22 سپتامبر 1972 ماهواره اکسپلورر 47 ناسا بهعنوان بخشی از برنامه اکسپلورر پرتاب شد.
اکسپلورر برای اندازهگیری ذرات پرانرژی، پلاسما، میدانهای الکتریکی و میدانهای مغناطیسی طراحی شده بود. این ماهواره به انجام مطالعات درباره فضای بین سیارهای و مناطق دم مغناطیسی از مداری تقریباً دایرهای ادامه داد.
انرژی این فضاپیما از سلولهای خورشیدی و یک باتری شیمیایی تأمین میشد.
آزمایشات اکسپلورر 47
این ماهواره 12 آزمایش را انجام داد که شامل موارد زیر میشود:
آزمایش اندازهگیری ذرات باردار: سه آشکارساز حالت جامد، ذرات و پرتوهای ایکس (عمدتاً با منشأ خورشیدی) را مورد مطالعه قرار دادند.
آزمایش الکترونها و ایزوتوپهای هیدروژن و هلیم: این آزمایش برای اندازهگیری الکترونها، پوزیترونها، هستههای خورشیدی و کهکشانی و جداسازی ایزوتوپها از هیدروژن از طریق اکسیژن طراحی شده بود.
الکترونها و پروتونهای پرانرژی: اهداف این تحقیق عبارت بودند از: (1) بررسی ویژگیهای انتشار پرتوهای کیهانی خورشیدی از طریق محیط بین سیارهای. (2) مطالعه شارهای الکترون و پروتون در سراسر دم ژئومغناطیسی و نزدیک کنارههای مگنتوسفر. (3) مطالعه ورود پرتوهای کیهانی خورشیدی به مگنتوسفر.
آزمایش یونها و الکترونها در محدوده انرژی 0.1 تا 2 MeV: این آزمایش برای تعیین ترکیب و طیف انرژی ذرات کمانرژی مرتبط با فعالیت خورشیدی و فرآیندهای بین سیارهای طراحی شده بود.
آزمایش میدانهای مغناطیسی: این آزمایش شامل یک مغناطیسسنج شار بود که برای مطالعه میدانهای مغناطیسی، دنباله بین سیارهای و ژئومغناطیسی طراحی شده بود.
اندازهگیری پروتونها و الکترونهای کم انرژی: این آزمایش طیف انرژی الکترونها و پروتونهای کمانرژی را در محدوده زمینمرکزی اندازهگیری کرد تا طوفانهای ژئومغناطیسی، شفق قطبی و دیگر پدیدههای مگنتوسفر را درک کنند.
موج پلاسما: اجزای میدان الکتریکی عمود بر محور اسپین فضاپیما و مولفه میدان مغناطیسی موازی با آن محور جستوجو و اندازهگیری شد.
آزمایش ذرات خورشیدی و پرتو کیهانی: آزمایش پرتو کیهانی، ترکیب و توزیع زاویهای الکترونهای خورشیدی و کهکشانی، پروتونها و هستههای سنگینتر را تا Z=30 اندازهگیری کرد.
آنالایزر الکترواستاتیک پلاسمای خورشیدی: یک تحلیلگر الکترواستاتیک نیمکرهای برای مطالعه شدت جهت یونها و الکترونهای مثبت در باد خورشیدی، غلاف مغناطیسی و دم مغناطیسی استفاده شد.
جام پلاسمای خورشیدی فارادی: یک جام فارادی برای مطالعه شدت جهت یونها و الکترونهای مثبت در باد خورشیدی، ناحیه گذار و دم مغناطیسی استفاده شد.
ترکیب یون باد خورشیدی: از یک تحلیلگر الکترواستاتیک و انتخابگر سرعت برای بهدست آوردن دادههای اکتشافی درمورد ترکیب یونهای سنگین در باد خورشیدی استفاده شد.
مطالعه الکترونهای پرتو کیهانی، خورشیدی و مغناطیسی: این آزمایش الکترونها و پوزیترونهای کهکشانی و خورشیدی را در محدوده انرژی جنبشی خاصی مورد مطالعه قرار داد.
شرکت چینی Tecno از اولین گوشی تاشو خود با طراحی صدفی (Clamshell) رونمایی کرد که Phantom VFlip نام دارد. این دستگاه دارای یک نمایشگر خارجی OLED دایرهای شکل است که دو دوربین و یک فلاش LED در اطراف آن قرار دارد و در داخل به یک نمایشگر LTPO AMOLED تاشو 6.9 اینچی مجهز شده است.
مشخصات سختافزاری گوشی تاشو Phantom V Flip
Phantom V Flip از چیپست دایمنسیتی 8050 شرکت مدیاتک با پردازنده مرکزی هشت هستهای بهره میبرد که با 256 گیگابایت حافظه داخلی و 8 گیگابیت رم همراه شده است. همچنین از طریق قابلیت نرمافزاری Extended Memory میزان حافظه رم آن تا 8 گیگابایت دیگر ارتقا پیدا میکند.
نمایشگر تاشو داخلی این گوشی از نرخ تازهسازی تصویر 120 هرتز پشتیبانی میکند و میزان روشنایی آن به 1000 نیت میرسد. پنل خارجی 1.32 اینچی آن نیز از چندین ویجت پشتیبانی میکند و علاوه بر نمایش نوتیفیکیشنها، میتوان از آن بهعنوان یک منظره یاب برای گرفتن سلفی با دوربینهای روی پنل پشتی استفاده کرد.
دوربینهای Phantom V Flip نیز شامل سنسور اصلی 64 مگاپیکسلی و سنسور 13 مگاپیکسلی فوق عریض با پشتیبانی از فوکوس خودکار میشود. دوربین داخلی دستگاه نیز داخل حفره مخصوص به آن قرار گرفته و از یک سنسور 32 مگاپیکسلی پشتیبانی میکند.
دستگاه در حالت باز 171 میلی متر ارتفاع دارد و ضخامت آن کمتر از 7 میلی متر است و تکنو یک باتری 4000 میلی آمپر ساعتی دو سلولی را در داخل گوشی خود قرار داده است. باتری دستگاه از شارژ سیمی 46 وات پشتیبانی میکند و طبق ادعای شرکت سازنده آن، تنها در 15 دقیقه میتوان آن را بهطور کامل شارژ کرد.
از دیگر مشخصات این دستگاه میتوان به دستیار شخصی EllaGPT اشاره کرد که «قابلیتهای هوشمندی» را به کاربران ارائه میکند.
گوشی تاشو تکنو در رنگهای مشکی و بنفش عرضه میشود و قیمت آن حدود 605 دلار اعلام شده است.
تابهحال برایتان پیش آمده است که به گذشته فکر کنید و متوجه شوید با اینکه بهظاهر در تلاش و تکاپو بودهاید، طی ۶ ماه یا ۱ سال اخیر به هیچ هدف مشخصی نرسیدهاید؟ نگران نباشید. شما تنها نیستید! بسیاری افراد ممکن است هدف و اولویتهای اصلی خود را در برهه خاصی از زندگی گم کنند. یکی از دلایل نرسیدن به اهداف نداشتن چشماندازی مشخص و روشن است. اینجاست که ویژن برد (vision board) یا تابلوی تجسم به کمکتان میآید. ویژن برد ابزار فوقالعادهای برای ایجاد چشماندازی متمرکز است که جلوهای بصری از فرایند دستیابی به اهداف را به نمایش میگذارد. میدانید ویژن برد دقیقا چیست، چه میکند و چگونه میتوانید آن را درست کنید؟ برای اطلاعات بیشتر درباره ویژن برد در ادامه این مقاله ما را همراهی کنید.
ویژن برد چیست؟
در یک کلام، ویژن برد تابلوی اهداف شماست. این تابلو را خودتان میسازید تا برای تلاش هرروزه انرژی و انگیزه بگیرید و مسیر اصلیتان را گم نکنید. این تابلو ممکن است فیزیکی یا دیجیتالی باشد؛ درهرصورت نکته حائز اهمیت مفاهیمی است که در آن میگنجانید. ویژن برد کلاژی از تصاویر، کلمات، جملات انگیزشی و نقلقولهاست که در کنار هم تصویری از رؤیاها، اهداف و آرزوهای شما را نشان میدهند.
ویژن برد به شما یادآوری میکند که هرروز برای چه هدفی از خواب برمیخیزید و تلاش میکنید. تابلوی تجسم برای هر فرد کاملا شخصی است و فقط برای اهداف خودش طراحی میشود. این تابلو چشمانداز اهدافی در بازه زمانی مشخص مثلا ۱ سال، ۵ سال یا ۱۰ سال را برایتان به تصویر بکشد. همچنین این اهداف ممکن است حوزههای مختلف زندگیتان را در بر بگیرند. مثلا میتوانید تصاویری ایدئال از زندگی شخصی، حرفهای یا ورزشیتان را روی ویژن بورد خود نصب کنید.
مرور و بهروزرسانی مدام ویژن برد تعهد و انگیزه شما برای انجام کارها را تقویت میکند و مسیر روشنی پیش پایتان قرار میدهد. با ویژن برد میتوانید اهداف مشخصی را تعیین کنید که با چشمانداز شما همسو هستند.
چرا ویژن برد کارآمد است؟
طبق تحقیقات، مغز معمولا به تصاویر بیش از سایر محرکها توجه میکند. در واقع نمایشهای بصری بیشتر از کلمات در خاطر انسان میمانند. به همین دلیل اطلاعات روی ویژن بورد ممکن است بیش از مجموعهای از اهداف نوشتهشده یا فهرست کارها در ذهن شما باقی بمانند.
پس برای کارایی بیشتر، بهتر است ویژن بوردتان را در مکانی نصب کنید که آن را زیاد میبینید. مثلا میتوانید آن را کنار آینهای بچسبانید که هر روز صبح روبهرویش لباس میپوشید. نصب ویژن بورد روی در یخچال یا دیوار اتاقتان هم به شما انگیزه زیادی میدهد.
مزایای ویژن برد
۱. سلامت روان
ویژن برد محرک خودآگاهی، تأمل، انگیزه و تعیین اولویتهاست. این تابلوی تجسم اهداف با تقویت هدفگذاری و حس کارآمدی بر سلامت روان اثر مثبت میگذارد و شاید کارکردی بیش از نمایش بصری اهداف شما داشته باشد. اگر تصویری واقعبینانه و دستیافتنی از اهدافتان در ویژن بورد ثبت کنید، احساس مسئولیت و شادکامی بیشتری به تلاشهای روزانه خود خواهید داشت.
همچنین بهکمک ویژن بورد میتوانید افکار منفی یا خودگوییهای مخرب را کنار بگذارید و باورهای محدودکننده ذهنتان را راحتتر شناسایی کنید. با این تابلوی چشمانداز راههایی برای پرورش ذهنیت مثبتتر مییابید و میتوانید هدفمندتر زندگی کنید.
۲. افزایش خودآگاهی
مرور مدام ویژن برد سبب میشود درباره اهداف خود بیشتر تأمل کنید و به چیزهایی فکر کنید که واقعا میخواهید در آینده به آنها برسید. این کار مقصدتان را مشخص میکند و راحتتر میتوانید خود را در مسیر دستیابی به آرزوهایتان تصور کنید.
۳. ارزیابی پیشرفت
با نگاه به ویژن بوردتان میتوانید هرازگاهی از خود بپرسید «چقدر به اهدافم نزدیکتر شدهام؟» و «آیا چیزهایی را که در ویژن بوردم گنجاندهام، واقعا میخواهم؟». پرسیدن مرتب چنین سؤالهایی باعث میشود بهتر ارزیابی کنید اکنون کجا هستید و در آینده میخواهید کجا باشید.
۴. اولویتبندی اهداف
برای ساخت ویژن بورد باید تمام آرزوها و امیدهایتان را تجسم کنید. این کار سبب میشود اهداف زندگیتان را دقیقتر مرور و آنها را اولویتبندی کنید. مشاهده منظم ویژن بورد هم شما را روی اهداف اصلیتان متمرکز نگه میدارد.
زندگی پرمشغله و پردغدغه گاهی باعث میشود حواس ما از مسیر اصلیمان پرت شود. مثلا ممکن است ارزشها و اهداف شما روی رشته ورزشیتان متمرکز باشند، اما بهخاطر فشار جامعه یا خانواده مجبور باشید زمان بیشتری را صرف تحصیل یا کارتان کنید. ویژن بورد به شما یادآوری میکند ارزش مهمتر شما در زندگی چیست و برای دستیابی به آن چه مسیری را باید طی کنید. اینطوری زمان، انرژی و منابعتان معطوف اقداماتی میشود که با اولویتهای شما هماهنگ هستند.
۵. کاهش استرس
گاهی برای دستیابی به اهداف خود باید چیزهای جدید یاد بگیرید، تجربیات جدید کسب کنید و از منطقه امن خود خارج شوید. این مسئله گاهی اوقات استرسزا و اضطرابآور است و ممکن است باعث شود از خود بپرسید که اصلا چرا تلاش میکنید. به همین دلیل برخی افراد هرگز اقدامات لازم برای تحقق رؤیاهایشان را انجام نمیدهند.
ویژن بورد به شما نشان میدهد که برای دستیابی به رؤیایتان چه زحمتهایی را باید به جان بخرید و چرا در تلاش و تکاپو هستید. بنابراین هنگام مواجهشدن با کارهای جدید اما ضروری برای تحقق اهدافتان، کمتر دچار استرس میشوید و با سختیهای مسیر راحتتر کنار میآیید.
چگونه ویژن برد بسازیم؟
اکنون که با مزایای ویژن برد آشنا شدیم، ممکن است این سؤال برایتان پیش بیاید که ویژن برد از کجا بخریم؟ اما بهتر است بپرسید چگونه میتوانیم ویژن برد بسازیم؟ همان طور که گفتیم، ویژن بورد تابلویی شخصی است که خودتان درست میکنید و جالبتر اینکه برای ساخت آن به وسایل خاصی احتیاج ندارید. ساخت ویژن برد بهسادگی چسباندن چند عکس و نوشته روی یک صفحه مقواست.
این تابلوی تجسم اهداف ممکن است اشکال مختلفی داشته باشد، از تابلوهای فیزیکی تزئینشده با بریدههای مجلات و عکسهای مختلف گرفته تا تابلوهای دیجیتالی آنلاین که با اپلیکیشنهایی مانند کانوا (Canva) میتوانید آنها را بسازید. در کل ساخت ویژن برد فرایندی سرگرمکننده و خلاقانه است که فقط چند مرحله ساده دارد.
۱. کمی زمان بگذارید و اهدافتان را مشخص کنید
قبل از ساختن ویژن برد خود، درباره خواستهها و آرزوهایتان خوب فکر کنید. دوست دارید به چه چیزی دست پیدا کنید و چه دستاورد یا وضعیتی در زندگی شما را خوشحال میکند؟ میتوانید اینها را از خود بپرسید:
ارزشهای من چه هستند؟
چه چیزی در زندگی به من معنا میدهد و من را خوشحال میکند؟
آینده خود را چگونه میبینم؟
دلم میخواهد زمانم را چطور بگذرانم؟
چه چیزی به من انگیزه میدهند؟
اولویتهای من چه هستند؟
دلم میخواهد تا سال آینده/۵ سال آینده/۱۰ سال آینده به چه دستاوردهایی در زندگی عاطفی/شغلی/ورزشی/مالی برسم؟
چه برنامهریزیای برای دستیابی به اهدافم داشتهام؟
از چه منابع و ابزارهایی باید برای تحقق اهدافم استفاده کنم؟
دلم میخواهد به کدام مناطق دنیا سفر کنم؟
دوست دارم دیگران مرا به چه صفاتی بشناسند؟
ویژن بورد ابزاری قدرتمند برای انگیزهبخشیدن به شماست پس زمان کافی صرف کنید تا بهترین و الهامبخشترین اهداف، آرزوها و ارزشهایتان را مشخص کنید. از مرحله تعیین اهداف و اولویتها شتابزده عبور نکنید. این مرحله مهمترین بخش ساخت ویژن برد است. تمام جوانب زندگیتان را در نظر بگیرید، از آرزوهای شغلی و فعالیتهای اجتماعی گرفته تا روابط عاطفی و خانوادگی، تناسب اندام، سلامتی و مقاصد سفر.
۲. مواد لازم برای ساخت ویژن برد را جمعآوری کنید
اکنون که اولویتهایتان مشخص شدهاند، وقت ساختن تابلوی چشماندازتان است.
برای ساختن ویژن بورد فیزیکی به پایهای مانند یک تکه مقوا، تخته وایتبرد یا هر تابلوی دیگری احتیاج دارید که بتوانید روی آن کاغذ، پارچه و مواد دیگر را بچسبانید. همچنین باید تصاویر و اشیایی را پیدا کنید که دیدگاه و چشماندازتان را بهخوبی نشان میدهند. تصاویر و اشیایی را انتخاب کنید که با اهداف و ارزشهایتان همخوانی داشته باشند و احساسات مثبت را در شما برانگیزند. میتوانید با اندکی جستوجو در وبسایتهای مختلف جملات انگیزشی برای ویژن بردتان پیدا کنید.
میتوانید از بریدههای مجلات، کتابها و کاتالوگهای تبلیغاتی نیز بهره بگیرید. همچنین تصاویری که چاپ کردهاید، کارتپستالهای قدیمی، پوسترها، عکسهای قدیمی، نقلقولهای جذاب، تکههای پارچه، پر یا صدف، سوغاتیها و هر چیز دیگری که بتوانید روی تابلوی خود بچسبانید برای ساخت ویژن برد به کارتان میآید. هدف از این کار انتخاب تصاویر و کلماتی است که با توجه به اهدافتان، به شما انگیزه و الهام بدهند.
۳. ویژن بردتان را بسازید
حالا باید چیزهایی را که آماده کردهاید، روی تخته بچسبانید و لذت ببرید. چینشهای مختلف را امتحان کنید تا بهترین و واضحترین تصویر را پیدا کنید. میتوانید عود و شمع روشن کنید و با موسیقی دلپذیر و آرامشبخش کارتان را آغاز کنید. عجله نکنید. این تابلو قرار است انگیزه، تعهد و آرامش شما را بیشتر کند.
هرچه دلتان میخواهد اضافه کنید. زیبایی ویژن بورد در تطبیقپذیری و شخصیسازی آن است. هیچ محدودیتی هم برای مواردی که میتوانید در آن بگنجانید، وجود ندارد. نیازی نیست هیچ ترتیبی در چسباندن و قراردادن تصاویر و نوشتهها کنار هم قائل شوید. نکته اصلی همسوبودن تصاویر، نوشتهها و اشیای روی ویژن برد با رؤیاها و اهداف شماست.
۴. ویژن برد خود را جایی قرار دهید که اغلب آن را میبینید
در پایان، مکانی مشخص برای ویژن بردتان در نظر بگیرید و آن را نصب کنید. بهتر است جایی مثل دیوار اتاقخواب، در یخچال یا دیوار اتاق کار را انتخاب کنید که مرتب و روزانه آن را میبینید.
کلام آخر
ویژن بورد فقط کلاژی از تصاویر نیست. این ابزار قدرتمند بازتابی از آرزوها، اهداف و رؤیاهای شماست و با نشاندادن چشماندازی روشن، احساساتی مثل تعهد، مسئولیتپذیری، الهام، انگیزه و خستگیناپذیری را در شما تقویت میکند. بااینهمه، این تابلوی تجسم اهداف نباید کارکردی ضد آنچه برایش ساخته شده است، پیدا کند. توجه داشته باشید که آنچه ساختهاید تصویری از آینده کوشش و تلاش روزانه شماست و باید برای تحققش بجنگید. نباید صرفا منتظر بمانید تا جهان و کائنات بدون رنج و زحمت آرزوهایی را که روی ویژن برد چسباندهاید، دودستی به شما تحویل دهند.
شما چه نمونههایی از ویژن بردها دیدهاید و چه ایدههایی برای ساخت آن دارید؟ بهنظرتان ویژن برد واقعا انگیزه لازم برای انجام کارهای روزانه را به شما میدهد؟ نظرهای ارزشمند خود را با ما و سایر خوانندگان عزیز وبسایت چطور در میان بگذارید.
راهکارهای مقابله با اضطراب اجتماعی و کمرویی را در این مجموعه صوتی یاد بگیرید؛
تا بتوانید شبکه ارتباطات اجتماعی خود را تقویت کنید.
شاخص رضایت مشتریان آمریکا (ACSI) هر سال گزارشی را درباره احساس آمریکاییها نسبت به محصولات و شرکتهای خاص منتشر میکند. در 20 سال گذشته، اپل در بین تمام شرکتها بالاترین امتیاز این شاخص را در دستهبندی پردازش شخصی در اختیار داشته است، اما این روند در سال 2023 به پایان رسیده و اکنون نام سامسونگ، یکی از بزرگترین رقبای غول سازنده آیفون نیز بهصورت مشترک در جایگاه اول دیده میشود.
برابری سامسونگ و اپل
در گزارش سال 2023 ACSI، سامسونگ با اپل برابری کرده و هر دو شرکت در دستهبندی پردازش شخصی امتیاز 83 را کسب کردهاند. در مقایسه با گزارش سال گذشته، اپل یک امتیاز و سامسونگ دو امتیاز بیشتر کسب کرده است.
دسته پردازش شخصی در این شاخص شامل دستگاههایی مانند لپتاپ، تبلت و رایانههای دسکتاپ میشود. اپل با مکبوک، آیپد و رایانههای شخصی دسکتاپ خود مانند مک مینی در این شاخص حضور دارد و دستگاههای سامسونگ شامل سری لپتاپهای گلکسی بوک، گلکسی کرومبوک و سری گلکسی تب میشود.
همانطور که در گزارش ACSI توضیح داده شده، برابری سامسونگ با اپل احتمالاً بهدلیل افزایش رضایت مشتریان از سری گلکسی تب حاصل شده است. در این گزارش گفته شده که هرچند رضایت آمریکاییها نسبت به تبلتها کاهش یافته، اما امتیاز سامسونگ در این زمینه 6 درصد بهبود یافته است. به عبارت دیگر، سامسونگ درحال شکستدادن روند کلی بازار است.
پس از اپل و سامسونگ، شرکتهای دل، HP و ایسر بالاترین نمرات این شاخص در دستهبندی پردازش شخصی را کسب کردهاند. لیست کامل این شرکتها به شرح تصویر زیر است:
همچنین در مورد دستگاههایی که امتیاز بالاتری کسب کردهاند، طبق تصویر زیر، رایانههای دسکتاپ با امتیاز 84 در سال 2023 بهترین امتیاز کلی را بهدست آوردهاند و پس از آن لپتاپها و تبلتها با امتیازات 80 و 76 بهترتیب در رتبههای دوم و سوم قرار دارند.
شاخص رضایت مشتری آمریکا امتیاز دستگاهها را براساس معیارهای مختلفی ازجمله طراحی، در دسترس بودن برنامهها و اپلیکیشنها، کیفیت گرافیک و صدا و سرعت پردازنده تعیین میکند. در تصویر زیر تمام این 10 معیار مشخص شدهاند:
همیشه سرگذشت افرادی را میشنویم که در سنین کم به شهرت رسیدهاند، اما معمولا کسی درباره آنهایی که استعدادهایشان دیر شکوفا شده است صحبت نمیکند. در این مقاله، درباره موفقیت در سن زیاد توضیح میدهیم و ۱۵ شخصیت مشهور را معرفی میکنیم که پس از ۵۰سالگی به موفقیت رسیدهاند.
چرا استعداد بعضیها دیر شکوفا میشود؟
در سال ۲۰۱۱، گروهی از پژوهشگران دانشگاه هاروارد پژوهشی انجام دادند تا عوامل مهم موفقیت افراد را بررسی کنند. نتایج پژوهش حاکی از این بود که موفقیت در درجه اول ترکیبی از ۳ عامل مهم است:
داشتن طرز فکر درست؛
در زمان مناسب بودن؛
اشتیاق داشتن برای رسیدن به یک هدف.
در کنار این ۳ عامل اصلی، عوامل دیگری نیز در میزان موفقیت افراد نقش دارند که در ادامه تعدادی از آنها را مطرح کردهایم.
۱. فقر
فقیربودن فرد ممکن است مانع از آن شود که او ابزارهای لازم برای عملیکردن رؤیاهای خود را داشته باشد. برای موفقیت باید امکانات مالی عالی داشته باشید و بتوانید در مدارج بالاتر تحصیل کنید. علاوهبر این، باید درباره بورسهای تحصیلی یا کمکهای مالی مانند آن اطلاعات کافی داشته باشید.
۲. مشکلات سلامت روان
مشکلات روانی مانند اختلال استرس پس از سانحه ممکن است باعث شوند کودک هیچوقت احساس خوشبختی نکند. چنین افرادی بدون اشتیاق به زندگی و هیجان لازم برای رسیدن به رؤیاهای خود بزرگ میشوند.
۳. شور زندگی
برخی از افراد طوری رفتار میکنند که گویی دوباره متولد شدهاند. شور زندگی در این افراد به اندازهای زیاد است که حتی اگر به یکی از اهداف مهم خود برسند، باز هم به دنبال ماجراجوییهای جدید میروند. هر قله فتحشده برای چنین افرادی حکم تولدی دوباره را دارد.
۴. فراگیری همیشگی
گروهی از مردم شاگردان دائمی هستند. این افراد فکر میکنند که هرچه چیزهای بیشتری تجربه کنند، مسائل بیشتری یاد خواهند گرفت. فراگیران همیشگی هدف مشخصی ندارند. برای آنها سفر و کسب تجربه از آن بیشتر از هر چیزی اهمیت دارد.
چه موقع برای تغییر مسیر زندگی بسیار دیر است؟
پاسخ به این سؤال هرگزی قاطعانه است. در مقایسه با گذشته، امروزه به منابع بیشتری دسترسی داریم. پایگاههای داده اینترنتی، کلاسهای آنلاین، ارتباطات حرفهای و شخصی سادهتر و امتیازاتی از این قبیل به این معناست که شما دنیا را در دستان خود دارید.
تا زمانی که از رؤیاهای خود دست نکشیدهاید، میتوانید موفق شوید. داشتن حامیان مختلف در زندگی اهمیت دارد، اما بسیاری از کسانی که در سن زیاد به موفقیت رسیدهاند، این کار را با اراده راسخ خود انجام دادهاند. گاهی اطرافیان این افراد موفق آنها را دیوانه خطاب میکردند، اما آنها هیچوقت تسلیم نشدند. بنابراین هنوز هم برای یادگیری، رؤیاپردازی و رسیدن به اهداف خود فرصت دارید. در این راه، انگیزه شما حرف اول را میزند.
چند شخصیت که در سن زیاد موفق شدهاند
۱. کلنل هارلند ساندرز (Colonel Harland Sanders)
کلنل هارلند ساندرز بنیانگذار KFC
او در کلاس هفتم ترک تحصیل کرد و سراغ چندین شغل مختلف رفت. کلنل ساندرز در این شغلها هم دوام نیاورد؛ یا با عصبانیت استعفا میداد یا او را اخراج میکردند. ساندرز در ۴۰سالگی پمپبنزینی کوچک راه انداخت. یک رستوران کوچک هم در آپارتمان کنار این پمپبنزین افتتاح کرد. خیلی زود آوازه رستوران ساندرز همهجا پیچید و کسبوکارش رونق گرفت.
وی سرانجام در سال ۱۹۵۲، یعنی در ۶۲سالگی، اولین شعبه رستوران مرغ سوخاری کنتاکی را افتتاح کرد تا تاریخساز شود.
۲. فوجا سینگ (Fauja Singh)
اختلال مادرزادی او سبب شد که تا ۵سالگی نتواند راه برود. زمانی که همسر و ۲ فرزند فوجا سینگ فوت کردند، او به دنبال راهی برای پرکردن خلأ زندگیاش رفت. او که در اواخر دهه ۸۰ عمر خود بود، برای این کار دویدن را انتخاب کرد.
فوجا سینگ اولین مسابقه ماراتن عمر خود را در ۸۹سالگی انجام داد و به اولین مرد ۱۰۰سالهای تبدیل شد که در سال ۲۰۱۱ در مسابقه دوی ماراتن شرکت کرد. او در ۱۰۱سالگی ۲ بار مسئولیت مشعل المپیک را بر عهده گرفت و در مسابقات دو در رده سنی خود چندین رکورد شکست.
۳. جولیا چایلد (Julia Child)
جولیا چایلد زمان فارغالتحصیلی از دانشگاه نمیتوانست آشپزی کند. او مدتی در شرکتهای تبلیغاتی کار کرد و پس از آن در اداره اطلاعات دولتی مشغول به کار شد. جولیا در طول دوران فعالیتش در این اداره عاشق غذاهای فرانسوی شد و از هر فرصتی برای یادگیری دستورپخت آنها استفاده میکرد.
جولیا اولین کتاب آشپزی خود را در ۵۰سالگی نوشت و بهعنوان یکی از سرآشپزهای فرانسوی برتر جهان شهرت یافت. سرانجام او بهعنوان اولین زن به تالار مشاهیر آشپزی راه یافت.
۴. لورا اینگلز وایلدر (Laura Ingalls Wilder)
او در ۱۶سالگی ترک تحصیل کرد و در مغازه خیاطی کوچکی مشغول به کار شد. لورا در ۴۰سالگی نوشتن را شروع کرد، اما در دهه هفتم زندگی اثر مشهور خود «خانه کوچک» را نوشت. این کتاب لورا اینگلز وایلدر طرفداران بسیاری پیدا کرد.
لورا در دهههای بعدی زندگی خود، به نگارش مجموعه «خانه کوچک» ادامه داد.
۵. ری کراک (Ray Kroc)
زمانی که جنگ جهانی دوم آغاز شد، ری کراک فقط ۱۶ سال داشت. او درباره سن خود به سازمان صلیب سرخ دروغ گفت تا بتواند در طول جنگ بهعنوان راننده آمبولانس در این سازمان کار کند. ری پس از پایان دوران سربازی، چند دهه بهعنوان فروشنده دورهگرد کار کرد و لیوانهای کاغذی و دستگاههای میلکشیکر فروخت.
او سرانجام در سال ۱۹۵۴ و در دهه ششم زندگی خود با همکاری برادران مکدونالد اولین رستوران فستفود مکدونالد را افتتاح کرد.
۶. مادربزرگ موسی (Grandma Moses)
آنا مری رابرتسون موزس مشهور به مادربزرگ موسی تنها مدت کوتاهی در مدرسهای کوچک تحصیل کرد. او در ۶۰سالگی نقاشیکشیدن را شروع کرد. آنا مری درنهایت تابلوهای نقاشی خود را در موزه هنر مدرن به نمایش گذاشت.
او پیش از مرگش در ۱۰۱سالگی نزدیک به ۱۵۰۰ اثر هنری خلق کرد.
۷. لئو گودوین (Leo Goodwin Sr)
لئو گودوین حسابداری میکرد و در حوزه بیمه هم مشغول بود. او در دهه ششم زندگی خود، به فکر راهی برای فروش مستقیم خدمات بیمه به مشتری و کاهش هزینههای آن افتاد.
در سال ۱۹۳۶، لئو شرکت بیمه کارکنان دولت را تأسیس کرد. از آن بهبعد، شرکت بیمه کایگو به یکی از بزرگترین شرکتهای بیمه ایالات متحده آمریکا تبدیل شد.
۸. دانکن هاینز (Duncan Hines)
او در دانشگاه ایالتی بولینگ گرین آمریکا تحصیل کرد. پس از فارغالتحصیلی، بهعنوان فروشنده دورهگرد یک شرکت چاپ مشغول به کار شد. دانکن زمان بسیاری را صرف غذاخوردن بیرون از خانه میکرد. همین سبک غذاخوردن هم به موضوعی برای نگارش کتابش تبدیل شد.
او در ۵۵سالگی کتاب «ماجراهای خوب غذاخوردن» را نوشت. این کتاب چنان توجه مخاطبان را جلب کرد که دانکن را به منتقد غذا تبدیل کرد. در دهه هشتم زندگی دانکن، تولیدکنندگان محصولات غذایی از نام او برای نشاندادن کیفیت محصولات خود استفاده میکردند.
۹. پیتر مارک راجت (Peter Mark Roget)
راجت از دوران کودکی سابقه ابتلا به افسردگی داشت. درنهایت، ساعتها طبقهبندی کلمات، تهیه فهرست از آنها و یافتن شباهتها و تفاوتهای این فهرستها به او کمک کرد تا با افسردگی خود مقابله کند.
راجت در اوایل دهه هشتم زندگی خود فهرستهای کلمات خود را در کتابی منتشر کرد که به «فرهنگ اصطلاحات روژه» شهرت یافت. تابهحال میلیونها نسخه از این کتاب فروخته شده و چاپ اول آن نایاب است.
۱۰. هنری فورد (Henry Ford)
هنری کار مهندسی را زیر نظر توماس ادیسون مشهور شروع کرد. سرانجام در ۴۰سالگی با یادگیری روش طراحی و تولید خودرو شرکت فورد موتور را تأسیس کرد. این شرکت نوآوریهای بسیاری در زمینه طراحی خودرو داشت، به طوری که ۵ سال پس از تأسیس اولین مدل تی فورد عرضه عمومی شد.
۱۱. سام والتون (Sam Walton)
او در رشته اقتصاد دانشگاه میسوری تحصیل کرد و پس از فارغالتحصیلی عضو ارتش شد تا در آنجا به درجه سروانی برسد. سام بعد از خدمت در ارتش، تلاش کرد تا مشاغل خردهفروشی متعددی راه بیندازد، اما هر بار شکست میخورد.
شکستهای مکرر سام والتون را متوقف نکردند. او هرآنچه را آموخته بود به کار گرفت تا درنهایت در ۴۴سالگی اولین شعبه از فروشگاههای زنجیرهای وال مارت را تأسیس کند.
۱۲. چارلز داروین (Charles Darwin)
او مدرک کارشناسی ارشد خود را از کالج مسیح دانشگاه کمبریج گرفت. سپس وارد دانشکده پزشکی شد، اما تحصیل در این دانشکده را نیمهکاره رها کرد. در عوض، تصمیم گرفت در ۲۱سالگی جزو خدمه کشتی سلطنتی اچاماس بیگل شود.
هنگام بازگشت به خانه، درگیر بیماری شد و تا چند دهه با بیماری مقابله کرد. پس از بهبودی، ماجرای سفر خود را به رشته تحریر درآورد. سرانجام، داروین در ۵۰سالگی کتاب «خاستگاه گونهها» یا همان «نظریه تکامل» را منتشر کرد.
۱۳. استن لی (Stan Lee)
استن لی زمانی که تنها ۱۶ سال داشت، با مدرک کارشناسی از دانشگاه فارغالتحصیل شد. او هنگام تحصیل به چندین شغل پارهوقت مشغول بود. در همان زمان نیز کار کمیک را شروع کرد، اما در ۴۰سالگی به مدارج بالای این حرفه رسید.
در این سن، ایده کمیک «۴ شگفتانگیز» به ذهن استن لی رسید تا به اثری موفق تبدیل شود. پس از آن نیز کمیکهای موفق دیگری مانند «مرد عنکبوتی»، «پلنگ سیاه» و «مردان ایکس» را خلق کرد و تا ۹۵سالگی همچنان مشغول به کار بود.
۱۴. مموفوکو آندو (Momofuku Ando)
او تحصیل در دانشگاه ریتسومیکان (Ritsumeikan) ژاپن را نیمهکاره رها کرد تا شرکت نساجی خود را تأسیس کند. زمانی هم به جرم فرار مالیاتی دستگیر شد، اما تقاضای ورشکستگی داد. درنهایت تقریبا همهچیز خود را از دست داد اما ناامید نشد.
او مقداری پول جمع کرد و شرکت کوچکی بهنام نیسان را خرید. این شرکت در آن زمان در زمینه تولید نمک فعال بود. مموفوکو آندو در ۵۰سالگی ایده خود درباره رشته فرنگی را در این شرکت تکمیل کرد تا چیکن رامن تولید کند. سرانجام او در ۶۱سالگی نودل فوری را وارد بازار کرد.
۱۵. نلسون ماندلا (Nelson Mandela)
او در ۴۰سالگی به فعال اجتماعی مطرحی تبدیل شد. ماندلا بارها به زندان افتاد و ۲۷ سال از عمر خود را در زندانهای مختلف سپری کرد. او حضور در زندان را به فرصتی برای مطالعه رشته حقوق تبدیل کرد.
ماندلا پس از آزادی راه خود را ادامه داد و در ۷۶سالگی رئیسجمهور شد.
شما بگویید
رسیدن به موفقیت محدودیت سنی خاصی ندارد. آنچه در این راه اهمیت دارد، اشتیاق به زندگی، عزم راسخ داشتن و کنارگذاشتن افکار منفی و کلیشههای رایج جامعه است. افراد مشهوری که در این مقاله معرفی کردیم، با سختیهای فراوانی مقابله کردهاند. این افراد موفق صرفنظر از مدرک دانشگاهی خود در سن زیاد جهان را تغییر دادهاند. بنابراین برای موفقشدن هیچوقت دیر نیست. شما چه فکر میکنید؟
اصول و روشهایی کاملا عملی برای یادگیری سریع و ماندگار هر زبان جدید
خیلیها تصور میکنند بعد از خیانت، همهچیز برای همیشه تغییر میکند؛ پردههای حرمت میافتند، هر دو طرف صدمه روحی و روانی میبینند و اعتمادی باقی نمیماند. بااینحال، جلب اعتماد از دست رفته و بازسازی رابطه بعد از خیانت غیرممکن نیست. در این مقاله یاد میگیریم که اگر خیانت دیدهایم، چگونه با خیانت کنار بیاییم و اگر خیانت کردهایم، اعتماد از دست رفته را چگونه برگردانیم.
اعتماد در روابط چطور از بین میرود؟
اعتماد کردن عنصر اصلی رابطه سالم است. بهسبب این ویژگی مثبت، میتوانیم با خیال راحت خود را نزد طرف مقابل آسیبپذیر کنیم و در سختترین شرایط احساس امنیت داشته باشیم. بعضی رفتارها این اعتماد را خدشهدار میکنند، از جمله:
وفانکردن به قولوقرار؛
نپذیرفتن مسئولیت رفتارها؛
فقدان صمیمیت عاطفی و فیزیکی؛
خیانت (جنسی و غیرجنسی)؛
انتقاد مداوم؛
اعتیاد به مواد مخدر، الکل، پورنوگرافی یا قمار.
روابط سالم بر اساس صداقت شکل میگیرند. زمانی که صداقت به هر دلیلی در رابطه از بین میرود، زمینه بیاعتمادی فراهم و نشانههای آن پدیدار میشود.
نشانههای بیاعتمادی در رابطه
واضحترین نشانههای بیاعتمادی در رابطه عبارتاند از:
چککردن مداوم و تلاش برای کنترل رفتار پارتنر: پارتنری که مدام در حال چککردن شماست، نگران است عمل و رفتاری از شما سر بزند که برای او آزاردهنده است. این بیاعتمادی آرامآرام سبب حسادت، ناامنی و رنجش خاطر میشود و به متهمکردن شریک زندگی به بیوفایی یا پنهانکاری ختم میشود.
کنارهگیری عاطفی و جسمی: بعضی افراد ترجیح میدهند از همسری که به اعتمادشان خیانت کرده است کنارهگیری کنند و مدتی تنها باشند.
اجتناب از برقراری ارتباط صریح و صادقانه: بیمیلی شریک زندگی به برقراری ارتباط صریح و صادقانه زنگ خطر بزرگی است. این بیمیلی ممکن است نتیجه ازبینرفتن اعتماد باشد.
شک همیشگی: شک بزرگترین آفت روابط و نتیجه واضح بیاعتمادی است. این رفتار شریک شما ممکن است نتیجه آسیبهای گذشته یا رفتارهای اعتمادزدای شما باشد.
آیا جلب اعتماد از دست رفته ممکن است؟
اعتماد از دست رفته همیشه قابلبازیابی نیست. برخی نشانهها مشخص میکنند امیدی به جلب اعتماد از دست رفته هست یا نه. مثلا هر دو طرف باید بخواهند برای احیای رابطه تلاش کنند و هدف مشترک هر دو باید بازسازی حس امنیت باشد. فرد آسیبدیده این فرصت را دارد که درباره شیوه ادامه رابطه و اعتماد مجدد تصمیم بگیرد بیآنکه هیچیک از آنها وارد فرایند مخرب بازجویی و دفاع از خود شوند.
مراحل جلب اعتماد از دست رفته
۱. پذیرش مسئولیت اشتباهات
اولین مرحله بعد از خیانت به اعتماد همسر، ابراز تأسف و تمایل به جلب اعتماد از دست رفته است. طرف مقابل نیز باید آماده حرفزدن، شنیدن و بررسی تمام رفتارهای باشد که ممکن است در شکلگیری خیانت مؤثر بوده باشند. نیازی به تعریفکردن جزئیات خیانت نیست، اما پاسخ به پرسشها و حل درگیریهای ذهنی فرد خیانتدیده (با کمترین جزئیات ممکن) اولین قدم برای بازسازی رابطه است.
۲. اصلاح سبک ارتباطی
اعتمادشکنی ارتباط شما با همسر و اطرافیانتان را تغییر میدهد. بپذیرید که بعد از این اتفاق ناخوشایند، نمیتوانید مثل گذشته ارتباطی راحت و صمیمی داشته باشید. شاید ناچار شوید با برخی از اطرافیان خود قطع رابطه کنید و بیشتر تمرکزتان را روی گفتوگوی صمیمی با همسرتان بگذارید.
۳. بازتعریف قوانین ازدواج
وقتی حدومرزهای رابطه سالم یک بار میشکنند، قوانین ازدواج باید دوباره تعریف شوند. وجود این قوانین سبب میشوند شریک خیانتدیده تا بازسازی کامل اعتماد آسودهخاطرتر و افکارش منسجم باشند. این قوانین با مشورت و رضایت هر دو طرف تعیین میشوند.
۴. صبر تا فراموشی کامل
جلب اعتماد از بین رفته یکشبه اتفاق نمیافتد و نیازمند گذشت زمان است. صبور باشید و بگذارید شریک زندگیتان آرامآرام با اثرات ناخوشایند این اتفاق کنار بیاید و اعتمادشکنی شما را فراموش کند.
اقدامات لازم برای بازسازی اعتماد از دست رفته
اگر بعد از ازبینرفتن اعتماد تمایل به بازگرداندن آن دارید، اقدامات مفیدی هست که در جایگاه فرد خیانتدیده یا خیانتکننده میتوانید انجام دهید و به حفظ زندگی مشترک کمک کنید.
۱. اقدامات لازم از جانب فرد خیانتدیده
۱. بررسی دلیل دروغ و خیانت
اگرچه کمتر کسی به دلایل پشت دروغگویی و خیانت اهمیت میدهد، باید بدانیم اعتمادشکنی همیشه نتیجه بدجنسی و اهمیتندادن نیست. گاهی فرد برای آنکه خبری بد را پنهان یا به یکی از اعضای خانواده کمک کند، وارد چنین ماجرایی میشود. اصلا گاهی اوقات خیانت نتیجه یک سوءتفاهم است. فکرکردن به اینها اتفاق پیشآمده را تغییر نمیدهد، اما به فرد خیانتدیده کمک میکند چند دقیقهای خود را جای طرف مقابل بگذارد تا شاید او را درک کند.
۲. برقراری ارتباط
اگر میخواهید این اعتماد از دست رفته را بهنحوی بازگردانید، باید بتوانید با شریک خود درباره وضعیت پیشآمده صحبت کنید، بگویید چه احساسی دارید و انتظارتان برای ایجاد اعتماد مجدد را بیان کنید. به صداقت کلام طرف مقابل هنگام ابراز پشیمانی توجه کنید و مطمئن شوید از صمیم قلب متأسف و آماده برقراری ارتباط مجدد است.
۳. تمرین بخشش
وقتی خیانت در رابطهای شکل میگیرد، فرصت دوباره نیازمند بخشیدن است؛ بخشیدن خود و طرف مقابل. دست از سرزنش خود بردارید تا قدرت کنارآمدن با این اتفاق ناخوشایند را پیدا کنید. همسرتان را هم ببخشید و به او فرصت جبران اشتباه بدهید.
۴. تلاش برای فراموشی
بعد از آنکه مفصل درباره اتفاق پیشآمده، آسیبهای ناشی از آن و انتظارات خود صحبت کردید، تصمیم بگیرید این موضوع را برای همیشه کنار بگذارید و در بحثهای بعدی مطرح نکنید. قرار نیست بلافاصله دوباره اعتماد کنید، اما اگر قرار به فرصت دوباره برای بازسازی رابطه است، پیشکشیدن هرباره این مسئله هیچ کمکی به عبور از آن نمیکند.
۲. اقدامات لازم از جانب فرد خیانتکننده
۱. شناسایی دلیل خیانت
بنشینید و سنگهایتان را با خود وا بکنید. چرا دست به خیانت زدید؟ بهدنبال تمامکردن رابطه بودید و راه درستش را نمیدانستید؟ نیاز خاصی داشتید که در زندگی مشترک برآورده نمیشد یا همهچیز صرفا اشتباهی احمقانه بود؟ درک انگیزه پشت رفتارتان بخش مهمی از فرایند بازسازی اعتماد از دست رفته است.
۲. عذرخواهی صمیمانه
جبرانکردن را با عذرخواهی صمیمانه آغاز کنید و بپذیرید که اشتباه کردهاید. به خاطر بسپارید عذرخواهی شما دلیل خوبی برای توجیه اعمالتان نیست و هنگام عذرخواهی کلام سرزنشگر نداشته باشید. بهجای اینکه با عبارتی ساده مثل «ببخشید که اذیتت کردم» انتظار معجزه داشته باشید، دقیق و شفاف و درست عذرخواهی کنید. مثلا بگویید: «متأسفم درباره اینکه کجا هستم به تو دروغ گفتم. باید حقیقت را میگفتم و حالا از اینکه ناراحتت کردهام پشیمانم. مطمئن باش هرگز تکرارش نمیکنم»
۳. صبوری
پذیرش اشتباه، عذرخواهی و صحبتکردن درباره اتفاق پیشآمده هیچکدام معجزه نمیکنند. ممکن است همسرتان بعد از همه اینها همچنان آماده اعتماد مجدد نباشد و برای فراموشکردن زمان بیشتری بخواهد. اگر چنین است، او را تحتفشار نگذارید. آنچه از دستتان برمیآید انجام دهید و بگویید هر زمان آماده صحبتکردن است، کنارش هستید. مشاور خانواده در این شرایط میتواند هر دوی شما را راهنمایی کند.
۴. برآوردهکردن انتظارها
آدمها به شیوههای مختلفی با بیاعتمادی کنار میآیند. یکی سخت میبخشد، دیگری آسان؛ یکی زود میبخشد، دیگری دیر؛ یکی برای اعتماد مجدد نیاز دارد کنار همسر خود باشد، دیگری نیازمند تنهایی است. معمولا افراد خیانتدیده به شفافیت و صداقت بیشتر نیاز دارند. با احترام به مرزها و نیازهای همسرتان، روند فراموشی را برایش سادهتر میکنید.
مدتزمان بازیابی اعتماد از دست رفته
بعد از آنکه اعتماد در رابطهای خدشهدار میشود، ادامهدادن کار راحتی نیست. فرایند بازسازی هم زمانبر است و مدتزمان آن به دلایل سلب اعتماد بستگی دارد. زمانی که مسئله مربوط به دروغ مصلحتی یا سوءتفاهمی جزئی است و فرد خیانتکننده صمیمانه ابراز پشیمانی کرده، ادامهدادن بهمراتب راحتتر از تلاش برای بازسازی رابطه بعد از خیانت است!
دوباره اعتماد کنیم یا نکنیم؟
قدیمیها معتقد بودند «آدم عاقل از یک سوراخ دو مرتبه گزیده نمیشود»، اما زمانی که پای زندگی مشترک و ازدواج در میان است، مسئله کمی فرق میکند. اگر بعد از چندینوچند سال ازدواج پایدار و موفق خطایی از همسرتان سر زد، بخشش و اعتماد دوباره تصمیم اشتباهی نیست. اما اگر بعد از چندین بار تکرار یک اشتباه مطمئن شدهاید فرد مقابل بههیچوجه قابلاطمینان نیست، لازم است با چشم باز تصمیم دیگری درباره ادامه این رابطه پرآسیب بگیرید.
شما بگویید
فرض کنید شریک زندگیتان به شما خیانت کند! چقدر احتمال دارد او را ببخشید و بخواهید دوباره به او اعتماد کنید؟ نظراتتان را با ما و همراهان ما در میان بگذارید.
اگر میخواهید دلیل بسیاری از رفتارهای شریک عاطفی، یا حتی خودتان را در رابطه متوجه شوید، حتما این کتاب را بخوانید.
سامسونگ بهزودی از تبلتهای سری گلکسی تب A9 شامل مدل استاندارد و پلاس رونمایی خواهد کرد. حالا پیش از معرفی رسمی شاهد حضور مدل استاندارد در بنچمارک گیکبنچ هستیم که برخی از مشخصات آن را برملا میکند.
گلکسی تب A9 در بنچمارک گیکبنچ
تبلت جدید سامسونگ در بنچمارک گیکبنچ رؤیت شده است که از تجهیز آن به تراشهای 8 هستهای با حداکثر فرکانس 2.20 گیگاهرتز خبر میدهد. این هستهها درون دو خوشه قرار گرفتهاند که یکی از آنها دارای 6 هسته با فرکانس 2.0 گیگاهرتز و دیگری دارای 2 هسته با فرکانس 2.20 گیگاهرتز است.
این تراشه همچنین از پردازشگر گرافیکی Mali-G57 MC2 بهره میبرد. با توجه به مشخصات این چیپ، بهاحتمالزیاد با مدیاتک هلیو G99 روبهرو هستیم. البته شایعات هم در گذشته به چنین موضوعی اشاره کرده بودند.
از سایر ویژگیهایی که بنچمارک گیکبنچ درباره گلکسی Tab A9 برملا میکند، میتوان به سیستمعامل پیشفرض اندروید 13 و 4 گیگابایت رم اشاره کرد. این دستگاه در بخش تکهستهای و چندهستهای گیکبنچ بهترتیب امتیازهای 735 و 1766 را بهدست آورده است.
براساس تأییدیه BIS، تبلت آینده سامسونگ به یک باتری 5100 میلیآمپرساعتی مجهز میشود که از شارژ سریع 15 واتی پشتیبانی میکند. گلکسی تب A9 همچنین اخیراً در پلتفرم TDRA با شماره مدل SM-X110 مشاهده شد.
درحالحاضر نمیدانیم سامسونگ در چه تاریخی از تبلتهای خانواده گلکسی Tab A9 رونمایی میکند، اما انتظار داریم در سال جاری میلادی این محصولات معرفی شوند. علاوه بر این تبلتها، کرهایها روی نسل جدید تبلتهای سری FE هم کار میکنند. بنابراین باید منتظر بمانیم و ببینیم سامسونگ چه برنامهای برای تبلتهایش در ادامه سال جاری میلادی دارد.
بسیاری از افراد تصور میکنند برای خوشحالی در زندگی فقط باید پول زیادی داشته باشند. بخشی از این تصور اشتباه به جامعه برمیگردد؛ جوامع و رسانهها معیارهایی برای خوشحالی تعریف میکنند که لزوما عامل حسوحال خوب نیستند. بااینحال مردم این معیارها را میپذیرند، مدام به دنبال آنها هستند و هیچوقت به خوشحالی واقعی دست پیدا نمیکنند. تحقیقات بسیاری برای تفکیک علتهای واقعی و غیرواقعی احساس خوشحالی انجام شده است. در این مقاله عواملی را بررسی میکنیم که بهنظر اکثرمان در خوشحالی ما نقش زیادی دارند، اما بر اساس تحقیقات هیچکدام از آنها ارتباطی با خوشحالی واقعی ندارند.
۱. نادیدهگرفتن احساسات منفی
خوشحالی در زندگی به این معنی نیست که نباید هیچوقت ناامید، خسته، غمگین، ترسیده یا عصبانی باشید. بسیاری از افراد بهاشتباه تصور میکنند با سرکوب احساسات منفی راه را برای احساسات مثبت باز میکنند و میتوانند خوشحالتر باشند. اما طبق تحقیقات، سرکوب احساسات منفی سلامت روان را خدشهدار میکند. افرادی که خشم، ناامیدی یا غم را سرکوب میکنند، روابط نزدیک کمتری دارند و بیشتر از دیگران پرخاشگری میکنند. نادیدهگرفتن این احساسات حتی احتمال مرگ زودهنگام را هم افزایش میدهد!
برای خوشحالبودن باید با خودتان مهربان باشید. به خودتان یادآور شوید که نباید بهخاطر احساسات منفی عذاب وجدان داشته باشید و آنها را سرکوب کنید. نیازی نیست وقتی احساسات منفی به سراغتان میآیند، واکنشهای شدید نشان بدهید یا به همه اعلام کنید که امروز غمگین یا عصبانی هستید. احساسات و افکار مثل جریان آب در گذرند؛ اگر بخواهید خلاف جهت آب شنا کنید یا در مسیر آن سد بسازید، عاقبت شکست خواهید خورد. اگر هم با جریان همراه شوید، در آن غرق خواهید شد. پس باید ثابتقدم بمانید، احساساتتان را مشاهده کنید و به آنها اجازه گذر بدهید.
۲. زندگی در شهر بزرگ
در دنیای مدرن، زندگی در شهرها برای افراد به ارزش تبدیل شده است. مردم تصور میکنند شهرها امکانات رفاهی بیشتری دارند، زندگی سادهتر است، درآمد بیشتری کسب میکنند و درنتیجه خوشحالتر خواهند بود. اما در شهرهای بزرگ، آرامش قطعه گمشده پازل است که جای خالی آن بیش از قطعههای موجود به چشم میآید.
بر اساس تحقیقات، در شهرها احتمال ابتلا به اختلال اضطراب ۲۱درصد و احتمال ابتلا به افسردگی ۳۹درصد بیشتر است. این مشکلات در مناطق شلوغ شهرها جدیتر هم میشوند تا جایی که افراد ساکن مناطق پرسروصدا مانند حاشیه اتوبانها ۲۵درصد بیشتر از ساکنان مناطق آرام دچار افسردگی میشوند.
البته اگر در شهرهای بزرگ زندگی میکنید، روشهایی برای بهبود سلامت روان وجود دارند. پیادهروی در طبیعت (حتی در پارکهای شهری)، فراهمکردن فضای آرام برای خواب و انجام تمرینهای یوگا و مدیتیشن چند نمونه از این روشها هستند.
۳. اوقات فراغت بیشازحد
تاکنون چند بار به این فکر کردهاید که اگر سر کار نمیرفتید، خوشبختتر بودید؟ حتی ممکن است صبح زود که بیدار میشوید به استعفا فکر کنید یا وقتی افراد بازنشسته را میبینید، بابت وقت آزادی که دارند، به آنها غبطه بخورید. اما آیا واقعا به این فکر کردهاید که اگر هیچ کاری برای انجامدادن نداشته باشید، چه خواهد شد؟
اوقات فراغت با احساس خوشحالی و رضایت از زندگی ارتباط دارد، اما اگر بیشازاندازه باشد تأثیر معکوس خواهد داشت. افرادی که وقت آزاد زیادی دارند، احساس پوچی میکنند و بر این باورند که انسان مؤثری نیستند. همین مسئله زمینهساز بروز احساسات منفی ماندگاری چون ناامیدی است.
البته میزان خوشحالی به نحوه پرکردن اوقات فراغت هم بستگی دارد. مثلا ممکن است کسی که ۲ ساعت وقت آزاد خود را در فضای مجازی سپری کرده است، بهخاطر اینکه وقتش را به بطالت گذرانده احساس خوبی نداشته باشد اما فرد دیگری ۵ ساعت از زمان آزاد خود را به همنشینی با دوستان و انجام ورزش موردعلاقهاش اختصاص داده باشد و از این بابت احساس شادی و سرزندگی داشته باشد.
برای خوشحالی باید ساعات محدودی از روزتان را به فراغت اختصاص بدهید و برای آن برنامه داشته باشید.
۴. دویدن دنبال موفقیت
شما از کودکی یاد گرفتهاید که خوب درس بخوانید تا بتوانید در دانشگاه خوبی قبول شوید و شغل خوبی پیدا کنید تا درآمد خوبی داشته باشید و به موفقیت برسید. با رسیدن به بزرگسالی هم این باور در ذهنتان باقی میماند که برای خوشحالی بیشتر باید ارتقای شغلی بگیرید، خانه بزرگتری بخرید یا ماشین بهتری داشته باشید. اما واقعیت این است که این عوامل شما را مدتی خوشحال میکنند و نقشی در رضایت بلندمدت ندارند.
بسیاری از انسانها وقتی به هدفی دست پیدا میکنند، بدون اینکه از دستاوردهایشان لذت ببرند وارد مرحله بعدی میشوند. آنها بهسرعت هدف جدیدی مشخص میکنند و همه زمانشان را برای رسیدن به آن صرف میکنند. این چرخه بیپایان تا زمان مرگشان ادامه دارد و هیچوقت به خوشحالی مدنظرشان نمیرسند. این افراد تمام وقتشان را برای رسیدن به موفقیت سپری میکنند و دیگر زمانی برای چیزهای ارزشمند مانند وقت گذراندن با خانواده ندارند؛ این افراد معمولا پدر، مادر یا همسر معتاد به کار هستند.
محققان با انجام پژوهشی میزان خوشحالی افرادی را که ترفیع شغلی گرفته بودند با افرادی مقایسه کردند که از ترفیع محروم شده بودند. نتایج بلندمدت حاکی از آن بود که میزان شادی این افراد تفاوت چندانی نداشتند. این در حالی است که میزان درآمد و وضع زندگی افرادی که ترفیع شغلی گرفته بودند، بهتر از افراد بدون ترفیع بود.
وقتی میگوییم دویدن دنبال موفقیت عامل خوشبختی واقعی نیست، به این معنی نیست که نباید برای زندگی تلاش کنید. درهرحال زندگی در جریان است و ما با خلق معنا و هدف برای آن میتوانیم زنده و سالم بمانیم. برای موفقیت تلاش کنید، اما توجه داشته باشید که چه چیزهایی را در این راه قربانی میکنید و مراقب باشید در چرخه تکرار رسیدن به اهداف گرفتار نشوید.
۵. ارتباطات اجتماعی محدود
امروزه ارتباطات انسانها به خانواده، دوستان و همکارانشان محدود شده است. حتی در فضای مجازی هم محتواهایی درباره اعتمادنکردن به دیگران و محدودکردن دایره ارتباطات دیده میشود. این محتواها به شما میگویند اگر به دیگران اعتماد نکنید، از آنها ضربه نخواهید خورد، درنتیجه خوشحالتر خواهید بود. اما آیا واقعا همه انسانها میخواهند از یکدیگر سوءاستفاده کنند؟ آیا انزوا واقعا عامل خوشحالی است؟
احتمالا از نسلهای قبلی شنیدهاید که تا چه اندازه ارتباطات نزدیکی با همسایهها داشتند و همیشه از حال و روز هم باخبر بودند. آن روزهای خوب به شیرینترین خاطرات نسلهای قبلی تبدیل شدهاند و اکنون در حسرت آن روزها هستند. آنها در روزهایی که ارتباطات گستردهتری داشتند، خوشحالتر بودند. انسانها از نظر روانی به احساس تعلق خاطر به جامعه نیاز دارند.
در این باره هم تحقیقی انجام شده است. در این تحقیق از افراد مختلف پرسیدند که اگر یک کیف پول با ۲۰۰ دلار پول در آن را گم کنند، چقدر احتمال دارد پلیس، مغازهداران محل یا همسایهها این کیف پول را به آنها پس بدهند. پاسخ این سؤال ارتباط مستقیمی با میزان خوشحالی شرکتکنندگان داشت؛ افرادی که دیگران آنها را میشناختند و کیف پولشان را پس میدادند، از افرادی که در محلهشان ناشناس بودند خوشحالی و رضایت از زندگی بیشتری داشتند.
پس برای خوشحالی بیشتر بهجای اینکه از جامعه دوری کنید، با دیگران ارتباط برقرار کنید. مثلا این بار که همسایهتان را در آسانسور دیدید، بهجای اینکه در طول مسیر حرکت آسانسور نگاهتان را به زمین بدوزید، به او سلام کنید و چند کلمه با او حرف بزنید. مطمئن باشید این ارتباط ساده برای هر دو نفر شما خوشایند خواهد بود و شاید سرآغاز یک رابطه دوستانه باشد.
۶. تجملگرایی
آیا پول خوشبختی میآورد؟ پاسخ به این سؤال حتی برای روانشناسان هم پیچیده است. احتمالا شما هم افراد بسیاری را دیدهاید که فارغ از وضعیت مالیشان خوشحالاند و افرادی را هم میشناسید که بهرغم ثروت زیاد، حال خوبی ندارند. میزان درآمد و ثروت شما در شرایط درست ممکن است عامل خوشحالی شما باشد. طبق تحقیقات، افرادی که درآمد متوسط و رو به بالا دارند خوشحالاند اما هرچقدر درآمدها بیشتر میشود و افراد به دنبال تجملات بیشتر میروند، میزان رضایتشان از زندگی کاهش پیدا میکند.
یکی از مهمترین معیارهای اثرگذار روی ارتباط شادی با ثروت نحوه خرجکردن پول است. افرادی که فقط برای پسانداز پول درمیآورند یا افرادی که پولشان را برای چشموهمچشمی و تجملگرایی هدر میدهند، معمولا خوشحال نیستند. در مقابل افرادی که از پولشان برای رسیدن به اهداف، انجام کارهای موردعلاقه، ایجاد ارتباطات جدید و تجربههای تازه استفاده میکنند، زندگی شادی دارند.
نکته مهمی دیگری که درباره پول و خوشبختی وجود دارد این است که بخشیدن پول به دیگران بیشتر از خرجکردن آن برای خودتان خوشحالتان خواهد کرد. البته منظور از بخشیدن این نیست که حقوق یک ماهتان را به کار خیر اختصاص بدهید. وقتی چند هزار تومان به فردی نیازمند کمک میکنید، آن روز خوشحالتر خواهید بود. بخشیدن سادهتر از چیزی است که تصور میکنید.
کلام آخر؛ خوشبختی را درون خودتان جستوجو کنید
بسیاری از افراد تصور میکنند خوشحالی در زندگی سلبریتیها و بلاگرهای اینستاگرامی معنی میشود که در عکسهایشان همیشه از ته دل میخندند، خانهها و ماشینهای مجلل دارند و در ارتباطات خانوادگی و دوستانه موفقاند. این افراد تنها بخش جذاب زندگیشان را نشان میدهند تا مخاطبان را درگیر کنند و از این طریق درآمد داشته باشند؛ آنها هیچوقت از احساسات منفی خود چیزی نمیگویند و این بدان معنا نیست که هیچوقت دچار این احساسات نمیشوند.
برای خوشحالبودن دنبال معیارهای مخصوص به خودتان باشید. معیارهایی را که از جامعه آموختهاید کنار بگذارید و به این فکر کنید که شخص شما با چه کارهایی خوشحال خواهید شد. پیداکردن خوشحالیها کار سختی نیست؛ خوشبختی را در چیزهای کوچک جستوجو کنید. شاید شادی امروز شما خوردن یک بستنی باشد، پس آن را از خودتان دریغ نکنید!
اگر شما هم تجربهای دارید که برخلاف تصور خوشحالتان نکرده است، آن را در بخش دیدگاهها با ما در میان بگذارید. بدون شک تجربه شما برای خوانندگان چطور جذاب خواهد بود و تکمیلکننده مقاله ماست.
راهکارهای مقابله با اضطراب اجتماعی و کمرویی را در این مجموعه صوتی یاد بگیرید؛
تا بتوانید شبکه ارتباطات اجتماعی خود را تقویت کنید.
تابهحال شده از دست همسرتان که مرتب مشغول کارکردن است به ستوه آمده باشید؟! آیا بابت این مسئله با او مشاجره کردهاید؟ معتادشدن به کارکردن مانند هر نوع اعتیاد دیگری تعادل زندگی را بر هم میزند و مشکلات مختلفی برای خود فرد و اطرافیانش ایجاد میکند. اگر احساس میکنید همسرتان بیشازحد کار میکند و فرصت کافی برای وقتگذراندن با شما یا فرزندانش ندارد، حتما این مقاله بخوانید. ما روشهایی را برای حل این مسئله به شما پیشنهاد میکنیم.
تعریف اعتیاد به کار
وین اوتس، روانشناس مشهور آمریکایی، عبارت «معتاد به کار» را اولین بار در سال ۱۹۷۱ در کتابی با عنوان «اعترافات یک معتاد به کار» استفاده کرد. از آن پس، روانشناسان و محققان بسیاری درباره این شکل از اعتیاد تحقیق و مطالعه کردهاند.
آیا زیاد کارکردن بهمعنای اعتیاد به کار است؟ لزوما نه! ماهیت شغل برخی افراد و شرایط زندگی آنها بهگونهای است که ساعتهای کاری طولانی دارند، اما این عامل بهتنهایی نشانه اعتیاد به کار نیست. تعریف کلی اعتیاد یعنی علاقه وسواسی به یک چیز. این علاقه جنبه روانی دارد. به بیان دیگر، ذهن فرد معتاد در بیشتر ساعات روز درگیر آن است. بنابراین ما به فردی که ساعات کاری طولانی دارد، لزوما معتاد به کار نمیگوییم. این عامل یک پیششرط است، اما برای اثبات اعتیاد کافی نیست. در عوض فردی ممکن است ساعات کاری چندان زیادی هم نداشته باشد، اما پس از پایان ساعت رسمی کار هم ذهنش همچنان مشغول به آن باشد. این درگیری ذهنی اجازه نمیدهد که فرد بتواند به سایر جنبههای زندگی از جمله رابطه با همسرش توجه کند.
چطور بفهمیم همسر ما معتاد به کار است؟
برای فهم اینکه آیا همسر ما (یا حتی خود ما) واقعا معتاد به کار است یا نه، فکرکردن به پرسشهای زیر و پاسخدادن به آنها راهگشاست:
آیا او بیشتر از ساعت کاری تعیینشده کار میکند؟
آیا او افکار وسواسی درباره شکست کاری دارد؟ از شکستخوردن در کار یا پروژه خیلی هراس دارد؟
هنگام وقتگذرانی با خانواده یا دوستانش، ذهن او مدام درگیر کار است؟
آیا او خود را بالاتر و برتر از دیگران با سمت یکسان در شغلش میداند؟
آیا او خود را کمالگرا میداند و معتقد است باید دیگر کارکنان هم رده را با معیارهای او ارزیابی کنند؟
آیا هنگام بروز حوادث تلخ و ناراحتیها، برای رفع و فرار از این احساسات به کارکردن روی میآورد؟
آیا او احساس میکند توانایی جداکردن ذهن خود از محیط کار را ندارد؟
در مقایسه با دیگران، آیا او روابط دوستانه سالم و سرگرمیهای کمتری دارد؟
آیا اغلب کارکردن به تغذیه، خواب، استراحت، ورزش و سایر امور اولویت دارد؟
آیا او درباره امور غیرمرتبط با کار بیتوجه است و احساس میکند این چیزها چندان رضایتبخش و شادیآفرین نیستند؟
در صورتی که پاسخ به بیشتر این پرسشها مثبت باشد، میتوان نتیجه گرفت که همسرتان معتاد به کار است.
چطور با همسر معتاد به کار رفتار کنیم؟
اگر بابت زندگی با همسر معتاد به کار درمانده و ناراحتید، راهکارهایی هست که میتوانید آنها را به کار بگیرید. این راهکارها سبب تعدیل مشکل و بهبود رابطه میشوند.
۱. دلیل اعتیاد به کار را پیدا کنید
ذهن منفینگر ما انسانها اغلب تمایل دارد بدبینانهترین دلایل را پیدا کند. شما شاید خیلی زود به این نتیجه برسید که او زیاد کار میکند تا از من دوری کند! این قضاوت شتابزده فقط ممکن است به بدترشدن رابطه شما منجر شود. قبل از هر قضاوتی، از او بخواهید تا دلیل زیاد کارکردن و زیاد فکرکردن به کار را به شما بگوید. دلایلی که او میآورد به فهم مسئله کمک میکند. درنهایت شما خشنود خواهید شد وقتی بدانید که اعتیاد به کار ربطی به شما ندارد.
۲. از مقایسهکردن بپرهیزید
احتمالا زوجهایی را در اطراف خود یا در فضای مجازی میبینید که مدام با هم هستند و کارهایی میکنند که شما هم دوست دارید با شریک زندگی خود انجام دهید. مقایسهکردن رابطه خود با دیگران وقتی به آنها حسادت میکنید، راحت است. اما باید بدانید که این کار رابطه شما را بدتر خواهد کرد.
به یاد داشته باشید هر رابطهای متفاوت با دیگری است. ممکن است رابطه شما نکات مثبتی داشته باشد که در رابطه دیگران وجود ندارند.
۳. با همسرتان همدلانه گفتوگو کنید
توافقنداشتن شما با همسرتان درباره میزان کارکردن به هر دوی شما استرس زیادی وارد میکند. بهسادگی میتوان در دام غرزدن و دعواکردن افتاد. برای پیشگیری از این اتفاق، باید با خودنسردی و همدلی مسئله را مطرح کنید. مثلا بهجای ایرادگرفتن و انتقادکردن، میتوانید چیزهایی را به وی یادآوری کنید که او با زیاد کارکردن از دست میدهد. زمانی مسئله را در میان بگذارید که هر دو آرام و آسودهاید. هنگام توضیح مسئله باید تمرکزتان بر رفتارهایی باشد که شما را آزرده کرده و کیفیت رابطه را کاهش داده است. همچنین شفاف و واضح صحبت کنید.
روشهای مؤثری برای گفتوگوی بین زوجین وجود دارند. این روشها را یاد بگیرید و آنها را به کار ببرید.
۴. با همسر خود بین کار و زندگی مرزبندی کنید
اگر همسرتان دورکار است و بیشتر فعالیتهای شغلی خود را در خانه انجام میدهد یا مدت زیادی را در خانه پیگیر کارهای شغلش است، برای پیشگیری از تداخل کار و زندگی، مرزهایی را مشخص کنید. از او بخواهید:
فضایی از خانه را به کارکردن اختصاص دهد و خارج از آن محیط کار نکند.
ساعتهای کاری مشخصی را تعیین کند و پس از آن دست از کار بکشد.
تلفن همراه کاری را در خانه خاموش یا در محیط کار رها کند و از چککردن مدام آن بپرهیزد.
در خانه به مسائل کاری فکر نکند و توجهش را به شما یا فرزندان معطوف کند.
۵. به جای کمیت، بر کیفیت رابطه تمرکز کنید
بهجای نگرانی بابت مدتزمانی که شما و همسرتان در اختیار یکدیگر هستید، سعی کنید همان زمان را صرف تقویت رابطه خود کنید. طبق تحقیقات، زوجهایی که فعالیتهای مشترک خود را صرف تقویت همدلی و رابطه خود میکنند، از آنهایی که همان زمان را صرف مسائل استرسزا میکنند، نرخ طلاق کمتری دارند.
پس بهجای بحثکردن با همسرتان سر اینکه چقدر زمان در اختیار دارید، فرصت را غنیمت شمرده، تلفنهای همراه خود را کنار گذاشته و اوقات خوشی را با یکدیگر سپری کنید.
۶. ناخواسته به اعتیادش دامن نزنید
گاهی اوقات شما با رفتارها و کارهای خود به همسرتان در ادامهدادن به رفتارش یاری میرسانید. به بیان دیگر، کارهای شما سبب میشود که بیشتر و بیشتر کار کند. مثلا:
غذا را تا زمانی که او به خانه نرسیده است سرو نمیکنید.
بچهها را بیدار نگه میدارید تا او از سر کار برگردد.
فعالیتهایی را که قرار است با هم انجام دهید تا زمانی که امکان داشته باشد به تأخیر میاندازید.
پول خود را خرج چیزهایی میکنید که به دورماندن او از خانه کمک میکند. مثلا برای او غذای بیرونبر سفارش میدهید.
این کارها باعث میشود همسرتان با خیال راحتتر به اعتیادش برسد. بهتر است این رفتارها را شناسایی کنید و انجامشان ندهید. مثلا اگر او همیشه بیشتر از ساعت مقرر کار میکند و دیر به خانه میآید، میتوانید غذا را تنهایی میل کنید و باقیمانده را برای او بگذارید.
۷. به دنبال فعالیتهایی باشید که هر دو دوست دارید
شاید بتوانید همسرتان را با دعوت به فعالیتهایی که دوست دارد، از بیشتر کارکردن در آن روز منصرف کنید. این فعالیتها ممکن است هر چیزی باشند که هر دو (بهخصوص او) به آنها علاقه دارید. انجام این کارها هم تنش بین شما را کمتر میکند و هم فرصتی به دست میدهد تا درباره مسئله اعتیاد به کار با او گفتوگو کنید. البته ممکن است شما این توصیه را مغایر با مورد قبلی بدانید. باید گفت حفظ تعادل و وقتشناسی در اینجا مهم است. این به شما بستگی دارد که بدانید چه زمانی و کجا باید باب حرفزدن درباره مسئله را باز کنید. بدیهی است اگر مرتب از فرصت باهمبودن برای طرح مسائل مختلف استفاده کنید، همسرتان به نیت شما از باهمبودن بیاعتماد میشود و از شما بیشتر دوری خواهد کرد.
۸. زندگی خود را معطل همسرتان نکنید
برخی افراد فکر میکنند که باید تمام فعالیتهای گوناگون را با همسرشان انجام دهند. این باوری اشتباه است. وقتی همسرتان درگیر کار است و نمیتواند بهموقع به خانه برگردد یا مرخصی برای چند روز پیاپی ندارد، نیازی نیست شما و فرزندانتان زندگی خود را متوقف کنید و منتظر بمانید. این انتظارکشیدن خود فشار بیشتری به شما میآورد.
پس بهتر است برخی کارها را بهتنهایی انجام دهید. مثلا با فرزندان یا دوست خود به سینما بروید. آخر هفته سری به خانواده خود یا همسرتان بزنید یا به مسافرتی کوتاه بروید.
۹. به زوجدرمانگر مراجعه کنید
حل اختلافات زناشویی گاه برای طرفین دشوار است. به همین منظور زوجدرمانی گزینهای برای حل مشکل اعتیاد همسرتان به کارکردن محسوب میشود. زوجدرمانگران فنون گفتوگوی مؤثر و روشهای درست حل تعارض را به شما و همسرتان میآموزند. گاهی اوقات صرفا مراجعه به زوجدرمانگر یا طرح پیشنهاد آن به همسرتان نشان میدهد که مسئله جدی است و او را ترغیب به تغییر رفتارش میکند.
جمعبندی
معتادان به کار خود را در دور باطل کارکردن گرفتار میکنند. گاهی خودشان هم متوجه نیستند که با این شرایط به خود و همسرشان آسیب میزنند. شاید از بیرون رفتار آنها و جدیتشان در کارکردن مثبت به نظر برسد، اما باید درک کرد که این موفقیت ظاهری منجر به شکست در رابطه و کاهش شادی در زندگی خواهد شد. بنابراین اگر خود یا همسرتان به این وضع گرفتارید، هرچه سریعتر برای حل مشکل اقدام کنید.
رفتار درست با شریک عاطفی چگونه است؟
حق با کدام طرف است؟
جواب چنین سوالاتی را در این مجموعه بیابید.
اپل بهروزرسانی امنیتی جدیدی برای سیستمعاملهای iPadOS ،macOS ،iOS و watchOS منتشر کرده است که نقایص امنیتی بدون کلیکی را برطرف میکند که هکرها با کمک آنها از طریق یک «تصویر مخرب» یا هر فایل پیوست دیگری اقدام به نصب بدافزار میکنند.
به گزارش ArsTechnica این دو نقص امنیتی که با نامهای CVE-2023-41064 و CVE-2023-41061 شناخته میشوند، توسط آزمایشگاه میانرشتهای Citizen Lab از دانشگاه تورنتو گزارش شده است. Citizen Lab میگوید که این مشکلات کاملاً جدی هستند زیرا فقط با بارگذاری یک تصویر یا هر فایل پیوست دیگری در مرورگر سفاری، برنامه Messages، واتساپ و برنامههای دیگر میتوان از آنها سوء استفاده کرد. بنابراین در بسیاری از مواقع، نصب این بدافزارها حتی بدون هیچ کلیکی انجام میشود.
Citizen Lab همچنین اعلام کرد این باگ که با نام BLASTPASS نیز شناخته میشود، «برای ارائه جاسوسافزار Pegasus گروه NSO» نیز مورد استفاده قرار میگیرد.
راه مقابله با آسیبپذیری اپل
در ادامه این گزارش گفته شده کاربرانی که نگران این نقصها هستند، میتوانند با فعالکردن Lockdown Mode در دستگاههای iOS و macOS خود، آن را کم اثرتر کنند. استفاده از این حالت، بسیاری از انواع فایلهای پیوست شده را مسدود و پیشنمایش لینکها را نیز غیرفعال میکند.
Citizen Lab میگوید:
«ما معتقد هستیم و تیم مهندسی و معماری امنیتی اپل نیز این موضوع را به ما تأیید کرده است که Lockdown Mode این حمله خاص را مسدود میکند.»
این بهروزرسانی امنیتی تمام گوشیهای مدلهای آیفون 6s، آیفون 7، نسل اول آیفون SE، آیپد ایر 2، نسل چهارم آیپد مینی و نسل هفتم آیپد تاچ را پوشش میدهد. همچنین هرچند هیچ حملهای برای رایانههای macOS گزارش نشده است، Citizen Lab توضیح میدهد که این نقص از نظر تئوری در این سیستم عامل نیز قابل بهرهبرداری است. بنابراین دریافت این بهروزرسانی کاملاً توصیه میشود.
اپل از ابتدای سال جاری میلادی، در مجموع 13 نقص روز صفر را برطرف کرده است که دستگاههای دارای iOS ،macOS ،iPadOS و watchOS را هدف قرار دادهاند.