Category: کسب وکار

  • با پورت USB C آیفون ۱۵ می توان اپل واچ و ایرپاد را نیز شارژ کرد

    با پورت USB C آیفون ۱۵ می توان اپل واچ و ایرپاد را نیز شارژ کرد

    [ad_1]

    با معرفی آیفون ۱۵ اکنون پورت USB C به محصولات اپل راه پیدا کرده است. با استفاده از این پورت اکنون می توان به طور مستقیم ایرپاد و اپل واچ را نیز شارژ کرد.

    به گزارش‌ سرویس اخبار فناوری و تکنولوژی تکنا، به کارگیری پورت USB C در آیفون به جای لایتنینگ مزایای زیادی دارد که یکی از آنها شارژ دیگر لوازم دارای این پورت است. البته اکنون دیگر امکان استفاده از لوازم جانبی آیفون با پورت لایتنینگ وجود ندارد. اما اپل این مشکل را با عرضه یک دانگل USB C حل کرده است.

    در حال حاضر امکان شارژ اپل واچ و ایرپاد اپل با کمک کابل USB C به USB C وجود دارد. اپل از کیس شارژ جدید ایرپاد پرو نیز رونمایی کرده است که امکان شارژ آن با آیفون ۱۵ وجود دارد. مک ها نیز می توانند. با پورت USB C ایرپاد و اپل واچ را شارژ کنند. این ویژگی در بین محصولات اپل تازه است. زیرا پیش از این امکان شارژ محصولات جانبی با آیفون ها وجود نداشت.

    این ویژگی می تواند در زمان در دسترس نبودن برق مورد استفاده قرار بگیرد. همچنین امکان استفاده از لوازم جانبی مشترک را نیز ایجاد خواهد کرد. در مدل پرو آیفون ۱۵ از درگاه USB 3 استفاده شده که می تواند سرعت انتقال داده ۱۰ گیگابایت بر ثانیه را فراهم کند.

    [ad_2]

    منبع

  • مهارت های قابل انتقال؛ ۱۰ مهارت که در هر شغلی به دردتان می‌خورند

    مهارت های قابل انتقال؛ ۱۰ مهارت که در هر شغلی به دردتان می‌خورند

    [ad_1]

    به‌نظر شما چرا سابقه کاری برای کارفرمایان اهمیت دارد؟ گاهی اوقات عملکرد کارمندان در محل کار سابقشان با عملکرد آنها در محل کار جدیدشان کاملا فرق دارد. داشتن تجربه عملی در حوزه تخصصی تنها یکی از دلایلی است که کارفرمایان به دنبال نیروهای دارای سابقه کارند. دلیل دیگر این است که کارفرمایان به دنبال افرادی با مهارت‌های قابل‌انتقال می‌گردند؛ این مهارت‌ها به موقعیت شغلی و سازمان وابسته نیستند و در هر شغلی مفید خواهند بود. در این مقاله توضیح می‌دهیم که منظور از مهارت‌های قابل‌انتقال چیست و چه توانمندی‌‌هایی در این دسته قرار می‌گیرند.

    منظور از مهارت قابل‌انتقال چیست؟

    مهارت‌های قابل‌انتقال (Transferable skills) که مهارت‌های پرتابل هم نامیده می‌شوند، شامل توانمندی‌هایی هستند که می‌توانید از یک شغل به شغل دیگر ببرید. این مهارت‌ها به کارفرما نشان می‌دهند که شما در کنار تخصصی که دارید، می‌توانید در سازمان فعالیت حرفه‌ای داشته باشید و پروژه‌ها را پیش ببرید.

    بیایید این موضوع را با ذکر یک مثال توضیح دهیم. یک حسابدار را در نظر بگیرید. مهارت فنی این فرد توانمندی‌هایی در زمینه حسابداری، حسابرسی و کار با ابزار و نرم‌افزارهای مربوط به این شغل‌ است، اما مهارت‌های قابل‌انتقال او مواردی مثل توانایی کار تیمی،‌ تعامل و برقراری ارتباط با کارمندان است. این مهارت‌ها در هر موقعیت شغلی‌ای ضروری‌اند و باعث می‌شوند وظایفش را بهتر انجام دهد. حتی اگر این فرد در آینده شغلی به‌جز حسابداری داشته باشد نیز مهارت‌های قابل‌انتقال او احتمال موفقیتش را بیشتر خواهند کرد.

    مهارت‌های قابل‌انتقال وجه تمایز نیروهای کار خوب و نیروهای کار عالی‌اند.

    ۱۰ مهارت قابل‌انتقال

    اگر به ارتقای شغلی یا پیداکردن شغلی بهتر فکر می‌کنید، باید به دنبال ارتقای مهارت‌هایتان باشید. فرایند توسعه مهارت‌ها و یادگیری هم برای مهارت‌های فنی ضروری است و هم مهارت‌های قابل‌انتقال. در ادامه، ۱۰ مورد از مهم‌ترین مهارت‌های پرتابل را معرفی می‌کنیم که برای اغلب موقعیت‌های شغلی ضروری‌اند و بهبود آنها سبب جلب نظر کارفرمایان می‌شود.

    ۱. کار تیمی و مهارت‌های ارتباطی

    ارتباط و کار تیمی مهارتی ضروری است که تقریبا در تمام سازمان‌ها اهمیت دارد. وقتی کار تیمی انجام می‌دهید، منافع پروژه و تیم به منافع شخصی اولویت دارند. در کار تیمی، هم‌تیمی‌ها از یکدیگر حمایت می‌کنند،‌ به هم انگیزه می‌دهند، برای پیشرفت به یکدیگر کمک می‌کنند و در کار هم با یکدیگر هماهنگ‌اند.

    مهارت‌های ارتباطی پایه و اساس کار تیمی محسوب می‌شوند و بسیار گسترده‌ترند. توانمندی‌های لازم برای تقویت مهارت‌های ارتباطی عبارت‌اند از:

    مهارت ارتباطی یعنی بدانید هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد!

    ۲. تفکر انتقادی

    تفکر انتقادی یعنی بعد از طرح مسئله، داده‌های موجود را ارزیابی کنید و بر اساس اطلاعات، استدلال کنید و تصمیم بگیرید. با این مهارت شما همه‌چیز را دقیق بررسی می‌کنید و تمام جوانب را در نظر می‌گیرید، درنتیجه می‌توانید بهترین تصمیم را بگیرید.

    مثلا وقتی معلم نیازهای آموزشی دانش‌آموزانش را بررسی می‌کند و برنامه آموزشی منحصربه‌فردی برای هرکدام می‌چیند، از مهارت تفکر انتقادی استفاده کرده است. مدیری که در جلسات، پیشنهادها را به دقت بررسی می‌کند و جوانب مختلف هرکدام را می‌سنجد تا بهترین پیشنهاد را انتخاب و اجرا کند هم این مهارت را آموخته است.

    ۳. حل مسئله و تصمیم‌گیری

    گاهی اوقات در محیط کار، با چالش‌های پیچیده‌ای مواجه می‌شویم. افرادی که مهارت حل مسئله خوبی دارند، علت این چالش‌ها را پیدا و راه‌حل‌های احتمالی را بررسی می‌کنند تا به بهترین روش برای حل مسئله برسند. آنها بعد از پیداکردن راه درست، تصمیم‌گیری می‌کنند و آن‌قدر اعتماد به نفس دارند که مسئولیت تصمیم‌هایشان را بپذیرند. این افراد گاهی اوقات هم خلاقیت را چاشنی مهارت تصمیم گیری و حل مسئله می‌کنند تا راهکاری نوین برای حل مسائل ارائه دهند.

    افرادی که مهارت حل مسئله دارند، ممکن است پیشنهادی برای بهینه‌سازی فرایندهای مختلف محیط کار داشته باشند. مثلا انبارداری که با دسته‌بندی محصولات و چیدمان منظم آنها در قفسه‌ها، پیداکردن آنها هنگام ارسال برای مشتری را ساده‌سازی می‌کند، مهارت حل مسئله دارد.

    ۴. اعتمادسازی

    برای جلب اعتماد دیگران به چند مهارت قابل‌انتقال مختلف نیاز دارید. کارمندان قابل‌اعتماد هرآنچه را از عهده‌شان برمی‌آید برای سازمان انجام می‌دهند. آنها سازمان را متعلق به خودشان می‌دانند و از هیچ تلاشی برای رشد و پیشرفت آن دریغ نمی‌کنند.

    تعدادی از مهارت‌های لازم برای تبدیل‌شدن به کارمند قابل‌اعتماد عبارت‌اند از:

    کارمندان قابل‌اعتماد بهترین نیروهای سازمان‌اند. مدیران، با قدردانی و پاداش، به کارکنان متعهد خود برای حفظ این روحیه انگیزه می‌دهند.

    ۵. سازگاری شغلی

    در دنیای امروزی، سازگاری شغلی یکی از مهم‌ترین مهارت‌های قابل‌انتقال محسوب می‌شود زیرا شرایط کاری با سرعت زیادی در حال تغییرند و افرادی موفق خواهند بود که با این تغییرات سازگار شوند. سازگاری یعنی آمادگی مواجهه با محیط و شرایط کاری جدید و کسب موفقیت.

    یکی از نمونه‌های بارز اهمیت سازگاری شغلی در دوره همه‌گیری کرونا مشخص شد. در آن دوران، بسیاری از کسب‌وکارهایی که با شرایط قرنطینه سازگار نشدند و به‌سمت بازاریابی آنلاین نرفتند، شکست خوردند. در مقابل کسب‌وکارهایی که برای مشتریانشان امکان خرید به شیوه‌ای متناسب با پروتکل‌های بهداشتی را فراهم کردند، سود خوبی به دست آوردند.

    ۶. مدیریت

    در نگاه اول به نظر می‌رسد مهارت‌های مدیریت و رهبری تنها برای سِمت‌های مدیریتی و سرپرستی ضروری‌اند، اما وقتی دقیق‌تر بررسی کنید، متوجه خواهید شد که مدیریت مهارتی قابل‌انتقال برای مشاغل مختلف است. مهارت‌های مدیریتی روی هدایت افراد و فرایندها تا رسیدن به نتیجه مطلوب تمرکز دارند.

    ۷. توجه به جزئیات

    افرادی که مهارت توجه به جزئیات را دارند، کارشان را به بهترین شیوه انجام می‌دهند. آنها هر مسئله یا فرایندی را آن‌قدر ظریف بررسی می‌کنند که بقیه حتی متوجه این ظرافت‌ها هم نمی‌شوند. البته توجه بیش‌ازحد به جزئیات ممکن است شما را به‌سمت وسواس یا کمال گرایی سوق دهد، پس باید دقت کنید که دچار حساسیت‌های وسواس‌گونه نشوید.

    ۸. نظم و سازمان‌دهی

    افراد منظم همیشه به همه کارهایشان می‌رسند و برای هر وظیفه‌ای که بر عهده دارند، به‌اندازه کافی زمان می‌گذارند. این افراد کارها را به درستی و مطابق دستورالعمل انجام می‌دهند، پروژه‌هایشان را به‌موقع آماده می‌کنند و گزارش دقیقی از روند کار به کارفرما ارائه می‌دهند. منظم بودن مهارتی ضروری برای تمام کارمندان سازمان است.

    ۹. سواد فناوری

    در دنیای امروزی، تقریبا تمام مشاغل با فناوری سروکار دارند. بنابراین سواد اولیه در زمینه تکنولوژی یکی از مهم‌ترین پیش‌نیازهای فعالیت در بازار کار امروزی است. ابزارهای فناوری ساده‌سازی و افزایش سرعت فرایندها را برای کسب و کارها راحت‌تر می‌کنند. کارفرمایان ترجیح می‌دهند در سازمانشان نیروهایی داشته باشند که کار با این ابزارها را بدانند یا در صورت ورود ابزار تازه به مجموعه، برای یادگیری کار با آن مشتاق باشند. حوزه سواد فناوری بسیار گسترده است و شما باید با توجه به نیاز موقعیت شغلی خود مبحث مدنظرتان را یاد بگیرید.

    ۱۰. مهارت‌های بین‌فردی

    تیم کاری دارای مهارت‌های بین‌فردی

    در اکثر مشاغل، افراد برای انجام وظایفشان باید با دیگران تعامل کنند؛ این تعامل در کارهای تیمی بیشتر و در کارهای فردی کمتر است. به‌کمک مهارت‌های بین‌فردی می‌توانید با دیگران ارتباط مؤثر برقرار کنید و ارتباطات خود در محیط کار را به‌خوبی در مدیریت کنید.

    تعدادی از مهارت‌های بین‌فردی ضروری برای محیط کار عبارت‌اند از:

    چطور مهارت‌های قابل‌انتقال را به کارفرما نشان دهیم؟

    می‌توانید مهارت‌های قابل‌انتقال خود را به ۳ روش به کارفرما نشان دهید:

    • در رزومه خود راجع به آنها بنویسید.
    • در کاور لتر (Cover letter) یا نامه پوششی درباره این مهارت‌ها بنویسید.
    • در جلسه حضوری مصاحبه شغلی راجع به مهارت‌های پرتابل خود صحبت کنید یا آنها را به کارفرما نشان دهید.

    برای تشخیص اینکه کدام روش برای ارائه مهارت‌های قابل‌انتقال مناسب‌تر است،‌ به شرح شغلی توجه کنید که کارفرما در آگهی استخدامی نوشته است. کارفرمایانی که به مهارت‌های نرم و پرتابل اهمیت می‌دهند، معمولا در آگهی راجع به آن صحبت می‌کنند.

    رزومه شما ۳ بخش دارد: خلاصه‌ رزومه، سوابق کاری و مهارت‌ها. شما می‌توانید هوشمندانه مهارت‌های قابل‌انتقال مرتبط با حوزه کاری‌تان را در رزومه به کارفرما نشان دهید. مثلا به‌جای اینکه فقط بنویسید قبلا در فلان شرکت کار کرده‌اید، از دستاوردهایی بگویید که برای شرکت کسب کرده‌اید. یا مثلا وقتی در خلاصه رزومه درباره خودتان توضیح می‌دهید، به ۲ یا ۳ مورد از مهارت‌های پرتابل خود اشاره کنید.

    بهتر است مهارت‌های قابل‌انتقال نوشته‌شده در رزومه شما با مهارت‌های موردنیاز ذکرشده در آگهی مطابقت داشته باشند.

    کاور لتر نامه‌ای است که در کنار رزومه برای کارفرما ارسال می‌کنید. شما در این نامه نیز می‌توانید به مهارت‌های قابل‌انتقال خود اشاره کنید؛ بهتر است در این نامه هم مهارت‌هایتان را در قالب دستاوردهایی که برای کسب‌وکارهای قبلی داشته‌اید، به کارفرما نشان دهید.

    در جلسه مصاحبه کاری،‌ وقتی کارفرما یا مدیر منابع انسانی از شما سؤال می‌پرسد، متوجه خواهید شد که چه مهارت‌هایی از کار قبلی شما قابل‌انتقال به شغل جدیدند. در جلسه مصاحبه درباره این مهارت‌ها صحبت کنید و بگویید که چطور به کمک این توانمندی‌ها به اهداف فردی یا تیمی دست پیدا کرده‌اید.

    کلام آخر؛ مهارت‌های قابل‌انتقال شاه‌کلید بازار کارند

    در این مقاله توضیحاتی درباره مهارت‌های قابل‌انتقال دادیم و انواع آنها را بررسی کردیم. این دسته از توانمندی‌ها به شما کمک می‌کنند در هر سازمانی با هر شرایطی که حضور دارید، بتوانید اهدافتان را دنبال کنید و به مهره‌ای مهم برای مجموعه تبدیل شوید. تقویت این توانمندی‌ها هم برای کارفرمایان مزیت‌های بسیاری دارد و هم به نفع خود کارمندان است؛ به همین دلیل بسیاری از کارفرمایان برای تقویت مهارت‌های پرتابل کارکنانشان هم برنامه‌ریزی می‌کنند.

    چگونه با مدیر و همکاران خود تعامل موثری داشته باشیم.
    چگونه در سازمان خود پله‌های ترقی را به‌سرعت طی کنیم.

    [ad_2]
    منبع

  • چطور از آربیتراژ بیت کوین در بازار ارز دیجیتال کسب درآمد کنیم؟

    چطور از آربیتراژ بیت کوین در بازار ارز دیجیتال کسب درآمد کنیم؟

    [ad_1]

    آربیتراژ ارزهای رمزنگاری شده، یک روش استفاده از نوسانات نرخ ارزهاست. ارزهای دیجیتال مدتی است که قابلیت معامله دارند؛ اما ارزش آن‌ها در صرافی‌های مختلف متفاوت است. به دلایل مختلف، برخی از ارزهای رمزنگاری‌شده در صرافی‌ها ارزشمندتر هستند. آربیتراژ در ارزهای دیجیتال به سرمایه‌گذاران این امکان را می‌دهد که با خرید بیت کوین یا هر ارز دیجیتال دیگر، در یک صرافی و فروش آن در صرافی دیگر، از اختلاف قیمت بهره ببرند.

    سرمایه‌گذاری در ارزهای دیجیتال به دلیل نوسانات بازار، مخاطره‌آمیز بوده و پیش‌بینی زمان افزایش یا کاهش قیمت‌ها غیرممکن است. درک الگوهای نمودار قیمت می‌تواند به شما کمک کند تا به یک معامله‌گر خبره در ارزهای دیجیتال تبدیل شوید. به علاوه، آربیتراژ بیت کوین به عنوان یک استراتژی تجاری از ناکارآمدی بازار برای کسب درآمد استفاده می‌کند؛ اما برای حاصل کردن سود، این معاملات باید بلافاصله انجام شوند؛ در غیر این صورت، ممکن است شما ضرر کنید. در این مقاله با ما همراه باشید تا با این موضوع بیشتر آشنا شوید و بتوانید درآمد بالایی کسب کنید.

    آربیتراژ ارزهای دیجیتال چیست؟

    از زمان بروز بازارهای سهام، اوراق قرضه و ارزهای خارجی، آربیتراژ به عنوان یک مفهوم شناخته‌شده به کار رفته است. در این رویکرد، با خرید و فروش ارز دیجیتال (برای مثال یک بیت کوین) در دو بازار مختلف با هدف بهره‌برداری از اختلافات قیمت، تلاش می‌شود تا سود به دست آید. به عنوان نمونه، ابتدا باید تحلیل بیت کوین و سپس خرید بیت کوین را انجام دهید. در صورتی که قیمت بیت‌کوین (BTC) در بازار Quidax نسبت به Prestmit بالاتر باشد، امکان دارد که با خرید بیت‌کوین در Prestmit و فروش آن در Quidax، سود کسب شود.

    اختلاف قیمت ممکن است ناشی از افزایش ناگهانی حجم معاملات یا ناکارآمدی مبادلات باشد. عموما تعیین قیمت‌ها توسط پلتفرم‌های معاملاتی بزرگ بر صرافی‌های کوچک تأثیر می‌گذارد، اگرچه این تأثیر بلافاصله رخ نمی‌دهد. در این شرایط، آربیتراژ بهترین عملکرد را نشان می‌دهد. صرافی‌های کریپتو کوچک‌تر برای ارائه خدمات مشابه باید با صرافی‌های بزرگ‌تر رقابت کنند. با این حال، به دلیل تقاضا و عرضه پایدارتر، مبادلات کوچک‌تر ممکن است مزیت داشته باشند.

    تکنیک‌های مختلف برای کسب درآمد از آربیتراژ بیت کوین در بازار ارزهای دیجیتال

    برای اینکه بتوانید از آربیتراژ بیت کوین کسب درآمد کنید، علاوه بر توجه به نمودار بیت کوین و قیمت ارز دیجیتال، باید به تکنیک‌های آن نیز توجه داشته باشید. تکنیک‌های مختلفی برای کسب درآمد از آربیتراژ بیت کوین وجود دارد. در ادامه با هر یک از این تکنیک‌ها آشنا می‌شوید.

    تجارت آربیتراژ عادی

    این تکنیک مشهور معامله‌گری به نام آربیتراژ عادی است که به صورت منظم توسط معامله‌گران استفاده می‌شود و شامل خرید بیت کوین یا هر ارز دیجیتال با قیمت کم و سپس فروش آن به یک صرافی دیگر با قیمت بالاتر می‌شود.

    چطور از آربیتراژ بیت کوین در بازار ارز دیجیتال کسب.webp

    تجارت آربیتراژ غیرمتمرکز

    بازارسازان خودکار (AMM) و صرافی‌های توزیع‌شده، فرصت‌های آربیتراژ غیرمتمرکز را در معاملات ارزهای دیجیتال ارائه می‌دهند. برای ارزیابی ارزش جفت‌های معاملاتی ارزهای دیجیتال، از قراردادهای هوشمندی استفاده می‌شود که به صورت غیرمتمرکز عمل می‌کنند.

    تجارت آربیتراز مثلثی

    در این روش معاملاتی آربیتراژ، سه ارز دیجیتال مختلف در یک صرافی به فروش و خرید می‌پردازند. به عنوان مثال، یک تاجر می‌تواند به طور همزمان خرید بیت کوین، USDT و ETH را انجام دهد و به طور همزمان بفروشد و سود بیشتری به دست آورد.

    تجارت آربیتراژ آماری

    روش‌های محاسباتی، آماری و اقتصادسنجی اغلب با هدف دستیابی به نتایج آربیتراژ معاملاتی استفاده می‌شوند. در این نوع تراکنش‌ها، منابع اساسی شامل ربات‌های معاملاتی و مدل‌های ریاضی هستند.

    مزایا و معایب آربیتراژ بیت کوین

    با خرید بیت کوین می‌توانید آربیتراژ انجام دهید. آربیتراژ بیت کوین مزایا و معایب متعددی دارد. مزایای آن عبارت‌اند از:

    • نوسانات

    • فرصت‌های بزرگ

    • سود سریع و در لحظه

    • بازار و تجارت کریپتو در حال ظهور

    معایب آن عبارت‌اند از:

    • هزینه بالا

    • معاملات آهسته و انتظار

    • محدودیت‌های برداشت

    • رقابت زیاد

    • محدودیت‌های kyc

    1694514095 121 چطور از آربیتراژ بیت کوین در بازار ارز دیجیتال کسب.webp

    چگونه از آربیتراژ بیت کوین کسب درآمد کنیم؟

    با اینکه تکنیک‌های کسب درآمد با خرید بیت کوین و آربیتراژ آن را در فوق مطالعه کردید، باید بدانید دقیقا چگونه می‌توان از این تجارت کسب درآمد کرد. در ادامه، این موضوع را با دو مثال توضیح خواهیم داد:

    1- فرض کنید در دو صرافی معروف ارزهای دیجیتال، قیمت 1 بیت‌کوین در زمان نگارش، با تفاوت 3 دلاری مواجه است. این اختلافات می‌تواند منجر به سود 0.2٪ تا 2.5٪ (معادل 10 تا 50 دلار) در هر روز شود. با تمرکز بر ده اسپرد روزانه، امکان کسب تا 1000 دلار در هفته وجود دارد.

    برای اجرای موفقیت‌آمیز این روش آربیتراژ، ابزارها و دانش لازم است. بدون این، بهره‌برداری از این فرصت‌ها تقریبا غیرممکن خواهد بود. در زمانی که اسپرد بازار گسترده باشد، پتانسیل سود به میزان بیشتری افزایش می‌یابد.

    اگر به عنوان یک معامله‌گر روزانه، در بازار ارزهای دیجیتال فعالیت کنید، امکان دارد به وسیله آربیتراژ همواره سود کسب کنید. برای بهره‌برداری از آربیتراژ، لازم است تا پیگیر و سریع باشید تا از فرصت‌های سودآور به نحو احسنت استفاده کنید.

    2- فرض کنید شخص معامله‌گر، ارز دیجیتال را از یک صرافی خریداری کرده و در صرافی دیگر به فروش می‌رساند. این روش کاربردی‌ترین نوع آربیتراژ بوده که افراد در آن شرکت می‌کنند.

    فرآیند خرید ارز دیجیتال از یک صرافی و فروش آن در صرافی دیگر، منجر به افزایش قیمت آن می‌شود. به عبارت دیگر، با این عملیات می‌توان قیمت ارز دیجیتال را افزایش داد؛ اما آربیتراژ اثر معکوسی دارد، به این صورت که باعث کاهش قیمت ارز دیجیتال می‌شود. بدین ترتیب، تلاش برای کسب سود از طریق آربیتراژ برای معامله‌گر بعدی چالش‌برانگیزتر خواهد بود.

    با والکس کسب درآمد کنید!

    در آغازین روزهای ارائه‌ ارزهای دیجیتال، معاملات به شکل دستی انجام می‌شد. با پیشرفت فناوری، تجارت کامپیوتری همه جوانب تبادلات را به خود اختصاص داد. در جهان امروز، تغییرات قیمت‌ها به طور پیوسته در طول 24 ساعت شبانه‌روز و 7 روز هفته پیگیری می‌شود و معاملات تقریبا به‌صورت فوری انجام می‌شوند و این، همان چیزی است که برای کسب درآمد از آربیتراژ باید بدانید؛ یعنی به محض پایین آمدن قیمت بیت کوین آن را بخرید و در زمان مناسب آن را بفروشید.

    با این حال ما به هیچ عنوان پیشنهاد نمی‌کنیم صرفا این تجارت را انجام دهید؛ زیرا هر کاری که در دنیای ارز دیجیتال انجام می‌دهید، باید با آگاهی و مشورت با یک فرد متخصص انجام شود. شما عزیزان می‌توانید در صرافی ارز دیجیتال والکس، به صورت روزانه و در هر زمان و مکانی از قیمت ارزهای دیجیتال آگاه شوید و خرید بیت کوین و سایر ارزها را انجام دهید. علاوه بر این، در بخش وبلاگ والکس، آموزش‌های به‌روز و گوناگونی در اختیار شما قرار دارد که با کمی تحقیق می‌‌توانید درآمد قابل‌توجهی کسب کنید.

    salb-techna

    [ad_2]

    منبع

  • ۱۰ ویژگی شریک کاری خوب که بدون آنها دچار مشکل می‌شوید

    ۱۰ ویژگی شریک کاری خوب که بدون آنها دچار مشکل می‌شوید

    [ad_1]







    ۱۰ ویژگی شریک کاری خوب که بدون آنها دچار مشکل می‌شوید – چطور



















    [ad_2]

    منبع

  • افسر ارشد سابق نیروی فضایی آمریکا: تخمین‌های مربوط به زباله‌های فضایی نادرست است

    افسر ارشد سابق نیروی فضایی آمریکا: تخمین‌های مربوط به زباله‌های فضایی نادرست است

    [ad_1]

    یک افسر ارشد سابق فرماندهی فضایی در آمریکا مدعی شد کلیه تخمین‌های مربوط به زباله‌های فضایی در مدار زمین اشتباه بوده و به همین دلیل حل این مشکل چندان کار آسانی نخواهد بود.

    به گزارش سرویس اخبار فناوری و تکنولوژی تکنا، اخیراً مشکل زباله‌های فضایی به صورت برجسته مورد توجه بسیاری از آژانس‌های فضایی قرار گرفته و شرکت‌های خصوصی این حوزه نیز تلاش دارند تا با روش‌های مختلف این مشکل را برطرف کنند. اما هنوز مشخص نیست بتوان راه حل درستی را برای حذف این زباله‌ها از مدار زمین به مرحله عملی رساند یا خیر. در حال حاضر مفاهیم متعددی در مورد مقابله با زباله‌های نگران کننده توسط آژانس‌های فضایی و شرکت‌های خصوصی ارائه شده است. اما هنوز تخمین میزان کارکرد این روش‌ها اعلام نشده است.

    برای اطلاع از میزان و زباله‌های فضایی نیاز به استفاده از روش‌های بهتر و هوشیارتر است. دیوید فینکلمن، افسر ارشد سابق فرماندهی فضایی در آمریکا در این مورد گفته است: در حال حاضر در مورد تعداد و مدل سازی‌های موجود عدم قطعیت وجود دارد. بنابراین مشاهدات بیشتر نه تنها نمی‌تواند برآوردها را بهبود ببخشد بلکه امکان جداسازی قطعات و تقسیم بندی آنها نیز وجود ندارد.

    فینکلمن می‌گوید اطلاع نداشتن از میزان دقیق و اندازه این زباله‌ها در مورد احتمال برخورد آنها نیز صدق می‌کند. برخوردها ممکن است به طور یکباره اتفاق بیفتند. تاکنون نیز هیچ نمونه‌ای در این مورد وجود نداشته است. در واقع می‌توان گفت هیچ کدام از برخوردهای تخمین زده اتفاق نیفتاده است. بنابراین احتمالات بیان شده نیز از مجموعه نمونه‌های بدون برخورد ارائه شده است.

    فینکلمن معتقد است صاحب نظران این حوزه و کارشناسان زباله‌های فضایی پیش‌بینی‌هایی را در مورد پیامدهای آینده تخمین زده‌اند که در حالت عادی در فیزیک شناخته شده امکان وقوع آنها وجود ندارد. به گفته وی این صاحب نظران نمی‌خواهند یا قصد ندارند این عدم قطعیت را به صورت عمومی منتشر کنند.


    [ad_2]

    منبع

  • پوپولیسم چیست؟ وضعیت آن در جهان چگونه است؟

    پوپولیسم چیست؟ وضعیت آن در جهان چگونه است؟

    [ad_1]

    در طول تاریخ، همواره جنبش‌هایی سیاسی و در رأس آنها رهبرانی وجود داشته‌اند که رویکردشان عوام گرایی یا به‌قول معروف، به‌دست‌آوردن دل مردم بوده است. این جنبش‌ها را پوپولیستی و مکتب فکری آنها را پوپولیسم می‌نامند. رهبران پوپولیست تلاش می‌کنند با متقاعدکردن مردم به اینکه نخبگان جامعه برای نگرانی‌ها و مسائل آنها اهمیتی قائل نیستند، خودشان را تنها نماینده واقعی مردم معرفی کنند. این جنبش از اواخر قرن نوزدهم در آمریکا آغاز شد و از آن زمان تاکنون بارها در سراسر جهان شاهد ظهور احزاب سیاسی، سیاستمداران و رهبرانی بوده‌ایم که از این مکتب فکری پیروی می‌کنند. این مقاله به توضیح مفصل پوپولیسم به زبان ساده اختصاص دارد.

    تعریف پوپولیسم یا عوام گرایی چیست؟

    پوپولیسم (Populisme) در لغت به‌معنای عوام گرایی است. دانشمندان علوم اجتماعی و سیاسی تعاریف مختلفی از پوپولیسم ارائه کرده‌اند، اما رایج‌ترین تعریفی که از آن وجود دارد تعریفی ایده‌محور است که پوپولیست‌ها را با ایده‌ها و سخنان آنها معرفی می‌کند. طبق این تعریف، پوپولیسم مبارزه‌ای بسیار گسترده بین مردم جامعه «خوب و اخلاق‌مند» و نخبگان «فاسد و خودخواه و توطئه‌گر» است.

    در رویکرد ایده‌محور، پوپولیست‌ها معمولا مردم را با توجه‌ به طبقه اجتماعی‌اقتصادی، قومیت یا ملیت آنها تعریف می‌کنند. از سوی دیگر نخبگان را به‌عنوان نهادی بی‌شکل تعریف می‌کنند که از چندین نهاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و رسانه‌ای تشکیل شده است. به‌اعتقاد پوپولیست‌ها، نخبگان منافع خود را «هماهنگ با» منافع گروه‌های ذی‌نفع دیگر مانند مهاجران، اتحادیه‌های کارگری و شرکت‌های بزرگ و «مقدم‌ بر» منافع مردم می‌شمارند.

    اگر بنای تعریف پوپولیسم را ایده‌های پیروان آن قرار دهیم، ویژگی‌های اساسی پوپولیسم را می‌توان اغلب در ایدئولوژی‌های دیگر نظیر ناسیونالیسم، لیبرالیسم کلاسیک یا سوسیالیسم هم یافت. بنابراین پوپولیست‌ها در هر نقطه‌ای از طیف سیاسی، از محافظه‌کار گرفته تا آزادی‌خواه، قرار می‌گیرند.

    رهبران جنبش‌های پوپولیستی اغلب شخصیت‌های کاریزماتیک مسلطی هستند که ادعا می‌کنند به‌عنوان صدای مردم در دولت عمل می‌کنند. مثلا دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور پوپولیست آمریکا، در سخنرانی ژانویه ۲۰۱۷ اظهار کرد:

    گروه کوچکی در پایتخت کشور ما، مدتی طولانی مزایای دولت را درو کرده‌اند؛ در حالی که هزینه آن را مردم ما متحمل شده‌اند.

    تعاریف دیگر پوپولیسم و مفهوم عوام فریبی

    تعریف دیگری از پوپولیسم وجود دارد که برخلاف تعریف ایده‌محور، آن را نیرویی اجتماعی و رهایی‌بخش می‌داند. طبق این تعریف، پوپولیسم به‌دنبال کمک به گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده است که تلاش می‌کنند ساختارهای نظام حاکم را به چالش بکشند. اقتصاددانان گاهی پوپولیسم را با دولت‌هایی مرتبط می‌دانند که مخارج داخلی را به‌جای مالیات از مردم، از طریق وام‌های کشورهای خارجی تأمین می‌کنند و با این روش به‌دنبال جذب مردم‌اند، رویه‌ای که اغلب به تورم شدید منجر می‌شود و درنهایت به اقداماتی اضطراری برای رفع آن می‌انجامد.

    تعریف منفی‌تری از پوپولیسم آن را مترادف عوام فریبی در نظر می‌گیرد که به‌معنای دادن پاسخ‌های ساده و پرآب‌وتاب به مسائل پیچیده است. همچنین گاهی آن را با «فرصت‌طلبی» سیاسی یکی می‌دانند که تلاشی است برای جلب رضایت رأی‌دهندگان بدون درنظرگرفتن راه‌حل‌های دقیق و منطقی برای رفع مشکلات جامعه.

    پوپولیسم از نمایندگی سیاسی و هر چیزی که میانجی رابطه مردم با رهبر یا دولت باشد انتقاد می‌کند و در دموکراتیک‌ترین شکل خود به‌دنبال دفاع از منافع و به حداکثر رساندن قدرت شهروندان عادی از طریق اصلاحات و نه انقلاب است.

    تاریخچه پوپولیسم

    گفته می‌شود آغاز پوپولیسم به دوران ریاست‌جمهوری اندرو جکسون در آمریکا و تشکیل حزب پوپولیست در سال ۱۸۹۲ برمی‌گردد. از آن زمان تاکنون، این مکتب سیاسی بارها در آمریکا و سایر حکومت‌های دموکراتیک در سراسر جهان، با درجات مختلفی از موفقیت ظهور کرده است. مانند سایر نقاط جهان، در آمریکا هم جنبش‌های پوپولیستی ادعا می‌کنند که نماینده مردم عادی در مبارزهٔ «ما در برابر آنها» علیه نخبگان هستند. اولین رئیس‌جمهور پوپولیست آمریکا اندرو جکسون بود و آخرین آنها تا زمان نگارش این مقاله دونالد ترامپ بوده است.

    اندرو جکسون؛ رئیس‌جمهور خلق

    جکسون؛ اولین رئیس‌جمهور پوپولیست آمریکا

    اندرو جکسون از سال ۱۸۲۹ تا ۱۸۳۷ رئیس‌جمهور آمریکا بود و او را رئیس‌جمهور خلق می‌نامیدند. در این واقعیت که او اولین رهبر پوپولیست آمریکایی بوده است، تردیدی نیست. مشخصه ریاست‌جمهوری جکسون مخالفت او با نهادهای دولتی پیشین بود. او بود که دست دولت را از بانک Second Bank و سپس بانک ملی این کشور کوتاه کرد و خواستار نافرمانی از بسیاری از احکام دیوان عالی آمریکا یا ابطال آنها شد. او استدلال می‌کرد که «مایه تأسف است که ثروتمندان و قدرتمندان جامعه می‌توانند قوانین حکومت را در جهت اهداف خودخواهانه خود منحرف کنند».

    حزب پوپولیست؛ اولین حزب سازمان‌یافته پوپولیستی

    پوپولیسم در قالب جنبش‌های سیاسی سازمان‌یافته از سال ۱۸۹۲ و با ظهور حزب پوپولیست در آمریکا آغاز شد. این حزب عمدتا بین کشاورزان جنوب و غرب آمریکا طرف‌دار داشت و بخش‌هایی از خط‌مشی حزب گرین‌بک (Greenback Party) را پذیرفت از جمله ممنوعیت مالکیت زمین‌های کشاورزی آمریکا برای اتباع خارجی و قوانین ایالتی گرنجر درباره کنترل هزینه حمل‌ونقل محصولات کشاورزان به بازار از طریق راه‌آهن.

    نقش زنان در حزب پوپولیست

    از سازمان‌دهی گردهمایی‌ها و سخنرانی در آنها گرفته تا مقاله‌نویسی درباره برنامه کاری حزب، زنان نقش مهمی در حزب پوپولیست ایفا کردند؛ بااین‌حال تا حدود ۳ دهه بعد هم به آنها حق رأی داده نشد! حزب پوپولیست از جنبش «اعتدال و ممنوعیت» برای محدودیت و ممنوعیت مصرف الکل، غیرقانونی‌کردن مونوپولی (انحصارگرایی) و تبانی تولیدکنندگان برای تعیین قیمت‌ها که به ضرر مصرف‌کنندگان بود، حمایت کرد.

    پرهیز از توسل به آرای سیاه‌پوستان

    رهبران حزب پوپولیست به‌دلیل ترس از زدن برچسب ضدسفید به آنها، از متوسل‌شدن به آرای سیاه‌پوستان پرهیز می‌کردند. آنها امیدوار بودند با ترویج سیاست‌های اجتماعی و اقتصادی خاصی که به‌نفع هر دو نژاد بود، به رأی‌دهندگان سفیدپوست اطمینان دهند که این سیاست‌ها به‌معنای حمایت از برابری نژادی نیست. حتی برخی از اعضای بانفوذ حزب در جنوب آمریکا، علنی از قوانین مربوط به برتری سفیدپوستان نظیر قوانین جیم کرو حمایت کردند تا مخالفی برای خود نتراشند.

    جیمز بی. ویور (James B. Weaver)، نامزد حزب پوپولیست برای ریاست‌جمهوری در انتخابات سال ۱۸۹۲، توانست در اوج محبوبیت ۲۲ رأی الکترال به دست آورد که همگی از ایالت‌های منطقه دیپ ساوث (Deep South) بودند. بااین‌حال این حزب که نتوانست حمایت رأی‌دهندگان شمالی را به دست آورد، کم‌کم محبوبیت خود را از دست داد و تا سال ۱۹۰۸ منحل شد.

    هوی لانگ؛ سناتور ترورشده آمریکا

    پوپولیسم - هوی لانگ
    سناتور ترورشده آمریکا؛ هوی لانگ

    هوی لانگ (Huey Long) از ایالت لوئیزیانا که سخنوری پرآب‌وتاب و سبک کاریزماتیکش مشهور است، اولین جنبش سیاسی پوپولیستی موفق قرن بیستم را برپا کرد. لانگ از یک کرسی در کمیسیون راه‌آهن لوئیزیانا در سال ۱۹۱۸، موجی از حمایت مردمی را به‌دلیل وعده‌هایش در دوران رکود بزرگ در سال ۱۹۲۸ به دست آورد. او از سال ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۵ فرماندار ایالت لوئیزیانا بود. محبوبیت لانگ عمدتا به‌لطف تلاش‌هایش برای پایان‌دادن به مونوپولی‌های آن ایالت افزایش یافت که مهم‌ترین آنها مبارزه خطرناک او برای متلاشی‌کردن مونوپولی «استاندارد اویل» جان دی. راکفلر بود.

    لانگ در دوران فرمانداری، سلطه خود بر سیاست لوئیزیانا را تثبیت کرد. او به پلیس قدرت اجرایی بیشتری اعطا کرد و دوستانش را به ریاست سازمان‌های دولتی گمارد. همچنین با اخذ مالیات از ثروتمندان برای تأمین بودجه آموزش، زیرساخت‌ها و برنامه‌های انرژی حمایت عمومی بیشتری به دست آورد.

    در سال ۱۹۳۰، لانگ درحالی‌که با انتخاب فرماندار دست‌نشانده‌اش قدرت خود را در لوئیزیانا حفظ کرد، عضو مجلس سنای آمریکا شد و سپس برای نامزدی ریاست‌جمهوری شروع به برنامه‌ریزی کرد. او با امید به افزایش محبوبیت خود، پیشنهاد تأسیس یک باشگاه ملی برای به‌اشتراک‌گذاری ثروت را مطرح کرد که ظاهرا می‌توانست توزیع مجدد ثروت و پایان‌دادن به نابرابری درآمد را در پی داشته باشد. او با استفاده از روزنامه و ایستگاه رادیویی خود برنامه‌هایی برای مبارزه با فقر ارائه کرد که به‌گفته او بسیار فراتر از طرح «نیو دیل» (New Deal) فرانکلین دی. روزولت، یکی از مشهورترین رؤسای جمهور آمریکا، بودند.

    اگرچه خیلی‌ها از او به‌عنوان نامزد حزب دموکرات در سال ۱۹۳۶ حمایت کردند، هوی لانگ نتوانست رئیس‌جمهور شود. او ۸ سپتامبر ۱۹۳۵ در ۴۲سالگی در باتن روژ لوئیزیانا ترور شد. نام او بر بسیاری از اماکن این ایالت، از پل و کتابخانه گرفته تا مدارس و سایر ساختمان‌های عمومی، یاد او را زنده نگه می‌دارد.

    جورج والاس؛ فرماندار ایالت آلاباما

    پوپولیسم - جورج والاس
    جورج والاس؛ فرماندار آلاباما

    والاس در سال ۱۹۶۳ به‌عنوان فرماندار آلاباما انتخاب شد و با تلاش‌هایی که برای جلوگیری از ورود دانشجویان سیاه‌پوست به دانشگاه آلاباما کرد، در سراسر کشور به شهرت رسید. والاس به‌کمک برنامه پوپولیسم اقتصادی خود که ادعا می‌کرد به‌نفع مردم عادی است، منصب فرمانداری را به دست آورد. او ۴ بار نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری شد و هربار ناموفق بود؛ اولین شکست او به‌عنوان یک دموکرات در سال ۱۹۶۴ در مقابل لیندون جانسون رقم خورد.

    نژادپرستی جزئی از برخی جنبش‌های پوپولیستی بوده است و جورج والاس از موفق‌ترین آنها محسوب می‌شود، هرچند بارها ادعا کرد سخنرانی‌های آتشین جدایی‌طلبانه او صرفا شعارهای سیاسی است و هدفی جز جلب حمایت مردمی ندارد. والاس در طول سومین نامزدی خود برای ریاست‌جمهوری در سال ۱۹۷۲، تفکیک نژادی را محکوم کرد و مدعی شد که همیشه در مسائل نژادی «میانه‌رو» بوده است.

    پوپولیسم در قرن بیست‌و‌یکم

    قرن بیست‌و‌یکم شاهد موجی از جنبش‌های پوپولیستی فعال در هر دو جناح محافظه‌کار و آزادی‌خواه بود.

    حزب چای در دوران اوباما

    پوپولیسم - حزب چای
    نماد حزب چای

    حزب چای (Tea Party) که در سال ۲۰۰۹ شکل گرفت، یک جنبش پوپولیستی محافظه‌کار بود که عمدتا با سیاست‌های اجتماعی و اقتصادی باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا، مخالفت می‌کرد. این حزب با تمرکز بر مجموعه‌ای از تئوری‌های توطئه و باورهای نادرست درباره اوباما، حزب جمهوری‌خواه را به‌سمت لیبرترینیسم راست سوق داد.

    برنی سندرز؛ سناتور مستقل ورمونت

    پوپولیسم - برنی سندرز
    برنی سندرز؛ سناتور آمریکا

    رقابت برای نامزدی ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۶ حزب دموکرات، نمایشی از نبرد بین سبک‌های پوپولیستی آزادی‌خواه بود. برنی سندرز، سناتور مستقل ایالت ورمونت که معمولا با دموکرات‌های سنا هم‌رأی است، با هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه سابق و سناتور ایالات متحده، مخالف بود. هرچند او درنهایت نامزدی ریاست‌جمهوری را از دست داد، به‌دلیل ارتباطش با سوسیالیسم برای اجرای یک کمپین بسیار محبوب که خط‌مشی برابری درآمد و گرفتن مالیات بیشتر از ثروتمندان را ترویج می‌کرد، توانست از انتقادها جان سالم به در ببرد.

    دونالد ترامپ؛ رئیس‌جمهور سابق آمریکا

    پوپولیسم - دونالد ترامپ
    دونالد ترامپ؛ رئیس‌جمهور سابق آمریکا

    در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۱۶، دونالد ترامپ، میلیونر جمهوری‌خواه که در کار املاک و مستغلات است، هیلاری کلینتون را شکست داد و به‌رغم ازدست‌دادن آرای مردم، اکثریت آرای الکترال را به دست آورد. ترامپ با استفاده از شعار «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم»، یکی از موفق‌ترین کمپین‌های پوپولیستی در تاریخ ایالات متحده را اجرا کرد. او قول داد تمام دستورالعمل‌های اجرایی اوباما و مقررات فدرال را که به ایالات متحده آمریکا آسیب می‌زنند لغو کند. مثلا مهاجرت قانونی را کاهش دهد، یک حصار امنیتی به‌منظور جلوگیری از مهاجرت غیرقانونی در امتداد مرز ایالات متحده و مکزیک ایجاد کند و نوعی موضع انزواطلبی قاطعانه در برابر کشورهای دیگر، از جمله برخی از متحدان آمریکا، اتخاذ کند.

    آرمان‌های پوپولیستی

    ایدئولوژی‌های سیاسی راست یا چپ بر مواضع جنبش‌ها و احزاب پوپولیستی در مسائل اقتصادی و فرهنگی مانند توزیع مجدد ثروت، ملی‌گرایی و مهاجرت اعمال می‌شوند. احزاب پوپولیستی راست و چپ در جنبه‌های اصلی رقابت خود با هم تفاوت دارند. مثلا پوپولیسم جناح راست عمدتا در جنبه فرهنگی رقابت می‌کند، اما پوپولیسم جناح چپ در جنبه اقتصادی این کار را انجام می‌دهد.

    پوپولیسم جناح راست

    جنبش‌های پوپولیستی جناح راست معمولا از ناسیونالیسم، محافظه‌کاری اجتماعی و ناسیونالیسم اقتصادی حمایت می‌کنند. آنها در راستای حفاظت از اقتصاد کشور در برابر رقابت خارجی، از تولیدات داخلی حمایت می‌کنند.

    پوپولیست‌های راست‌گرا که عمدتا محافظه‌کارند، تمایل دارند بی‌اعتمادی به علم، مثلا در زمینه گرمایش جهانی یا تغییرات آب‌و‌هوایی، را ترویج کنند. آنها با سیاست مهاجرت محدود موافق‌اند.

    کاس ماد (Cas Mudde)، دانشمند علوم سیاسی هلندی که بر افراط‌گرایی سیاسی و پوپولیسم تمرکز دارد، استدلال می‌کند که مفهوم اصلی پوپولیسم جناح راست «مردم» است. بااین‌حال، ماد بر این باور است که اصطلاح بومی‌گرایی بهتر از ناسیونالیسم این مفهوم را بیان می‌کند؛ نوعی بیگانه‌هراسی که ادعا می‌کند تقریبا همه افراد غیربومی باید از کشور حذف شوند.

    در حوزه‌های سیاست اجتماعی، پوپولیست‌های راست تمایل دارند با افزایش مالیات شرکت‌های ثروتمند و بزرگ برای مقابله با نابرابری درآمد، مخالفت کنند. معمولا هم با مقررات دولتی که اختیارات شرکت‌های خصوصی برای انجام تجارت را محدود می‌کنند، مخالف‌اند.

    در اروپا، پوپولیسم جناح راست با سیاستمداران و احزاب سیاسی مخالف مهاجرت، به‌ویژه از کشورهای مسلمان، مرتبط است. این احزاب از اتحادیه اروپا و ادغام اروپا انتقاد می‌کنند. در غرب، از جمله آمریکا، پوپولیسم جناح راست بیشتر با ضدمحیط‌گرایی، ملی‌گرایی فرهنگی، مخالفت با جهانی‌شدن و بومی‌گرایی همراه است. البته برخی از پوپولیست‌های راست‌گرا از گسترش برنامه‌های رفاهی فقط برای یک طبقه «لایق» منتخب حمایت می‌کنند؛ رویه‌ای که به شوونیسم رفاه (welfare chauvinism) مشهور است.

    پوپولیسم جناح چپ

    پوپولیسم - اشغال وال استریت
    اشغال وال استریت؛ روی پلاکارد نوشته‌اند: بدهی شما چقدر است؟

    پوپولیسم جناح چپ که پوپولیسم اجتماعی نیز نامیده می‌شود، سیاست آزادی‌خواهی سنتی را با مضامین پوپولیستی ترکیب می‌کند. پوپولیست‌های چپ ادعا می‌کنند که آرمان آنها در مبارزات اجتماعی‌اقتصادی خود علیه تشکیلات، منافع مردم عادی است. خط‌مشی پوپولیست جناح چپ علاوه‌بر نخبه‌ستیزی، شامل برابری اقتصادی، عدالت اجتماعی و شک و تردید به جهانی‌شدن است. این انتقاد از جهانی‌سازی تا حدی به احساسات ضدنظامی‌گری و ضدمداخله‌گرایی نسبت داده می‌شود که درنتیجهٔ عملیات نظامی آمریکا در مناطقی مانند خاورمیانه بین پوپولیست‌های چپ رایج شده است.

    شاید یکی از واضح‌ترین نشانه‌های پوپولیسم چپ جنبش اشغال وال استریت در ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۱ باشد. این جنبش نشان داد چطور فقدان دموکراسی واقعی به نابرابری اجتماعی و اقتصادی در سراسر جهان منجر می‌شود. جنبش اشغال که گاهی به‌اشتباه آن را به استفاده از فنون آنارشیستی متهم می‌کردند، تلاش کرد برابری اجتماعی و اقتصادی را با شکل جدیدی از دموکراسی و حتی خشونت به دست آورد. برخی از نگرانی‌های اصلی این جنبش تضعیف دموکراسی با توزیع نامتناسب ثروت بین اقلیت نخبه بود، چیزی که عامل آن شرکت‌های بزرگ، سیستم بانک‌داری و سرمایه‌گذاری جهانی بودند. برخلاف پوپولیسم جناح راست، احزاب پوپولیست جناح چپ تمایل دارند ادعا کنند که از حقوق اقلیت‌ها و برابری نژادی حمایت می‌کنند. آنها بر این باورند که ملیت را نمی‌توان فقط با قومیت یا فرهنگ تعریف کرد.

    ویژگی‌های مهم پوپولیستی

    دموکراسی‌های پارلمانی از آن نوع که در ایالات متحده رایج است، بر اساس نوعی سیستم کثرت‌گرایی بنا شده‌اند، سیستمی که ارزش‌ها و منافع همه گروه‌های مختلف را به رسمیت می‌شناسد. البته پوپولیست‌ها کثرت‌گرا نیستند. آنها فقط منافع گروه‌هایی را مشروع می‌دانند که بتوان آنها را «مردم» نامید.

    سیاستمداران پوپولیست اغلب طوری لفاظی می‌کنند که به برانگیختن خشم، ترویج تئوری‌های توطئه، ابراز بی‌اعتمادی به نخبگان و ترویج ناسیونالیسم افراطی کمک کند. دکتر بنجامین موفیت (Dr. Benjamin Moffitt) در کتاب خود با عنوان «ظهور جهانی پوپولیسم» استدلال می‌کند که رهبران پوپولیست به حفظ نوعی وضعیت اضطراری تمایل دارند. وضعیتی که در آن مردم دائما در معرض تهدید نخبگان یا بیگانگان هستند.

    وابستگی پوپولیسم به اقتدارگرایی و اعتمادنداشتن آن به سیستم حاکم به ظهور رهبران قوی منجر می‌شود. این احساسات عمومی پوپولیستی را هوگو چاوز، رئیس‌جمهور فقید ونزوئلا، به بهترین نحو بیان کرد:

    من یک فرد نیستم، من مردم هستم.

    وضعیت پوپولیسم جهان

    به‌گفته «مؤسسه تونی بلر برای تغییرات جهانی»، تعداد قدرت‌های پوپولیست در سراسر جهان و خارج از آمریکا از سال ۱۹۹۰ تاکنون افزایش یافته است. به‌جز کشورهای آمریکای لاتین و اروپای شرقی و مرکزی که پوپولیسم به‌طور سنتی در آن مناطق رایج است، در آسیا و اروپای غربی هم شاهد رواج پوپولیسمیم.

    پوپولیسم که بیشتر در دموکراسی‌های درحال‌ظهور مشاهده می‌شد، اکنون در دموکراسی‌های قدیمی قدرت گرفته است. از سال ۱۹۵۰ تا سال ۲۰۰۰، پوپولیسم با سبک سیاسی و خط‌مشی رهبران آمریکای لاتین مانند خوان پرون در آرژانتین و هوگو چاوز در ونزوئلا شناسایی شد. در اوایل قرن بیست‌ویکم، رژیم‌های اقتدارگرای پوپولیستی در کشورهای اروپایی و آمریکای لاتین، به‌ویژه مجارستان و برزیل، به وجود آمدند.

    مجارستان؛ ویکتور اوربان

    پوپولیسم - ویکتور اوربان
    ویکتور اوربان؛ نخست‌وزیر مجارستان

    پس از انتخاب‌شدن ویکتور اوربان برای دومین دوره نخست‌وزیری مجارستان در مه ۲۰۱۰، حزب پوپولیستی او با عنوان فیدس یا حزب مدنی مجارستان پیوسته در حال حذف یا کم‌رنگ‌کردن عناصر اساسی سیستم‌های دموکراتیک در کشور بوده است. اوربان خود را مدافع دولت غیرآزادی‌خواه معرفی می‌کند، سیستمی که هرچند در آن انتخابات برگزار می‌شود به‌دلیل فقدان آزادی‌های مدنی، شهروندان از دانستن حقایق مربوط به فعالیت‌های رهبران خود محروم‌اند. او از همان ابتدا سیاست‌های خصمانه‌ای درباره افراد دگرباش جنسی (LGBTQ) و مهاجران اتخاذ کرد و مطبوعات، مؤسسات آموزشی و قوه قضاییه را تحت‌فشار قرار داد.

    اوربان برای انتخاب مجدد در سال ۲۰۲۲، با ۶ حزب مخالف از چپ تا راست افراطی روبه‌رو شد که همه برای برکناری او تشکیل شده بودند. بااین‌حال او باز هم موفق شد مقام نخست‌وزیری مجارستان را حفظ کند.

    برزیل؛ ژائیر بولسونارو

    پوپولیسم - بولسونارو
    ژائیر بولسونارو؛ رئیس‌جمهور برزیل

    ژائیر بولسونارو پوپولیست راست افراطی برزیل است که در انتخابات ریاست‌جمهوری این کشور در اکتبر ۲۰۱۸ پیروز شد. برخی نگران بودند که او علنی از دیکتاتوری نظامی وحشیانه‌ای تمجید کرده است که سال‌های ۱۹۶۴ تا ۱۹۸۵ بر برزیل حاکم بود. این برای دموکراسی جدیدی که برزیل به‌سختی به دست آورده بود زنگ خطری آشکار به حساب می‌آمد. برخی دیگر اطمینان دادند که مطبوعات و قوه قضاییه کاملا مستقل این کشور هرگونه سیاست اقتدارگرایانه‌ای را که او بخواهد اجرا کند، سرکوب خواهند کرد.

    بولسونارو در اول ژانویه ۲۰۲۳ برکنار شد. او در سال ۲۰۲۲ با انتقادهای زیادی به‌خاطر سوءمدیریت در اقتصاد و در مقابله با کرونا روبه‌رو شد. اندکی قبل از اینکه این کشور دچار یکی از بدترین بلایای قرن حاضر یعنی کووید ۱۹ شود، بولسونارو به برزیلی‌ها اطمینان داد که این بیماری تنفسی چیزی بیشتر از یک آنفلوانزای ساده نیست. او با این فرض نادرست و با هدف سرپا نگه‌داشتن اقتصاد کشور، با قرنطینه مخالفت کرد و ماسک‌زدن را تحقیر کرد. او حتی اظهار داشت که به واکسن کرونا اعتماد ندارد. دادگاه عالی برزیل دستور تحقیقات رسمی درباره اظهارات بولسونارو در ۲۴ اکتبر سال ۲۰۲۱ را صادر کرد. او در آن زمان ادعا کرده بود که واکسن‌های کرونا ممکن است احتمال ابتلا به ایدز را افزایش دهند.

    سخن پایانی

    در این مقاله، درباره پوپولیسم یا عوام گرایی صحبت کردیم و دیدیم که هدف پوپولیست‌ها جذب مردم و دورکردن آنها از نخبگان جامعه است. بااین‌حال پوپولیسم معاصر اغلب با شکلی اقتدارگرایانه از سیاست همراه است. سیاست پوپولیستی حول محور رهبران کاریزماتیکی می‌چرخد که برای تحکیم قدرت خود به اراده مردم متوسل می‌شوند و ادعا می‌کنند که تجسم اراده مردم‌اند.

    در این شکل شخصی‌شده از سیاست، احزاب سیاسی اهمیت خود را از دست می‌دهند. انتخابات هم به‌جای آنکه وفاداری مردم را نشان دهد، در خدمت تأیید اقتدار رهبر است. برخی از اشکال پوپولیسم اقتدارگرا با ناسیونالیسم افراطی، نژادپرستی، توطئه‌افکنی و قربانی‌کردن گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده همراه‌اند. هریک از آنها در تثبیت قدرت رهبر، انحراف توجه عمومی از شکست‌های او و پنهان‌کردن ماهیت حاکمیت یا علل واقعی مشکلات اقتصادی یا اجتماعی از مردم نقش دارند.

    نظرتان راجع‌به پوپولیسم چیست؟ آیا آن را تأیید می‌کنید یا با آن مخالفید؟ لطفا دیدگاه‌هایتان را با ما در میان بگذارید.

    جلسات خود را به موثرترین شکل ممکن مدیریت کنید. و از اتلاف هزاران ساعت زمان در سازمان جلوگیری کنید.

    [ad_2]
    منبع

  • شیائومی با ساخت میکس فلیپ به رقابت با زد فلیپ سامسونگ می‌پردازد

    شیائومی با ساخت میکس فلیپ به رقابت با زد فلیپ سامسونگ می‌پردازد

    [ad_1]

    برخی افشاگران ادعا کردند شیائومی در حال ساخت یک گوشی جدید تاشو به نام میکس فیلیپ است. این گوشی قرار است رقیب جدی ای برای زد فلیپ سامسونگ باشد.

    به گزارش سرویس اخبار فناوری و تکنولوژی تکنا، شیائومی با ساخت سری میکس فولد توانست برخی از کاربران علاقمند به این نوع فرم فکتور را به خود جلب کند. ادعای جدید نشان می‌دهد این شرکت در حال توسعه نوع دیگری از گوشی تا شدنی برای رقابت با زد فلیپ ۵ سامسونگ است.

    این شرکت قصد دارد علاوه بر این گوشی در بازار تا شدنی‌های پوست صدفی نیز وارد شود. به نظر می‌رسد نام میکس فلیپ نیز در دیتابیس IMEI در چین نیز رویت شده است. این موضوع نشان می‌دهد شیائومی نسخه متفاوتی از گوشی‌های تاشو را به زودی روانه بازار خواهد کرد. طبق اعلام برخی افشاگران قرار است میکس فلیپ به عنوان گوشی جدید شیائومی در سال آینده همراه با میکس فولد ۴ به بازار عرضه شود. اما شماره مدل منتسب به این گوشی نشان می‌دهد احتمال دارد قبل از پایان سال ۲۰۲۳ نیز شاهد معرفی آن باشیم‌.

    این گوشی شدنی در قسمت داخلی خود شباهت زیادی به گلکسی زد فیلیپ خواهد داشت. در قسمت بیرون نیز به نمایشگری با پوسته صدفی همانند تا شدنی‌های سامسونگ مواجه خواهیم بود.

    در مورد قیمت این گوشی جدید خبری منتشر نشده است. یکی از مهم‌ترین تغییرات مربوط به گوشی میکس فلیپ جزیره دوربین آن است. این بخش شامل سه دوربین است که احتمالاً یکی از آنها دارای لنز تله فوتو با بزرگنمایی اپتیکال ۳ برابری خواهد بود.


    [ad_2]

    منبع

  • اهمیت اعتماد به کارکنان + روش ایجاد محیط کاری مبتنی بر اعتماد

    اهمیت اعتماد به کارکنان + روش ایجاد محیط کاری مبتنی بر اعتماد

    [ad_1]

    تصور روابط انسانی بدون اعتماد غیرممکن است. گرچه قوانین، مقررات و آیین‌نامه‌ها را برای مرزبندی و شفاف‌سازی وظایف و نقش‌ها می‌نویسند، بدون اعتماد نمی‌توان انتظار داشت که به‌تنهایی سبب ثبات و پیشرفت جامعه یا حتی یک سازمان شوند. آیا جامعه‌ای بدون اعتماد متقابل ملت و دولت، ولو با وجود قوانین فراوان، توسعه می‌یابد؟ سازمان‌ها و کسب‌وکارها نیز از این قاعده مستثنا نیستند. برای آنکه یک سازمان بتواند به اهداف خود برسد، باید اعضای آن با یکدیگر همکاری کنند. اما همکاری بدون اعتماد ممکن نیست. در این مقاله می‌خواهیم درباره اهمیت و فواید اعتماد، روش‌های بهبود آن و نیز مقابله با بی‌اعتمادی صحبت کنیم. با ما تا پایان مقاله همراه باشید.

    اهمیت اعتماد به کارکنان

    محیط کار بر اساس روابط کاری موفق بین کارکنان ایجاد می‌شود. این روابط اگر بر اساس اعتماد شکل بگیرند، فواید جالب‌توجهی خواهند داشت که در ادامه بعضی از آنها را بیان کرده‌ایم.

    ۱. بهبود عملکرد

    وقتی مدیران به کارکنان نشان می‌دهند که به آنها اعتماد دارند، آنها خود را خودمختار و توانمندتر می‌بینند. کارکنانی که چنین احساسی داشته باشند، با جدیت و اعتماد به نفس بیشتری کار می‌کنند. درنتیجه عملکرد و نتایج کاری بهتری نیز کسب می‌کنند.

    در پژوهشی، ۷۹درصد از کارکنانی که به مدیران خود اعتماد داشتند با انگیزه بیشتری کار می‌‌کردند. در مقابل تنها ۲۹درصد از کارکنانی که اعتماد چندانی به مدیران خود نداشتند، با همان جدیت و علاقه به کارشان توجه می‌‌کردند.

    ۲. بهبود ارتباط

    اعتماد بیشتر منجر به ارتباط بهتر و صادقانه‌تر می‌شود. آیا ما با کسی که به او اعتماد داریم، راحت‌تر حرف نمی‌زنیم؟ در یک محیط کاری با اعتماد زیاد، کارکنان هنگام گفت‌وگو با مدیران خود یا با یکدیگر صادق‌تر و شفاف‌ترند.

    وقتی به آنها فرصت حرف‌زدن بدهید و نشان دهید که شنوای صحبت‌های آنها هستید، در می‌توانید اعتماد آنها را جلب کنید. از سوی دیگر این گفت‌وگوی شفاف فواید بیشتری هم دارد؛ مثلا مشکلات زودتر شناسایی می‌شوند و شما به‌عنوان مدیر بهتر از جزئیات مسائل مطلع می‌شوید. درنتیجه می‌توانید تصمیم‌های مؤثرتری بگیرید.

    ۳. تقویت خلاقیت و نوآوری

    وقتی کارکنان به محیط کار خود اعتماد و اطمینان داشته باشند، تمایل بیشتری برای ارائه ایده‌ها و اندیشه‌های جدید خود دارند. برعکس در محیطی که افراد به‌خاطر ایده‌پردازی تمسخر یا نادیده گرفته می‌شوند، صداها خاموش می‌شوند و کسی به دیگران اعتماد نمی‌کند تا افکارش را به اشتراک بگذارد.

    از سوی دیگر اعتماد متقابل همکاری و کار تیمی کارکنان را نیز بهبود می‌دهد. کارکنانی که به هم اعتماد کنند، بیشتر و بهتر با هم همکاری می‌کنند.

    ۴. کاهش استرس و تقویت روحیه

    هنگامی که کارکنان احساس کنند به آنها اعتماد شده است، احساس خودمختاری بیشتری می‌کنند، بیشتر کار می‌کنند و کار خود را بخشی از دستاوردشان می‌دانند. همه اینها باعث احساس رضایت شغلی در آنها و این احساس منجر به کاهش استرس کاری می‌شود. درنهایت وقتی آنها استرس کمتری داشته باشند، روحیه بهتری هم خواهند داشت.

    ۵. تقویت وفاداری

    چرا کارکنان بخواهند محیط کاری سالم و بناشده بر اساس اعتماد را رها کنند؟ وقتی خودمختاری آنها محترم شمرده شود، وقتی به نظرات و اندیشه‌های آنها توجه شود و وقتی بتوانند پاداش کار خود را منصفانه دریافت کنند، همه اینها به وفاداری سازمانی ختم می‌شوند.

    چگونه می‌توان محیط کاری مبتنی بر اعتماد ساخت؟

    اعتماد باید از بالا به پایین در سازمان ایجاد شود. به بیان دیگر، نقش مدیران مجموعه در ایجاد اعتماد بین خود و کارکنان بسیار مهم است. نمی‌توان فقط در حرف از اعتمادکردن سخن گفت؛ رفتارها و اقدامات مدیران باید به گونه‌ای باشد که اعتماد را در عمل نشان دهند. برای ایجاد محیط کاری مبتنی بر اعتماد، به راهکارهایی توجه کنید که در ادامه ارائه کرده‌ایم.

    ۱. از دخالت در هر کار کوچکی پرهیز کنید

    اعتماد به کارکنان یعنی به توانایی‌ آنها برای انجام کار اعتماد داشته باشید. شما نباید مدام در کار آنها دخالت کنید و درگیر هر مسئله کوچکی شوید. اگر چنین کنید، آنها می‌فهمند که شما شایستگی شغلی آنها را قبول ندارید.

    آیا اعتمادکردن به کارکنان به‌معنای رهاکردن آنها به حال خوشان است؟ نه، منظور ما این نیست که هیچ نظارتی بر کار آنها نباشد. برای آنکه حس خودمختاری را به کارکنان خود بدهید، باید در ابتدای کار انتظارات خود را شفاف به آنها منتقل و چارچوب‌ها را مشخص کنید و در عین حال انعطاف‌پذیر باشید. حال می‌توانید بر روند کلی کارها و نتایج نظارت کنید. از نظارت بر تک‌تک اقدامات کارکنان پرهیز و بیشتر به نتیجه کلی توجه کنید. اگر نتیجه مطابق انتظار نیست، آنگاه می‌توان روندها را برای ارزیابی چرایی نتیجه به‌دست‌آمده بررسی کرد.

    ۲. شفافیت را به بخشی از فرهنگ سازمانی خود تبدیل کنید

    ابهام مهم‌ترین عامل بی‌اعتمادی و بروز مشکلات در سازمان است. انسان‌ها نمی‌توانند شرایط مبهم را مدت طولانی تحمل کنند. بنابراین تمام تلاش خود را برای شفافیت هرچه بیشتر به کار بگیرید. کارمند شما باید بداند که در چه محیطی با چه قوانین و چارچوب‌هایی فعالیت می‌کند. هنگام تغییرات سازمانی، آنها را در جریان هر تغییر خوب یا بدی قرار دهید. بدین ترتیب آنها کمتر دچار ابهام و اضطراب ناشی از آن می‌شوند.

    ۳. گفتار و رفتارتان را یکی کنید

    اگر گفتار و رفتار شما به‌عنوان مدیر یکی نباشد، آیا اعتمادی باقی می‌ماند؟ یکی از مهم‌ترین کارهایی که مدیران باید انجام دهند، یکی‌کردن گفتار و رفتار خودشان است. اگر فرهنگ سازمانی شما ارزش‌های خاص خود را تبلیغ می‌کند، شما به‌عنوان مدیران سازمان باید در حفظ و رعایت آن ارزش‌ها پیشقدم باشید.

    حتی اگر کارکنان شما به‌غلط تصور کنند که مدیرانشان افرادی ریاکار و دورو هستند، ضربه‌ای مهلک به اعتماد آنها وارد می‌شود.

    ۴. کانال‌های ارتباطی با کارکنان ایجاد کنید

    آیا کارکنان برای ملاقات با مدیران خود باید ساعت‌ها منتظر بمانند؟ وجود روش‌های ارتباطی مؤثر برای انتقال پیام‌ها و نظرات کارکنان به مدیران مجموعه یکی از روش‌های ایجاد اعتماد در محیط کار است. وقتی کارکنان می‌توانند به سهولت با بالادست ارتباط برقرار کنند، اعتماد بیشتری به مجموعه‌ای که در آن کار می‌کنند خواهند داشت.

    ۵. کاغذبازی و ابزارهای نظارتی را کاهش دهید

    آیا کارکنان شما برای انجام کوچک‌ترین کارها باید آنها را ثبت کنند یا از شما اجازه بگیرند؟ اگر چنین است، نمی‌توانید ادعا کنید محیط کاری با اعتماد متقابل ایجاد کرده‌‌اید. لازمه اعتماد به کارکنان دادن حدی از آزادی عمل به آنهاست. با وجود تعداد زیادی ابزار نظارتی و سخت‌گیری‌های بیش‌ازاندازه نمی‌توانید محیطی مبتنی بر اعتماد شکل دهید.

    اگر به کارکنان خود اعتماد نداریم، چه کنیم؟

     اگر به کارکنان خود اعتماد نداریم چه کنیم

    در بخش‌های قبل درباره اهمیت اعتماد متقابل و راهکارهای ایجاد آن در محیط کار گفتیم. حال می‌خواهیم درباره فقدان اعتماد صحبت کنیم. اگر شما به‌عنوان مدیر مجموعه به تعدادی از کارکنان یا حتی همه آنها اعتماد نداشته باشید، چگونه می‌توانید این مسئله را حل کنید؟ پیشنهادهایی را مطالعه کنید که در ادامه مطرح کرده‌ایم.

    ۱. منبع بی‌اعتمادی را پیدا کنید

    اعتماد مقوله‌ای صفرویکی نیست که وجود داشته یا نداشته باشد. اعتماد مسئله‌ای مبتنی بر شرایط و توانایی‌هاست. مثلا شما شاید به کارمند خود برای ارائه یک محصول به مشتری اعتماد نداشته باشید، اما به توانایی‌های فنی او ایمان داشته باشید.

    طبق تحقیقات، اعتماد را می‌توان به ۳ عنصر زیر تفکیک کرد:

    • شایستگی: اعتماد به توانایی‌های فرد برای انجام یه کار.
    • ثبات: اعتماد به گفته فرد که وقتی می‌گوید کاری را انجام می‌دهد، آن را انجام می‌دهد.
    • شخصیت: اعتماد به صداقت فرد و اینکه او نیازهای دیگران را مانند نیازهای خود درک می‌کند.

    هرکدام از این ۳ عنصر در شکل‌گیری اعتماد ما به دیگران نقش دارند. برای گذر از عبارت‌های کلی مانند «من به آنها اعتماد ندارم» یا «آنها قابل‌اعتماد نیستند»، باید بپرسید آیا من به توانایی‌های این فرد برای انجام این کار مشخص اعتماد دارم یا نه؟ آیا او کاری که از وی خواسته‌ام را انجام می‌دهد؟ آیا او متوجه عواقب اهمال و کم‌کاری هست؟

    با بررسی این ۳ عنصر در یک کارمند می‌توانید به‌جای حدس و گمان، بر اساس واقعیت‌ها راجع به او قضاوت کنید.

    ۲. موقعیت یا کاری را پیدا کنید که می‌توانید به کارمند خود اعتماد کنید

    به دنبال موقعیت‌ها و شرایطی باشید که کارمندتان از پس آنها برمی‌آید. اگر خود کاری را به کسی که توانایی‌اش را ندارد بدهید، در این صورت چرا او را بابت اعتمادنداشتن خودتان سرزنش کنید؟ مثلا اگر کارمندتان فردی با توانایی‌های ارتباطی قوی است، او را در موقعیت شغلی متناسب با شایستگی‌هایش قرار دهید. به او درباره وظایفش، انتظارتی که دارید و شرایط کاری دقیق و شفاف توضیح دهید.

    فراموش نکنید که شما باید به هر فرد در موقعیت و جایگاه مناسب فرصت بدهید تا شایستگی‌های خود را در عمل نشان دهد و اعتمادتان را جلب کند.

    ۳. درباره رفتارهای مشخصی صحبت کنید که بی‌اعتمادی ایجاد می‌کنند

    چه چیزهایی باعث می‌شوند که احساس بی‌اعتمادی در شما ایجاد شود؟ فهرستی از آنها تهیه کنید، سپس با کارمند خود درباره آنها صادقانه گفت‌وگو کنید. شاید کارمندتان قصد فریب شما را نداشته، بلکه بر اساس عادت چنان رفتاری داشته است. در بازخورد خود سعی کنید تا حد امکان شفاف و با مثال‌های واضح صحبت کنید. کارمند شما باید بفهمد دقیقا کدام رفتار‌ها و عملکرد‌هایش منجر به بی‌اعتمادی شما شده است.

    ۴. به نقش خود در بی‌اعتمادی فکر کنید

    آیا فقط کارمندان شما مسئول حس بی‌‌اعتمادی ایجادشده در شما هستند؟ هر رابطه‌ای دو سو دارد. بنابراین چه بسا کلام و رفتار شما نیز در ایجاد بی‌اعتمادی و دورشدن کارکنان نقش داشته است. مثلا اعتماد زمانی کاهش می‌یابد که ابهام در وظایف، نقش‌ها و برخوردها دیده شود. آیا شما به‌قدر کافی به کارکنان خود توضیح داده‌اید چه انتظاراتی از آنها دارید؟ سازمان شما سازوکار درست و دقیقی برای شناسایی افراد نمونه و تشویق آنها دارد؟ آیا نظام توبیخ و تنبیه شما درست کار می‌کند؟

    پاسخ به این پرسش‌هاست که مشخص می‌کند شیوه مدیریت شما تا چه حد در ایجاد بی‌اعتمادی نقش داشته است.

    ۵. اگر بی‌اعتمادی ایجادشده بیش‌ازحد است، تصمیمی جدی بگیرید

    درنهایت باید به این پرسش پاسخ دهید که تا چه اندازه بی‌اعتمادی را می‌توانید تحمل کنید. مثلا فرض کنیم که شما تمام کارها را هم درست انجام داده‌اید. حال اگر کارمندی به شما دروغ گفت، قوانین سازمان را زیر پا گذاشت و کارهایی خلاف مقررات سازمان انجام داد، چه برخوردی با او می‌کنید؟ گاهی اوقات لازم است برای حفظ ساختار سازمان و آسیب‌ندیدن فرهنگ سازمانی او را اخراج کنید. برخی اوقات بی‌اعتمادماندن به صحبت کسی که پل‌های مهمی را پشت‌سرش خراب کرده است،‌ لازمه حفظ اعتبار و اعتماد بین سایر اعضاست.

    [ad_2]

    منبع

  • حیرت دانشمندان از کشف یک سیاره غول پیکر غیر گازی بسیار بزرگتر از زمین

    حیرت دانشمندان از کشف یک سیاره غول پیکر غیر گازی بسیار بزرگتر از زمین

    [ad_1]

    دانشمندان یک سیاره غول پیکر غیر گازی کشف کرده‌اند که جرم آن حدود ۷۳ برابر بیشتر از زمین است. آنها هنوز نتوانستند توضیحی در مورد تشکیل و شکل‌گیری این سیاره غول پیکر پیدا کنند.

    به گزارش سرویس اخبار فناوری و تکنولوژی تکنا، دانشمندان معمولا قبل از کشف سیاره‌های فراخورشیدی روی مدل‌های شکل‌گیری آنها کار می‌کنند. مدل‌هایی که تاکنون آنها تهیه کرده‌اند در اکثر موارد در زمینه سیاره‌های منظومه شمسی یا سیاره‌های فراخورشیدی مانند نپتون‌های داغ عملکرد خوبی داشته است.

    اکنون گروهی بین المللی از پژوهشگران موفق به کشف سیاره‌ای شده‌اند که هیچ یک از مدل‌های پیشین نتوانسته آن را توصیف کند. این سیاره  دارای جرمی ۴ برابر نپتون اما با ابعاد مشابه آن است. چگالی این سیاره ماانند سیاره‌های جامد یا سیاره‌هایی با اقیانوس‌های عمیق است که کل سطح آن را پوشش داده‌اند.

    بررسی این سیاره نیز مشابه بسیاری از اکتشافات قبلی انجام شد. شناسایی آن نیز در ابتدا توسط ماهواره نقشه برداری سیاره فراخورشیدی در حال گذار یا همان TESS انجام گرفت. ستاره میزبان این سیاره نسبت به خورشید کوچکتر بوده و جرم آن نیز حدود ۰.۸ جرم خورشید است. فاصله این سیاره نیز تا ستاره میزبان اندک بوده و می‌تواند مدار آن را در حدود ۱.۲۴ روز کامل کند.

    دانشمندان سیاره کشف شده جدید را در نوع خود منحصر به فرد و عجیب می‌دادند. سیاره‌های زیادی با این ابعاد کشف شده‌اند اما فاصله آنها تا نزدیکی ستاره میزبان به این اندازه نبوده است. موقعیت سیاره در مکانی موسوم به صحرای نپتون داغ است. همچنین پرتو‌های قوی ستاره میزبان نیز جو آن را از بین برده است. نپتون‌های قرار گرفته در وضعیت صحرای داغ تنها دارای هسته سنگی هستند و درنهایت نیز در گروه سیاره‌های ابر زمین دسته‌بندی می‌شوند.


    [ad_2]

    منبع

  • رهبری رویایی چیست؟ رهبر رویایی چه ویژگی‌هایی دارد؟

    رهبری رویایی چیست؟ رهبر رویایی چه ویژگی‌هایی دارد؟

    سبک رهبری رویایی چیست؟

    رهبری رویایی یا الهام‌بخش رهبری بر اساس توانایی انتقال رؤیای آینده به دیگران برای ایجاد انگیزه در آنهاست. این سبک رهبری گاهی رهبری تحول‌آفرین نیز نامیده می‌شود، زیرا می‌تواند کل سازمان یا تیم را به‌گونه‌ای تغییر دهد که برای رسیدن به هدف (رؤیای ارائه‌شده) سازگار شود.

    رهبران الهام‌بخش پیچش مو را می‌بینند و مسیر رسیدن به اهداف والا را برای سازمان خود ترسیم می‌کنند. گرچه این مفهوم ظاهرا ساده به نظر می‌رسد، بسیاری از رهبران قادر به دیدن همین افق‌های بلند نیستند و به همین دلیل شکست می‌خورند.

    ویژگی‌های رهبر رؤیایی چیست؟

    رهبران بسته به رده خود در هر سازمان، سبک‌ها و مهارت‌های متفاوتی دارند. بااین‌حال رهبران رده‌بالای سازمان که اغلب وظیفه ترسیم افق‌ها و تعیین خط مشی‌ها را بر عهده دارند، باید توانایی آینده‌نگری داشته باشند. می‌دانید رهبر الهام‌بخش و رؤیابین چه ویژگی‌هایی دارد؟ آنها را در ادامه معرفی کرده‌ایم.

    ۱. انگیزه‌بخش هستند

    مهم‌ترین ویژگی رهبران رویایی توانایی بیدارکردن انگیزه‌ها و ظرفیت‌های خفته زیردستان است. آنها علاوه بر چیره‌دستی در سخنرانی‌های انگیزشی، این کار را با الگوی عملی نشان می‌دهند، یعنی ضمن ترسیم افق‌های روحیه‌بخش، جلوتر از دیگران در مسیر کسب اهداف گام برمی‌دارند.

    ۲. کل‌نگری و برنامه‌ریزی استراتژیک دارند

    رهبران الهام‌بخش خود را درگیر جزئیات کار نمی‌کنند. آنها طرح‌ها و برنامه‌های کلی را طراحی می‌کنند. در این میان ممکن است عقب‌گرد‌هایی نیز در اجرای عملی جزئیات برنامه‌ها رخ دهد، اما آنها بر افق‌های بلند و حل مشکلات بزرگ‌تری تمرکز می‌کنند که ممکن است در مسیر رسیدن به اهداف پیش آیند.

    ۳. ذهنیت پیشگام و جست‌وجو‌گر دارند

    رهبر رؤیایی خیلی زودتر از دیگران متوجه اهمیت یک ایده برای تغییرات بزرگ می‌شود. از این رو کسانی که می‌توانند پیش از آنکه تغییرات از راه برسند، آنها را پیش‌بینی و برای استفاده از آنها ایده‌یابی کنند، گزینه مناسبی برای رهبری در سطوح بالاترند. این افراد همواره دنبال دانش جدید برای فهم بهتر آینده می‌گردند.

    ۴. هوش هیجانی زیادی دارند

    رهبر کارآمد برای آنکه بتواند نیروهای خود را مدیریت و هدایت کند، باید هوش هیجانی زیادی داشته باشد. هوش هیجانی به‌معنای توانایی شناخت و مهار عواطف و احساسات خود و دیگران است. برای آنکه بتوان رؤیای آینده را به دیگران انتقال داد، باید از مهارت‌هایی مانند فن سخنوری و زبان بدن برای انتقال شور و شوق به دیگران استفاده کرد. همه اینها بخشی از مهارت‌های هوش عاطفی‌ هستند که رهبر رویایی باید آنها را داشته باشد.

    ۵. شخصیت کاریزماتیک دارند

    شخصیت کاریزماتیک فردی است که وقتی در جمع باشد، توجه‌ها را به خود جلب می‌کند؛ نه به‌خاطر اینکه ظاهری جذاب دارد، بلکه به‌خاطر نحوه صحبت‌کردنش و چه بسا این رهبران ظاهری ساده و معمولی داشته باشند. رهبران رؤیایی که شخصیت کاریزماتیک دارند به‌راحتی دل اعضای سازمان را به دست می‌آورند، به آنها انگیزه می‌دهند و آنها را به تلاش‌کردن ترغیب می‌کنند. این رهبران به صدای سازمان خود تبدیل می‌شوند و محبوبیت زیادی بین اعضا دارند.

    ۶. برای رسیدن به اهداف مصرند

    رهبران رؤیایی برای کسب اهداف جلوتر از دیگران حرکت را شروع می‌کنند. آنها در پیگیری اهداف مصرند و به کمتر از آنچه شایسته می‌دانند، راضی نمی‌شوند. این رهبران دیگران را تشویق می‌کنند تا تمام توانایی‌های خود را به کار گیرند. کنارکشیدن و خسته‌شدن در مرام این رهبران نیست. حتی با وجود عقب‌گرد‌ها و شکست‌ها، آنها قادرند دوباره انرژی خود را بازیابند و به مسیر برگردند.

    ۷. شجاع‌اند

    به‌چالش‌کشیدن روزمرگی‌ها و تحول‌آفرینی شجاعت زیادی می‌‌طلبد. رهبران الهام‌بخش این شجاعت و ریسک‌پذیری را دارند که مسیر‌های گذشته را کنار بگذارند و با ترسیم یک مسیر جدید، در آن گام بردارند. آنها از تغییر نمی‌ترسند و دیگران را نیز با خود همراه می‌کنند.

    چند نمونه از رهبران رؤیایی

    استیو جابز یک رهبر رویایی

    هنگام برشمردن نام رهبران الهام‌بخش، می‌توان کسانی مانند استیو جابز، ایلان ماسک و رهبران بزرگ دنیای کسب‌وکارها را نام برد. مثلا استیو جابز شرکت اپل را به‌گونه‌ای رهبری کرد که این شرکت توانست تحولاتی اساسی در ارتباطات ایجاد کند. ماسک نیز در سال‌های اخیر پیشگام فناوری فضایی خصوصی بوده است. رؤیای او برای سکونت انسان در کره مریخ الهام‌بخش شرکت اسپیس ایکس و پروژه‌های بزرگ آن است.

    بعضی از رهبران رؤیایی خارج از دنیای کسب‌وکار نیز عبارت‌اند از گاندی، ماندلا و روزولت. این رهبران سیاسی الهام‌بخش و هدایتگر تحولات بزرگ در کشورهای هند، آفریقای جنوبی و ایالات متحده آمریکا شدند.

    چطور مهارت‌های رهبری رؤیایی را کسب کنیم؟

    اگر رؤیای رهبری یک سازمان را در سر می‌پرورانید، باید مهارت‌های زیادی کسب کنید و شایستگی خود را به دیگران نشان دهید. در این بخش سراغ راهکارها و پیشنهادهایی می‌رویم که در مسیر تبدیل‌شدن به رهبری رؤیایی به شما کمک می‌کنند.

    ۱. مهارت تعیین هدف‌ را یاد بگیرید

    همان طور که گفته شد، کار اصلی رهبران رؤیایی تعیین اهداف عالی است، اما چگونه می‌توانید چنین اهدافی را ترسیم کنید؟ این اهداف باید چه ویژگی‌هایی داشته باشند؟ هر هدفی باید ویژگی‌های زیر را داشته باشد:

    • مشخص و روشن باشد.
    • قابل‌اندازه‌گیری باشد.
    • دست‌یافتنی باشد.
    • مربوط به حوزه‌ای باشد که در آن هدف‌گذاری می‌کنید.
    • بازه زمانی مشخصی داشته باشد.

    بدون این ویژگی‌ها هدف‌گذاری شما ناقص است. مثلا چگونه می‌توانید بفهمید چقدر به هدف نزدیک شده‌‌اید وقتی هیچ معیاری برای اندازه‌گیری آن وجود ندارد؟ چطور می‌خواهید دیگران را به تلاش‌کردن تشویق کنید وقتی نمی‌دانید در چه مدتی قرار است تلاش‌های شما و اعضای گروه نتیجه بدهد؟

    ۲. به تصویر بزرگ‌تر و افق‌های دور فکر کنید

    رهبران رؤیایی باید ذهنی باز برای دیدن فرصت‌ها و نیازهای آینده داشته باشند. رهبرانی که نیازهای بازار را بهتر از دیگران درک می‌کنند، به‌احتمال زیاد موفق‌ترند. برای بازترکردن ذهن خود، باید از فضای بسته زندگی خود خارج شوید و با دیگران تعامل کنید. این دیگران می‌توانند افرادی کاملا متفاوت با شما باشند. با گفت‌وگو با افراد متعدد از آنها یاد می‌گیرید و می‌فهمید که چه نیازهایی وجود دارند که تاکنون کسی برای رفع آنها اقدام نکرده است. روش دیگر سفرکردن و بازدید از مناطق و فرهنگ‌های مختلف است. درنهایت مطالعه نیز دانش و دریچه ذهن شما را وسیع‌تر می‌کند.

    ۳. مهارت‌های ارتباطی و تأثیرگذاری خود را تقویت کنید

    مهارت ارتباط برقرارکردن با دیگران و دادن انگیزه به آنها از مهم‌ترین مهارت‌های رهبری رویایی است. برای تقویت این مهارت‌ها، می‌توانید از یک مربی شخصی کمک بگیرید. همچنین هنگام ارتباط بر ارسال پیامی شفاف، منسجم و مختصر تمرکز کنید. اگر بتوانید به‌درستی منظور خود را به دیگران انتقال دهید، آنها رغبت بیشتری برای همراه‌شدن با شما خواهند داشت.

    تأثیرگذاشتن بر دیگران نیاز به زمان دارد. به این منظور، باید ارتباطی پایدار و قوی با دیگران ایجاد کنید. تدوام ارتباط باعث ایجاد اعتماد می‌شود. اعتماد نیز به‌نوبه خود فضای لازم برای تأثیرگذاری را باز می‌کند.

    ۴. بر ترس از شکست غلبه کنید

    صرف‌نظر از سبک و جایگاه رهبری، همه رهبران در مقطعی از کار خود شکست می‌خورند. از آنجایی که این امر اجتناب‌ناپذیر است، باید ترس از شکست را شکست دهید! بهترین رهبران کسانی هستند که می‌دانند ممکن است در جایی شکست بخورند، بااین‌حال همچنان به تلاش‌کردن و تسلیم‌نشدن ادامه می‌دهند.

    در صورتی که حس کردید اضطراب و ترس از شکست شما را فرا گرفته است یا شکست به‌زودی رخ می‌دهد، با کمک تمرینات ذهن آگاهی شرایط را بپذیرید و مهارت تاب آوری خود را افزایش دهید.

    ۵. افق‌های بلند را با مشارکت دیگران تبیین کنید

    درنهایت آنچه شما را به یک رهبر رؤیایی موفق تبدیل می‌کند، ترسیم اهداف والا و آرمان‌ها برای دیگران است. اما در این مسیر نباید فردی عمل کنید و از درک دیگران غافل شوید. از سایر اعضا بخواهید نظر خود را درباره ایده‌هایتان با شما در میان بگذارند. مشارکت آنها در این اهداف احساس تعلق و انگیزه آنها برای تلاش‌کردن را بیشتر می‌کند.

    جمع‌بندی

    رهبری که بینش خوبی دارد، می‌تواند انگیزه تیم خود را به‌شدت افزایش دهد. وقتی چنین رهبری بتواند اهداف دقیقی تعیین کند، آنها را به‌درستی برای دیگران تبیین و نقشه راه رسیدن به اهداف را ترسیم کند، می‌تواند سازمان خود را به موفقیت برساند.

    گرچه رسیدن به چنین جایگاهی در رهبری شاید قابل‌تقلید نباشد، پرورش برخی مهارت‌های اساسی مانند تفکر کلی‌نگر و هوش هیجانی زمینه را برای تبدیل‌شدن به چنین رهبری فراهم می‌کند.