادامه مطرح کرده‌ایم.

    ۱. منبع بی‌اعتمادی را پیدا کنید

    اعتماد مقوله‌ای صفرویکی نیست که وجود داشته یا نداشته باشد. اعتماد مسئله‌ای مبتنی بر شرایط و توانایی‌هاست. مثلا شما شاید به کارمند خود برای ارائه یک محصول به مشتری اعتماد نداشته باشید، اما به توانایی‌های فنی او ایمان داشته باشید.

    طبق تحقیقات، اعتماد را می‌توان به ۳ عنصر زیر تفکیک کرد:

    • شایستگی: اعتماد به توانایی‌های فرد برای انجام یه کار.
    • ثبات: اعتماد به گفته فرد که وقتی می‌گوید کاری را انجام می‌دهد، آن را انجام می‌دهد.
    • شخصیت: اعتماد به صداقت فرد و اینکه او نیازهای دیگران را مانند نیازهای خود درک می‌کند.

    هرکدام از این ۳ عنصر در شکل‌گیری اعتماد ما به دیگران نقش دارند. برای گذر از عبارت‌های کلی مانند «من به آنها اعتماد ندارم» یا «آنها قابل‌اعتماد نیستند»، باید بپرسید آیا من به توانایی‌های این فرد برای انجام این کار مشخص اعتماد دارم یا نه؟ آیا او کاری که از وی خواسته‌ام را انجام می‌دهد؟ آیا او متوجه عواقب اهمال و کم‌کاری هست؟

    با بررسی این ۳ عنصر در یک کارمند می‌توانید به‌جای حدس و گمان، بر اساس واقعیت‌ها راجع به او قضاوت کنید.

    ۲. موقعیت یا کاری را پیدا کنید که می‌توانید به کارمند خود اعتماد کنید

    به دنبال موقعیت‌ها و شرایطی باشید که کارمندتان از پس آنها برمی‌آید. اگر خود کاری را به کسی که توانایی‌اش را ندارد بدهید، در این صورت چرا او را بابت اعتمادنداشتن خودتان سرزنش کنید؟ مثلا اگر کارمندتان فردی با توانایی‌های ارتباطی قوی است، او را در موقعیت شغلی متناسب با شایستگی‌هایش قرار دهید. به او درباره وظایفش، انتظارتی که دارید و شرایط کاری دقیق و شفاف توضیح دهید.

    فراموش نکنید که شما باید به هر فرد در موقعیت و جایگاه مناسب فرصت بدهید تا شایستگی‌های خود را در عمل نشان دهد و اعتمادتان را جلب کند.

    ۳. درباره رفتارهای مشخصی صحبت کنید که بی‌اعتمادی ایجاد می‌کنند

    چه چیزهایی باعث می‌شوند که احساس بی‌اعتمادی در شما ایجاد شود؟ فهرستی از آنها تهیه کنید، سپس با کارمند خود درباره آنها صادقانه گفت‌وگو کنید. شاید کارمندتان قصد فریب شما را نداشته، بلکه بر اساس عادت چنان رفتاری داشته است. در بازخورد خود سعی کنید تا حد امکان شفاف و با مثال‌های واضح صحبت کنید. کارمند شما باید بفهمد دقیقا کدام رفتار‌ها و عملکرد‌هایش منجر به بی‌اعتمادی شما شده است.

    ۴. به نقش خود در بی‌اعتمادی فکر کنید

    آیا فقط کارمندان شما مسئول حس بی‌‌اعتمادی ایجادشده در شما هستند؟ هر رابطه‌ای دو سو دارد. بنابراین چه بسا کلام و رفتار شما نیز در ایجاد بی‌اعتمادی و دورشدن کارکنان نقش داشته است. مثلا اعتماد زمانی کاهش می‌یابد که ابهام در وظایف، نقش‌ها و برخوردها دیده شود. آیا شما به‌قدر کافی به کارکنان خود توضیح داده‌اید چه انتظاراتی از آنها دارید؟ سازمان شما سازوکار درست و دقیقی برای شناسایی افراد نمونه و تشویق آنها دارد؟ آیا نظام توبیخ و تنبیه شما درست کار می‌کند؟

    پاسخ به این پرسش‌هاست که مشخص می‌کند شیوه مدیریت شما تا چه حد در ایجاد بی‌اعتمادی نقش داشته است.

    ۵. اگر بی‌اعتمادی ایجادشده بیش‌ازحد است، تصمیمی جدی بگیرید

    درنهایت باید به این پرسش پاسخ دهید که تا چه اندازه بی‌اعتمادی را می‌توانید تحمل کنید. مثلا فرض کنیم که شما تمام کارها را هم درست انجام داده‌اید. حال اگر کارمندی به شما دروغ گفت، قوانین سازمان را زیر پا گذاشت و کارهایی خلاف مقررات سازمان انجام داد، چه برخوردی با او می‌کنید؟ گاهی اوقات لازم است برای حفظ ساختار سازمان و آسیب‌ندیدن فرهنگ سازمانی او را اخراج کنید. برخی اوقات بی‌اعتمادماندن به صحبت کسی که پل‌های مهمی را پشت‌سرش خراب کرده است،‌ لازمه حفظ اعتبار و اعتماد بین سایر اعضاست.

    [ad_2]

    منبع

  • حیرت دانشمندان از کشف یک سیاره غول پیکر غیر گازی بسیار بزرگتر از زمین

    حیرت دانشمندان از کشف یک سیاره غول پیکر غیر گازی بسیار بزرگتر از زمین

    [ad_1]

    دانشمندان یک سیاره غول پیکر غیر گازی کشف کرده‌اند که جرم آن حدود ۷۳ برابر بیشتر از زمین است. آنها هنوز نتوانستند توضیحی در مورد تشکیل و شکل‌گیری این سیاره غول پیکر پیدا کنند.

    به گزارش سرویس اخبار فناوری و تکنولوژی تکنا، دانشمندان معمولا قبل از کشف سیاره‌های فراخورشیدی روی مدل‌های شکل‌گیری آنها کار می‌کنند. مدل‌هایی که تاکنون آنها تهیه کرده‌اند در اکثر موارد در زمینه سیاره‌های منظومه شمسی یا سیاره‌های فراخورشیدی مانند نپتون‌های داغ عملکرد خوبی داشته است.

    اکنون گروهی بین المللی از پژوهشگران موفق به کشف سیاره‌ای شده‌اند که هیچ یک از مدل‌های پیشین نتوانسته آن را توصیف کند. این سیاره  دارای جرمی ۴ برابر نپتون اما با ابعاد مشابه آن است. چگالی این سیاره ماانند سیاره‌های جامد یا سیاره‌هایی با اقیانوس‌های عمیق است که کل سطح آن را پوشش داده‌اند.

    بررسی این سیاره نیز مشابه بسیاری از اکتشافات قبلی انجام شد. شناسایی آن نیز در ابتدا توسط ماهواره نقشه برداری سیاره فراخورشیدی در حال گذار یا همان TESS انجام گرفت. ستاره میزبان این سیاره نسبت به خورشید کوچکتر بوده و جرم آن نیز حدود ۰.۸ جرم خورشید است. فاصله این سیاره نیز تا ستاره میزبان اندک بوده و می‌تواند مدار آن را در حدود ۱.۲۴ روز کامل کند.

    دانشمندان سیاره کشف شده جدید را در نوع خود منحصر به فرد و عجیب می‌دادند. سیاره‌های زیادی با این ابعاد کشف شده‌اند اما فاصله آنها تا نزدیکی ستاره میزبان به این اندازه نبوده است. موقعیت سیاره در مکانی موسوم به صحرای نپتون داغ است. همچنین پرتو‌های قوی ستاره میزبان نیز جو آن را از بین برده است. نپتون‌های قرار گرفته در وضعیت صحرای داغ تنها دارای هسته سنگی هستند و درنهایت نیز در گروه سیاره‌های ابر زمین دسته‌بندی می‌شوند.


    [ad_2]

    منبع

  • تاثیر ژنتیک بر شخصیت؛ آیا صفات شخصیتی ارثی هستند؟

    تاثیر ژنتیک بر شخصیت؛ آیا صفات شخصیتی ارثی هستند؟

    [ad_1]

    ما انسان‌ها موجودات پیچیده‌ای هستیم و به‌سختی می‌توانیم تمام جوانب شخصیت، صفات و الگوهای رفتاری خود را کاملا درک کنیم. همیشه یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها برای ما این بوده که خصوصیات رفتاری ما تحت‌تأثیر چیست و تاثیر ژنتیک بر شخصیت ما چقدر است؟ اگر ویژگی‌های شخصیتی ما ناشی از ژنتیکمان باشد، هنگام تولد با آنها زاده می‌شویم، در طول زندگی یکسان می‌مانیم و قادر به تغییر خودمان نیستیم. اما اگر این صفات نتیجه محیط و تجربیاتمان باشند، احتمال دارد شخصیت ما در طول زندگی تغییر کند. در این مقاله، نگاهی به منشأ اصلی صفات رفتاری و ویژگی‌های اخلاقی‌مان می‌اندازیم تا شخصیت خودمان را بهتر درک کنیم و ببینیم تا چه‌ اندازه می‌توانیم الگوهای رفتاری‌مان را خودمان تعیین کنیم.

    تاثیر ژنتیک بر شخصیت ما چقدر است؟

    شخصیت هر فرد حاصل صفات و ویژگی‌هایی است که الگوهای نسبتا پایداری از افکار، احساسات و اعمال را شکل می‌دهند و ممکن است در هر فرد متمایز باشند. بااین‌همه، منشأ شخصیت افراد گاهی مبهم تلقی می‌شود. بسیاری شخصیت را نتیجه تأثیر ژن‌ها می‌دانند و برخی نیز بر نقش محیط در شکل‌گیری صفات شخصیتی تأکید می‌کنند.

    در بسیاری موارد، افراد ویژگی‌هایی مثل خلق‌وخوی عصبی یا تمایلات کمال‌طلبی والدینشان را به ارث می‌برند. همان کودک ممکن است چشم‌های آبی درشت و موهای مجعد ضخیم والدینش را هم به ارث ببرد. اگرچه به‌ارث‌بردن ویژگی‌های فیزیکی واضح و ملموس است، درک اینکه آیا ویژگی‌های رفتاری ناشی از ژنتیک‌اند یا به‌لطف سال‌ها تربیت والدین شکل گرفته‌اند، چندان راحت نیست.

    به نظر می‌رسد ویژگی‌هایی مانند تمایل به کسب تجربیات مختلف یا صمیمیت بر اثر نوع تربیت والدین شکل می‌گیرند و ویژگی‌های باثبات‌تری مانند حواس‌پرتی یا توافق‌پذیری ریشه در دی‌ان‌ای (DNA) کودک دارند. در واقع برخی ویژگی‌های خاص با ژنوم‌های مشخصی مرتبط‌اند و به ژن‌ها وابسته‌اند. در مقابل احتمال دارد سایر خصوصیات بعدا بر اثر عوامل خارجی ایجاد شوند.

     

    ساده‌تر بگوییم، اگرچه بسیاری تاثیر ژنتیک بر شخصیت را تغییرناپذیر ارزیابی می‌کنند، مهم است بدانیم که ویژگی‌های شخصیتی هم ارثی‌اند و هم ممکن است نتیجه محیط یا عوامل دیگر باشند. بااین‌همه میزان تأثیر ژنتیک و محیط بر هر ویژگی شخصیتی احتمالا متفاوت است.

    مثلا فردی بسیار برون‌گرا ممکن است در طول زمان تا حدودی محتاط‌تر شود، اما این به‌معنای درون‌گراشدنش نیست. در واقع فرد ممکن است همچنان برون‌گرا و صمیمی باشد، اما اندک‌اندک متوجه شود که از تنهایی یا محیط‌های آرام‌تر نیز گاهی لذت می‌برد.

    نقش ژنتیک و محیط در شکل‌گیری شخصیت

    ۱. تاثیر ژنتیک بر شخصیت

    ژنتیک نقش بسزایی در شکل‌گیری شخصیت ما ایفا می‌کند. در پژوهشی مشخص شد ۲۰ تا ۶۰درصد از ویژگی‌های رفتاری ما را ژن‌ها تعیین می‌کنند. همچنین محققان دریافتند ژن‌های اولیه خاصی در چگونگی ارتباط سلول‌های درون مغز نقش دارند که مستقیما بر شخصیت و رفتار افراد اثر می‌گذارند. داشتن ژن‌های خاص ممکن است اثر چشمگیری بر جامعه‌پذیری، احتمال ابتلا به اضطراب یا افسردگی، خودکنترلی و بسیاری ویژگی‌های شخصیتی دیگر بگذارد.

    بر اساس همین پژوهش، گرچه ویژگی‌های شخصیتی‌مان ممکن است با رشد و تکامل ما در بزرگ‌سالی به‌لطف تجربیات و رویدادهای زندگی تکامل یابند، خلق‌و‌خوی اصلی ما ثابت می‌ماند. بنابراین نمی‌توانیم نقش ژنتیک را در ایجاد صفات رفتاری و خلقی خود مانند سرسختی یا خجالتی‌بودن نادیده بگیریم.

    پژوهش دیگری که در سال ۲۰۱۸ در مجله «Molecular Psychiatry» منتشر شد، حاکی از این بود که تعاملات بین بیش از ۷۰۰ ژن در مقایسه با فرهنگ و محیط تأثیر بیشتری بر برخی از ویژگی‌های شخصیتی افراد دارد.

    ۲. تأثیر محیط بر شخصیت

    اگر ژنتیک بر حدود ۲۰ تا ۶۰درصد از شخصیت ما اثر می‌گذارد، بقیه خلقیات ما از کجا می‌آیند؟ عوامل محیطی مانند تربیت، فرهنگ، موقعیت جغرافیایی و تجربیات زندگی تأثیر زیادی بر شخصیت ما دارند. مثلا کودکی که در محیطی آرام و هماهنگ بزرگ شده است، ممکن است دیدگاه و منش مثبت‌تر یا آرام‌تری داشته باشد. در مقابل کودکی که در خانواده‌ای پرتنش بزرگ شده، ممکن است تمایل بیشتری به بروز پرخاشگری یا سایر صفات نامطلوب نشان دهد.

    پژوهشی از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۹ انجام شد که به پژوهش دوقلوهای مینه‌سوتا معروف و تأثیر محیط بر شخصیت را به‌خوبی نشان داد. در این پژوهش، محققان به‌مدت ۲۰ سال دوقلوهای همسان و غیرهمسانی را که در بدو تولد از هم جدا شده بودند، بررسی کردند تا تأثیر ژن‌ها و محیط بر شخصیت آنها در سنین بالا را مشخص کنند.

    بر اساس پژوهش مینه‌سوتا، دوقلوهای همسان تقریبا ۵۰درصد ویژگی‌های مشابه و دوقلوهای غیرهمسان حدود ۲۰درصد صفات مشابه دارند. این پژوهش همچنین مشخص کرد که نمره IQ افراد ۷۰درصد به متغیرهای ژنتیکی وابسته است و ۳۰درصد باقی‌مانده به اثرات محیطی بستگی دارد.

    درنهایت دانشمندان دریافتند که اگرچه تأثیر ژنتیک بر شخصیت افراد قابل‌توجه است، عوامل دیگری مانند سبک زندگی سالم و مشارکت در فعالیت‌های فکری نقش پررنگی در سلامت و رشد ذهنی افراد ایفا می‌کنند.

    عوامل محیطی مؤثر بر رفتار انسان‌ها

    ۱. فرهنگ

    فرهنگ در قالب ارزش‌های مشترک، باورهای مرسوم، سنت‌ها و هنجارهای اجتماعی یک گروه تعریف می‌شود و می‌توان آن را یکی از قدرتمندترین عوامل تعیین‌کننده تفاوت‌های فردی و ابعاد شخصیتی دانست. مثلا فردی که در یک فرهنگ فردگرا بزرگ شده، ممکن است برای استقلال یا موفقیت شخصی ارزش زیادی قائل باشد. در مقابل فردی که در فرهنگی جمع‌گرایانه‌تر بزرگ شده است، احتمال دارد به هماهنگی اجتماعی توجه بیشتری نشان دهد و نیازهای گروه را بر نیازهای خود مقدم بداند.

    ۲. موقعیت جغرافیایی

    مشابه فرهنگ، موقعیت جغرافیایی هم مستقیم بر رفتار انسان اثر می‌گذارد. هر انسانی بسته به موقعیت مکانی خود، در معرض تجربیات، سختی‌ها، فرهنگ‌ها و مسائل مختلف دیگر قرار می‌گیرد. مثلا در پژوهشی، ۱٫۵میلیون نفر در سراسر ایالات متحده بر اساس ویژگی‌های شخصیتی خود ارزیابی شدند. این پژوهش ۳ تفاوت شخصیتی منطقه‌ای متمایز را در سراسر این کشور نشان داد:

    • دسته اول که در بخش شمال غربی و جنوب آمریکا زندگی می‌کردند، افرادی خونگرم و سنتی توصیف شدند.
    • دسته دوم که در غرب زندگی می‌کردند، افراد آرام، خلاق و از نظر عاطفی باثبات معرفی شدند.
    • دسته سوم که در شمال شرق زندگی می‌کردند، افرادی با استرس، تحریک‌پذیری یا افسردگی بیشتر توصیف شدند.

    بنابراین می‌توان گفت موقعیت جغرافیایی و محل زندگی به‌وضوح بر شخصیت افراد اثرگذار است.

    ۳. جامعه

    در یک موقعیت جغرافیایی و فرهنگی، گروه‌های کوچک‌تری به‌نام جوامع شکل می‌گیرند. این جوامع عموما افرادی هستند که در یک مکان زندگی می‌کنند و ویژگی‌ها، اهداف یا علایق خاصی دارند.

    تأثیر جامعه ممکن است شامل شکل‌گیری اسطوره‌ها، مذاهب و بافت ویژه محلات مختلف در روان فرد باشد. مثلا طبق نظریه‌ «عدم‌ سازمان‌دهی اجتماعی»، وقتی افراد در یک جامعه با هم زندگی می‌کنند، ویژگی‌های نوظهوری ایجاد می‌شوند که با خصوصیات فردی ساکنان متفاوت‌اند. به‌ عبارت دیگر، رشد شخصیت برای یک جامعه به‌عنوان یک کل واحد تحت‌تأثیر ساکنان جامعه است. بنابراین پیوند بین جامعه و شخصیت بسیار قوی است.

    ۴. تحصیلات

    یکی دیگر از عوامل محیطی که در شکل‌گیری ویژگی‌های شخصیتی نقش مهمی ایفا می‌کند، مدارسی است که افراد در آنها تحصیل کرده‌اند. بر اساس تحقیقات، تجربیات افراد در مدرسه‌ها با تغییرات شخصیتی آنها مرتبط است. مثلا دانش‌آموزی که مطالعه و انجام تکالیف خود را در اولویت قرار می‌دهد، احتمالا وجدان کاری را در خود بیشتر پرورش داده است. در مقابل دانش‌آموزی که در معرض محیطی استرس‌زا در مدرسه قرار می‌گیرد، بیشتر احتمال دارد دچار مشکلات روان‌رنجوری شود.

    ویژگی‌های شخصیتی ایجادشده بر اثر عوامل محیطی

    ۱. صبر

    محیطی که کودک در آن بزرگ می‌شود، تا حدی بر میزان صبر و واکنش او به عوامل استرس‌زا اثر می‌گذارد. طبق تحقیقات، افرادی که در مناطق دورافتاده و روستایی زندگی می‌کنند از کسانی که در مناطق صنعتی‌تر شهری زندگی می‌کنند، صبورترند. توانایی صبوربودن و تحمل عدم قطعیت با توجه به موقعیت مکانی تفاوت آشکاری داشت که یعنی محیط تأثیر زیادی بر این ویژگی داشته است.

    ۲. صمیمیت

    یکی دیگر از ویژگی‌های اندازه‌گیری‌شده در پژوهش دوقلوهای مینه‌سوتا، نیاز به صمیمیت است که به نظر می‌رسد بیشتر بر اساس محیط شکل می‌گیرد تا ژنتیک. محققان دریافتند که دوسوم این ویژگی شخصیتی به تجربیات گذشته بستگی دارد.

    فردی که در محیطی خشک یا فردگرا بزرگ شده ممکن است چندان صمیمی نباشد و تمایل زیادی به قرارگرفتن در روابط یا موقعیت‌های احساسی شدید نداشته باشد. پزشکان همچنین اظهار کرده‌اند که این ژن به‌ویژه می‌تواند تا حد زیادی از طریق تعامل باکیفیت با خانواده تقویت شود. این ویژگی در کودکانی که در سنین نوجوانی در معرض صمیمیت عاطفی و جسمی قرار دارند، بیشتر می‌شود.

    ۳. آداب معاشرت

    افراد در جوامع یا فرهنگ‌های مختلف آداب و سنن متفاوت و حتی متضادی دارند. فردی مؤدب که معمولا اخلاق خوبی دارد، تربیت متفاوتی با فردی دارد که برعکس رفتار می‌کند. معیارهای خاصی از آراستگی، رفتارهای پذیرفته و اخلاق منجر به بروز رفتار خاصی از یک فرد در محیط‌های مختلف می‌شوند.

    مثلا در فرهنگ آمریکایی، گفتن «لطفا» و «متشکرم» هنگام بیان درخواست یا پس از دریافت هدیه مؤدبانه تلقی می‌شود. در اسپانیا افراد موقع سلام‌کردن با هم روبوسی می‌کنند. آداب معاشرت بسته به فرهنگ متفاوت است، بنابراین تأثیرات متفاوتی بر شخصیت دارد.

    ویژگی‌های‌ شخصیتی ژنتیکی

    تاثیر ژنتیک بر شخصیت غیرقابل‌انکار است

    از جوانب مختلفی می‌توان نحوه رفتار و درک یک شخص از جهان را ارزیابی کرد. بااین‌حال، ۵ ویژگی اصلی زیر را می‌توانیم منشأ تمام خصوصیات بدانیم:

    • توافق‌پذیری شامل اعتماد، نوع‌دوستی، مهربانی، محبت و سایر رفتارهای اجتماعی.
    • گشودگی شامل خلاقیت، تمایل به تجربیات جدید، فکرکردن به مفاهیم انتزاعی.
    • برون‌گرایی شامل جامعه‌پذیری، تمایل به ابراز احساسات و افکار، قاطعیت و تحریک‌پذیری.
    • روان‌رنجوری شامل اندوه، بدخلقی، بی‌ثباتی عاطفی و نگرانی درباره بسیاری از چیزهای مختلف.
    • وظیفه‌شناسی شامل منطق زیاد، مهار تکانه‌ها و رفتارهای هدفمند.

    اگرچه محیط نقش مهمی در رشد شخصیت افراد ایفا می‌کند، محققان تاثیر ژنتیک بر شخصیت را اساسی‌ترین عامل در نظر می‌گیرند. در ادامه، برخی از ویژگی‌های رفتاری را معرفی می‌کنیم که مستقیم با وراثت‌ مرتبط‌اند.

    ۱. حواس‌پرتی

    ناتوانی‌های یادگیری خاص ناشی از حواس‌پرتی شدید مانند اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی (ADHD) با ژن‌های ارثی متعددی مرتبط‌اند. متأسفانه آزمایشی ژنتیکی وجود ندارد که تعیین کند فردی دچار اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی هست یا خیر. با‌این‌حال، پس از تحقیقات فراوان مشخص شد که ژن‌های مرتبط با این مسئله اغلب در خانواده‌ها نسل‌به‌نسل منتقل می‌شوند. معمولا اگر فردی به‌راحتی حواسش پرت شود و تشخیص داده شود که دچار مسئله‌ای مانند اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی است، یکی دیگر از خویشاوندان خونی یا والدین نیز احتمالا دچار همین عارضه است.

    ۲. رهبری

    طبق پژوهشی جدیدتر، توالی‌های خاص دی‌ان‌ای با توانایی‌های رهبری مرتبط‌اند. در این پژوهش، یک نوع ژن خاص مرتبط با انتقال توانایی‌های رهبری در طول چندین نسل یافت شد. با اینکه ممکن است رهبری هنوز هم مهارتی در نظر گرفته شود که می‌توان آن را به‌مرور زمان تقویت کرد، باید به نقش ژنتیک هم توجه کنیم.

    ۳. روان‌رنجوری

    در پژوهش دوقلوهای مینه‌سوتا، دانشمندان دریافتند که برخی صفات از جمله روان‌رنجوری ارثی‌اند. افراد دارای این ویژگی‌ها در برابر استرس آسیب‌پذیرتر و اغلب به محرک‌ها حساس‌ترند، درحالی‌که افرادی فاقد این ویژگی ممکن است رفتار مثبت و آرام‌تری داشته باشند. پزشکان این فرضیه را هم مطرح کردند که احتمالا روان‌درمانی برای افراد دچار سطوح بالاتر این ویژگی مفید است.

    کلام آخر

    این مسئله که ژن بر رفتار ما اثرگذار است یا ژنتیک بحثی قدیمی و رایج است. بر اساس تحقیقات مختلف، برخی از جنبه‌های شخصیت ناشی از ژن‌های خاص‌اند و برخی هم ریشه در اثرات محیطی دارند. اگرچه بسیاری از ویژگی‌های شخصیتی ما ممکن است با تجربیات زندگی تکامل پیدا کنند، خلق‌وخو و ویژگی‌های اصلی ما نسبتا ثابت باقی می‌مانند. با وجود این، یادگیری درباره تیپ شخصیتی می‌تواند به ما برای درک بهتر رفتارهای درونی و الگوهای رفتاری‌مان کمک کند.

    شما کدام‌یک از ویژگی‌های خود را تاثیر ژنتیک بر شخصیت و کدام‌یک را ناشی از محیط و شرایط رشد خود ارزیابی می‌کنید. در صورت تمایل، ایده خود را در بخش نظرات این مقاله با ما در میان بگذارید.

    راهکارهای مقابله با اضطراب اجتماعی و کمرویی را در این مجموعه صوتی یاد بگیرید؛
    تا بتوانید شبکه ارتباطات اجتماعی خود را تقویت کنید.


    [ad_2]
    منبع

  • فکر می‌کنید کسی قدرتان را نمی‌داند؟ این ۹ توصیه کمکتان می‌کند

    فکر می‌کنید کسی قدرتان را نمی‌داند؟ این ۹ توصیه کمکتان می‌کند

    [ad_1]

    وقتی سعی می‌کنید به هر نحوی به دیگران کمک کنید یا کنارشان باشید و می‌بینید که اصلا قدر زحمات‌تان را نمی‌دانند، احتمالا سرخورده و ناراحت می‌شوید و احساس می‌کنید که تلاش‌هایتان نادیده گرفته شده‌اند و کسی برایتان ارزش قائل نیست. آیا می‌دانید در این وضعیت باید چه کنید؟ در این مقاله، به این سؤال جواب می‌دهیم. با ما همراه باشید.

    ۱. به تفاوت روش‌های ابراز قدردانی توجه کنید

    اینکه کسی کلامی از شما قدردانی نمی‌کند به این معنی نیست که قدرتان را نمی‌داند. قدردانی کلامی فقط یکی از انواع روش‌های قدردانی‌کردن است. برخی از افراد به‌جای اینکه کلامی تشکر کنند، با رفتار و کارهایشان نشان می‌دهند که قدرتان را می‌دانند. اگر همسرتان به شما نمی‌گوید که قدرتان را می‌داند و برایتان ارزش قائل است، ممکن است عادت نداشته باشد قدردانی‌اش را شفاهی ابراز کند. رفتارهایی مانند اینکه همسرتان در کارهایتان به شما کمک می‌کند یا دوست‌تان برای ناهار دعوت‌تان می‌کند، ممکن است روش‌هایی برای نشان‌دادن قدردانی آنها باشند.

    بنابراین قبل از اینکه با فکر «کسی قدرم را نمی‌داند» خودتان را آزار بدهید، چند دقیقه فکر کنید و ببینید رفتار این افراد چطور است؛ آیا تلاش می‌کنند که به طریقی شما را خوشحال کنند؟ ممکن است این افراد به روش‌های متفاوتی قدردانی‌شان را ابراز کنند.

    ۲. بیشتر نه بگویید

    معمولا هرچه بیشتر برای افرادی که قدرتان را نمی‌دانند کاری انجام بدهید، انتظارشان از شما بیشتر می‌شود. حتی ممکن است فراموش کنند بابت کارهایی که برایشان انجام داده‌اید، از شما قدردانی کنند. بنابراین شاید گاهی نه‌گفتن مفید باشد. نه‌گفتن شما ممکن است نوعی یادآوری برای افراد باشد که بفهمند وظیفه شما نیست که همیشه و هر لحظه آماده انجام کارهایشان باشید.

    وقتی مدام در دسترس افراد باشید و هر کاری برایشان انجام بدهید، ممکن است خودتان هم به این کار عادت کنید و انجام آن را وظیفه خودتان بدانید. نه‌گفتن هم به شما و هم دیگران یادآوری می‌کند که مجبور نیستید کاری را انجام بدهید که مطابق میلتان نیست.

    ۳. کمی مهربانی کنید

    ابراز مهربانی باعث می‌شود خودتان هم شاد شوید و انرژی بگیرید. با خودتان فکر کنید و ببینید موقع کمک به دیگران چه احساسی دارید. آیا کمک‌کردن به دیگران باعث می‌شود احساس خوبی به خودتان داشته باشید؟ حقیقت این است که کمک به دیگران اغلب حس خوبی به ما می‌دهد، حتی اگر دیگران به اندازه‌ای که می‌خواهیم قدردانمان نباشند. کمک به دیگران گاهی فرصتی برای یادگیری مهارت‌های جدید یا تقویت مهارت‌هایی مانند صبوری‌کردن است.

    ۴. از دیگران قدردانی کنید

    فکرکردن زیاد به اینکه «دیگران قدرم را نمی‌دانند» ممکن است باعث شود خودتان هم قدردانی از دیگران را فراموش کنید. قدردانی از دیگران چه با کلام و چه رفتار ممکن است به دیگران هم یادآوری کند که آنها هم قدردان شما باشند و این قدردانی را ابراز کنند. از دوستان و خانواده‌تان بابت کارهایی که برایتان انجام می‌دهند، تشکر کنید. می‌توانید قدردانی خود را با گفتن «متشکرم» نشان دهید یا پیامی برایشان بفرستید و به آنها نشان دهید که چقدر قدردانشان هستید.

    ۵. به افکار منفی زیاد بها ندهید

    مراقب افکار منفی اغراق‌آمیز باشید. فکرکردن به چیزهایی مانند «هیچ‌کس قدر من رو نمی‌دونه و هیچ کار خوبی برام انجام نمی‌ده» فقط باعث می‌شود احساس بدتری داشته باشید.

    وقتی این افکار به ذهنتان هجوم می‌آورند، زمان‌هایی را به خودتان یادآوری کنید که دیگران هم به هر شکلی از شما قدردانی کرده‌اند. پاسخ‌دادن به افکار منفی با افکار واقع‌بینانه باعث می‌شود احساس بهتری داشته باشید. گاهی با گفتن جملاتی مانند «خانواده‌ام قدر تمام کارهایی را که برایشان انجام می‌دهم می‌دانند، حتی اگر آن را به زبان نیاورند» به خودتان یادآوری کنید که دیگران هم دوست‌تان دارند و قدرتان را می‌دانند.

    ۶. از احساستان با دیگران حرف بزنید

    گاهی اوقات لازم است احساستان را به زبان بیاورید. مثلا می‌توانید با همسر، دوست یا فرزندتان درباره احساستان صحبت کنید و بگویید: «گاهی احساس می‌کنم اصلا برای کاری که انجام می‌دم ارزش قائل نیستی. اگه واقعا این‌طور نیست و قدر زحماتم رو می‌دونی، به زبون بیار و بهم نشون بده که قدرم رو می‌دونی.»

    از گفتن احساستان نترسید. گاهی واقعا لازم است از احساساتمان صحبت کنیم تا دیگران بدانند باید چه رفتاری داشته باشند. البته ممکن است بعد از گفتن احساستان دیگران اصرار کنند که قدرتان را می‌دانند و بارها به هر روشی از شما قدردانی کرده‌اند. جملاتی که هنگام به‌اشتراک‌گذاشتن احساسات‌تان می‌گویید بسیار مهم‌اند. این جملات نباید توهین‌آمیز باشند یا مدام انگشت اتهام را به طرف مقابل بگیرند. چند نمونه از این جملات عبارت‌اند از:

    • «من احساس می‌کنم که تلاش‌هام برات هیچ ارزشی ندارن.»
    • «وقتی می‌بینم به‌خاطر کارهایی که انجام می‌دم ازم قدردانی نمی‌کنی، ناراحت می‌شم.»

    اگر واکنش تدافعی نداشته باشید و همسرتان ببیند با محبت احساس واقعی‌تان را بیان می‌کنید، ممکن است به اهمیت قدردانی در رابطه پی ببرد و سعی کند از این به‌بعد بیشتر قدرتان را بداند و این قدردانی را ابراز کند.

    ۷. قدردان خودتان باشید

    وقتی برای خودتان ارزش قائل باشید، قدر خودتان را می‌دانید و اعتمادبه‌نفس شما بیشتر می‌شود. می‌توانید با تمرین پذیرش خود احساس ارزشمندی را در وجودتان تقویت کنید. با تأیید مفیدبودن کارهایی که انجام می‌دهید، از خودتان قدردانی کنید. بدون درنظرگرفتن رفتارهای دیگران برای خودتان ارزش قائل شوید.

    نقاط قوت خود را فهرست کنید و به این فکر کنید که این نقاط قوت چه تأثیر مثبتی بر زندگی خودتان و دیگران دارند. این تکنیک باعث می‌شود زمانی که احساس می‌کنید دیگران قدرتان را نمی‌دانند، همچنان اعتمادبه‌نفس داشته باشید و خودتان را سرزنش نکنید.

    ۸. خودمراقبتی را تمرین کنید

    معمولا وقتی دیگران کاری برایمان انجام می‌دهند یا از ما مراقبت می‌کنند، از آنها قدردانی می‌کنیم. اگر احساس می‌کنید دیگران قدرتان را نمی‌دانند، با خودمراقبتی احساسات بد را از خودتان دور کنید و با این کار به خودتان اثبات کنید که ارزشمندید. این خودمراقبتی ممکن است هر چیزی باشد، از ذهن‌آگاهی گرفته تا یادداشت‌نویسی روزانه، کتاب‌خواندن یا تکنیک‌های مراقبت از سلامت خود.

    ۹. با درمانگر صحبت کنید

    اگر مدام احساس می‌کنید هیچ‌کس قدرتان را نمی‌داند و با این افکار خودتان را آزار می‌دهید، ممکن است به رابطه‌تان هم لطمه بزنید. بهتر است در این شرایط با مشاور یا درمانگر صحبت کنید. درمانگر فردی بی‌طرف است که تمام حرف‌های شما را می‌شنود و هر روشی که برای بهبود حالتان نیاز باشد به کار می‌گیرد. مثلا ممکن است خانواده‌درمانی، رفتاردرمانی شناختی یا خدمات دیگری را برای بهترکردن حالتان به شما توصیه کند.

    شما بگویید

    وقتی احساس می‌کنید دیگران قدرتان را نمی‌دانند، چه می‌کنید؟ چه راهکار مفیدی برای کنارآمدن با این احساس به راهکارهای این مقاله اضافه می‌کنید؟ لطفا نظرات و تجربیات ارزشمندتان را با ما و کاربران عزیزمان در میان بگذارید.

    هشدار! این مطلب صرفا جنبه آموزشی دارد و برای استفاده از آن لازم است با پزشک یا متخصص مربوطه مشورت کنید. اطلاعات بیشتر

    [ad_2]

    منبع

  • اهمیت وقت‌گذرانی با همسر؛ ۹ پیشنهاد جذاب و ۳ نشانه زیاده‌روی

    اهمیت وقت‌گذرانی با همسر؛ ۹ پیشنهاد جذاب و ۳ نشانه زیاده‌روی

    [ad_1]

    شاید شما هم شنیده باشید که زوج‌ها را با عبارت «جدانشدنی» توصیف می‌کنند. این عبارت احساسی گرچه بیانگر پیوند مادام‌العمر زناشویی است، در واقعیت محقق نمی‌شود چون ۲ نفر گرچه زن و شوهر یکدیگرند، نمی‌توانند تمام ساعات و زمان‌ها با هم باشند. طرفین باید به نقش‌ها و وظایف اجتماعی خود نیز عمل کنند، درنتیجه باید برای وقت‌گذرانی با هم برنامه‌ریزی کنند. در این مقاله درباره ضرورت وقت‌گذرانی با همسر می‌گوییم، پیشنهادهایی برای این کار ارائه می‌دهیم و نشانه‌های زیادی‌روی در آن را بررسی می‌کنیم. با ما همراه باشید.

    ضرورت وقت‌گذرانی با همسر

    در شروع رابطه و اوایل ازدواج زوج‌ها زمان زیادی را با هم سپری می‌کنند، اما با گذر زمان و به‌دلیل مشغله‌های زندگی این زمان کمتر می‌شود. به همین دلیل زوج‌ها باید آگاهانه زمانی را برای وقت‌گذرانی با یکدیگر اختصاص دهند. در ادامه، دلایل ضرورت وقت‌گذرانی با همسر را بیان کرده‌ایم.

    ۱. افزایش صمیمیت

    وقت‌گذرانی با همسر به هر دو شما این امکان را می‌دهد که یکدیگر را بهتر بشناسید و به جزئیات شخصیت هم پی ببرید. وقتی مسئله‌ای ناخوشایند پیش بیاید، این شناخت متقابل سبب می‌شود آن را بهتر حل‌وفصل کنید.

    ۲. تقویت ارتباط

    صحبت‌کردن درباره ایده‌ها، افکار و احساسات خود در زمانی که هر دو آزادید، باعث تقویت ارتباط و پیوند عاطفی شما می‌شود.

    ۳. ایجاد خاطرات زیبا

    خاطره زیبا و به‌یادماندنی با همسر یکی از عواملی است که باعث تقویت پیوند شما می‌شود. طبق تحقیقات، زوج‌هایی که خاطرات مثبت خلق می‌‌کنند زندگی زناشویی موفق‌تری دارند. وقت‌گذرانی با همسر و برنامه‌ریزی برای آن یکی از بهترین روش‌ها برای رقم‌زدن خاطرات فراموش‌نشدنی است. با یادآوری این خاطرات در زمان‌های سختی و ناراحتی، می‌توان از آنها به‌عنوان طنابی برای حفظ پیوند استفاده کرد.

    ۴. افزایش اعتماد متقابل

    اگر برای وقت‌گذرانی با همسرتان زمان کافی نگذارید، ممکن است او به این فکر کند که شما حواستان به زندگی مشترک نیست. شاید حتی تصور کند که پای فرد دیگری در میان است. وقت‌گذرانی روشی برای تقویت اعتماد متقابل و نمایش تعهد شما به رابطه است.

    ۵. کاهش استرس

    روزمرگی‌ها و کار به شما استرس می‌دهند. چه چیزی بهتر از وقت‌گذرانی با همسر استرس هر دوی شما را کاهش می‌دهد؟ بر اساس تحقیقات، وقت‌گذرانی با شریک زندگی باعث کاهش هورمون‌های استرس و افزایش هورمون‌های شادی می‌شود.

    چقدر باید با همسر وقت گذراند؟

    نمی‌توان به این پرسش پاسخ دقیقی داد. اینکه چقدر با یکدیگر وقت می‌گذرانید، بستگی به عواملی مانند زمان کار شما دارد. برخی زوج‌ها باید از والدین مسن خود نیز مراقبت کنند. بنابراین شرایط کار و زندگی هر شخص تعیین‌کننده مدت‌زمان وقت‌گذرانی است. بااین‌حال باید آماده باشید تا گاهی اوقات از کار و زندگی شخصی خود برای وقت‌گذرانی با همسر بزنید. نمی‌توانید همیشه مسائل دیگر را بر این مسئله اولویت دهید.

    پیشنهاد‌هایی برای وقت‌گذرانی با همسر

    ۱. در گردهمایی‌ها شرکت کنید

    نیازی نیست در تمام گردهمایی‌ها شرکت کنید. همه‌روزه در شهرها گردهمایی‌ها و نشست‌های عمومی با موضوعات مختلف برگزار می‌شوند. شما می‌توانید با کمک یکدیگر برنامه‌‌‌ای جالب و مفرح را انتخاب و در آن شرکت کنید.

    ۲. با هم وزش کنید

    همه ما باید دست‌کم ۳ روز در هفته را به ورزش‌کردن اختصاص دهیم. همین زمان را می‌توان فرصتی برای وقت‌گذرانی با همسر در نظر گرفت. با هم پیاده‌روی یا در خانه ورزش کنید. وقتی با هم ورزش می‌کنید، انگیزه شما برای ادامه ورزش نیز بیشتر می‌شود.

    ۳. قرارهای عاشقانه بگذارید

    اولین قرارهای عاشقانه را به یاد دارید؟ باز هم می‌توانید به قراری عاشقانه بروید. با هم‌فکری یکدیگر شبی را برای رفتن به رستوران یا مجموعه‌ای تفریحی برگزینید.

    ۴. با هم به رخت‌خواب بروید

    گرچه این کار برای برخی از زوج‌ها که ساعت کاری متغیر دارند دشوار است، اگر می‌توانید ساعت کاری را طوری تنظیم کنید تا برخی شب‌ها هم‌زمان بخوابید. کنار یکدیگر بودن پیش از خوابیدن، دلبستگی و صمیمیت شما به هم را بیشتر می‌کند.

    ۵. بین کار زمان‌هایی کوتاه برای باهم‌بودن در نظر بگیرید

    حتی اگر مشغله شما زیاد باشد، شاید بتوانید زمان‌هایی کوتاه را با هم بگذرانید. مثلا می‌توانید ساعت ناهار را با هم بگذرانید. فقط مطمئن شوید که از قبل همه کارها را انجام داده باشید تا مجبور نشوید هم‌زمان که دنبال همسرتان می‌روید، وظایف کاری را نیز انجام دهید.

    ۶. با هم فیلم تماشا کنید یا به سینما بروید

    تماشای فیلم در خانه یا سینمارفتن یکی دیگر از کارهایی است که می‌توانید با هم انجام دهید. با مشورت هم فیلم‌هایی را که دوست دارید انتخاب کنید. وقتی درباره فیلم‌ با هم بحث کنید، شاید از دانش و نگرش عمیق همسرتان تعجب کنید.

    ۷. برای رابطه جنسی برنامه‌ریزی کنید

    رابطه جنسی بخشی مهم از زندگی زناشویی است. برای رابطه جنسی رضایت‌بخش باید برنامه‌ریزی کنید. خود رابطه جنسی نوعی وقت‌گذرانی با همسرتان است.

    ۸. با هم فعالیت‌های جدید را امتحان کنید

    شاید در فهرست کارها و علایق همسرتان چیزهایی باشند که هنوز فرصت نکرده باشد آنها را امتحان کند. بنابراین فرصت مناسبی است تا شما او را در این تجربه جدید همراهی کنید.

    ۹. با هم آشپزی کنید

    آشپزی با هم یکی از بهترین روش‌ها برای وقت‌گذرانی با همسر است. تقویت همکاری و همدلی و ثبت خاطره‌ای خوشمزه کمترین فایده این کار است.

    نشانه‌های وقت‌گذرانی بیش‌ازحد با همسر

    زیاده‌روی در وقت‌گذرانی با همسر نیز مانند هر افراط دیگری ممکن است پیامدهایی برای سلامت روان و فردیت شما داشته باشد. این تصور که وقتی ما ازدواج کردیم باید همیشه و در همه حال با شریک زندگی خود کاری را انجام دهیم، غلط است. شما و همسرتان هر دو فردیت و زندگی شخصی خود را نیز دارید. بنابراین نباید در وقت‌گذرانی با یکدیگر به حدی زیاده‌روی کنید که یکی از طرفین دچار مشکل شود.

    در ادامه، ۳ نشانه‌ زیادی وقت‌گذراندن با همسر را نوشته‌ایم.

    ۱. احساس نیاز به تنهابودن

    اگر دنبال بهانه‌‌ای برای تنهاشدن می‌گردید، یعنی نیاز دارید که تنها باشید. شاید دلیل چنین احساسی لزوما به طرف مقابلتان مربوط نباشد. به‌هرحال باید به این نیاز توجه کنید و از همسرتان بخواهید که به نیازتان احترام بگذارد.

    ۲. تحریک‌پذیری

    اگر احساس درماندگی، اضطراب و ناخشنودی دارید، شاید وقت آن رسیده است که کمی تنها باشید. تغییرات هورمونی، مشکلات کاری و مسائل مختلف شاید بیش‌ازحد به شما فشار آورده‌اند و دلتان می‌خواهد که مدت کوتاهی به حال خودتان رها شوید. مراقبه، عبادت و سایر فعالیت‌هایی که در تنهایی انجام می‌دهید، باعث می‌شوند این احساسات ناخوشایند را راحت‌تر پشت‌سر بگذارید.

    ۳. گشتن دنبال فعالیت‌های مجردی

    همه ما علاوه‌بر رابطه با همسر، به ارتباط با سایر افراد و گسترش شبکه ارتباطی خود نیاز داریم. ما نمی‌توانیم تمام نیازهای عاطفی، روانی و اجتماعی خود را تنها در ارتباط با یک نفر تأمین کنیم. اگر مدتی است که بیش‌ازحد با همسرمان وقت‌ می‌گذرانیم و خبر از سایر دوستان و آشنایان نداریم، وقت آن رسیده است که مدتی را هم به وقت‌گذرانی با آنها اختصاص دهیم.

    چطور بفهمیم نیاز به تنهابودن به معنای مشکلی در رابطه با همسر نیست؟

    اینکه بخواهید مدت کوتاهی تنها باشید، لزوما به معنای وجود مشکل در رابطه نیست. در رابطه سالم، دو طرف به فردیت و استقلال هم احترام می‌گذارند و اجازه فعالیت‌های فردی به هم می‌دهند. در عین حال هر دو به رابطه نیز توجه دارند و با یکدیگر نیز وقت می‌گذرانند.

    اما اگر نیاز به تنهایی به پرهیز از یکدیگر تبدیل شده باشد، یعنی یک یا هر دو نفر سعی می‌کنند از وقت‌گذرانی با هم فرار کنند و از مسئولیت‌های خود به‌عنوان همسر شانه خالی کنند، این به معنای وجود مشکلی در رابطه است.

    تجربه شما چیست؟

    شما چگونه با همسرتان وقت‌ می‌گذرانید؟ آیا به غیر از پیشنهادهای ارائه‌شده در مقاله، روش‌های دیگری سراغ دارید؟ به‌نظر شما چطور باید بین وقت‌گذراندن با همسر و زندگی شخصی یا کاری تعادل ایجاد کرد؟

    اگر می‌خواهید دلیل بسیاری از رفتارهای شریک عاطفی، یا حتی خودتان را در رابطه متوجه شوید، حتما این کتاب را بخوانید.

    [ad_2]
    منبع