دنیای زن و شوهرها سپس از بچهدارشدن بهکل تحول میکند و امکان پذیر هر روز با چالش جدیدی مواجه و ناچار شوند تصمیم جدیدی بگیرند. برهنهبودن جلوی کودک یکی از این موقعیتهای چالشبرانگیز است. گرچه هیچ درست و غلطی در این عرصه وجود ندارد، مراعات برخی موارد الزامی است. در این مقاله، نکات مهم در این باره را میگوییم. با ما همراه باشید.
برهنه دیدن والدین؛ خوب یا بد؟
سخن بگوییدکردن درمورد بدن انسان تا این مدت یکی از رایجترین تابوهای جامعه است و حتی نامبردن برخی از تکههایش همانند اندام تناسلی برای تعداد بسیاری از افراد سخت است. از طرفی اظهارنظرهای گوناگون درمورد شکل بدن و لاغری یا چاقی افراد علتمیبشود این او گفت و گو برخی افراد را برنجاند و اختلافنظرهای بسیاری بر سر شکل ایدئال بدن تشکیل بشود. برهنهدیدن والدین نیز یکی از همین موضوعات چالشبرانگیز است.
بدون دقت به تعداد بسیاری از معیارهای دیگر، نمیتوان او گفت برهنهدیدن والدین برای کودک خوب است یا بد. در حالت کلی اشکالی ندارد بچه زیر ۲ سال پدر و مادرش را برهنه ببیند، چون تا این مدت درکی از فردیت ندارد، اما بعد از ۲سالگی و با شکلگرفتن قوه کنجکاوی کودک، بهتر است والدین جلوی کودک برهنه نباشند.
نکاتی که باید به آنها دقت کنید
۱. تکلیف خودتان را روشن کنید
اول از همه مهم است برای داشته باشید که کودکان هیچ تعصب یا ایدهای درمورد شکل بدن ندارند. آنچه آنها درمورد بدن میآموزند، چیزی است که از محیط خود دریافت میکنند. به این علت قبل از سخن بگوییدکردن با کودک در این باره، چند سوال از خودتان سوال کنید و اول از همه موضع خودتان را اشکار کنید.
درمورد بدن خود و دیگران چه فکری میکنم؟
آیا درمورد شکل بدن ایدئال نظری دارم؟
میخواهم چه نحوه فکری را به فرزندم منتقل کنم؟
۲. راحتی خودتان را در نظر بگیرید
از برهنهبودن در وجود کودک چه احساسی دارید؟ برخی از پدر و مادرها از این که در وجود فرزندشان برهنه باشند، حس راحتی میکنند و اعتقاد دارند برهنهبودن در وجود کودک نوعی روش آموزشی است که به او یاد میدهد بدنش را دوست داشته باشد و بپذیرد. برخی دیگر هم اعتقاد دارند که برهنهدیدن والدین علتآگاهشدن پیش از موعد کودک به اجزای بدن میبشود و امکان پذیر او را گیج و سردرگم کند. نحوه فکرتان درمورد مسائل اینچنینی و فرهنگ جایی که در آن زندگی میکنید، در یافتن جواب این سوال زیاد نقش دارند. اگر حس راحتی میکنید، اشکالی ندارد تا قبل از ۲سالگی بعضی اوقات کودک بدنتان را برهنه ببیند، اما اگر خودتان در این حالت حس خوبی ندارید، بهتر است پیش فرزندتان برهنه ظاهر نشوید. راههای بسیاری برای آموزش آناتومی بدن به کودک وجود دارد، به این علت ملزوم نیست خودتان را ناچار به انجام کاری کنید که با آن حس راحتی نمیکنید.
۳. به معیارهایتان دقت کنید
مقصد برخی از والدین از برهنهبودن در وجود کودک یاددادن برخی مسائل مربوط به اندامها و حریم خصوصی است. این افراد اعتقاد دارند برهنهبودن در وجود کودک روشی است که میتوانند برای آموزش مراعات برخی نکات به کودک منفعت گیری کنند. والدین با این ترفند به فرزندانشان یاد خواهند داد که باید بدنشان را دوست داشته باشند، نباید اندام تناسلیشان را به دیگر افراد نشان دهند و در صورت نقلشدن این چنین درخواستی از سوی دیگران، چه کارهایی باید انجام بدهند. با این ترفند کودک میفهمد که چه افرادی مجازند اندام تناسلی او را ببینند (خودتان و همسرتان در شرایطی همانند دستشویی یا حمامرفتن) و چه افرادی خارج این دایره امن قرار دارند.
۴. به رفتارهای فرزندتان دقت کنید
فرزندتان هنگامی شما را برهنه میبیند، چه واکنشی مشخص می کند؟ دقت خاصی به شما ندارد و این قضیه برایش عادی است؟ یا با نگاههای کنجکاوانه و رفتارهای خاص به بدن برهنه شما عکس العمل مشخص می کند؟ اگر بهنظرتان شرایط برای آموزش مسائل مدنظرتان به کودک فراهم است و کودک به برهنهبودن شما حساس نیست، این کار اشکالی ندارد. اما اگر میبینید برهنهبودنتان دقت کودک را جلب میکند، تلاش کنید در وجود او پوشیدهتر ظاهر شوید.
۵. حدوحدود تعیین کنید
تعیین حدوحدود برهنگی در داخل خانه بر مسئولیت والدین است. باید به کودک یادآوری کنید که این نحوه لباسپوشیدن فقط اختصاصی خانه و همین جمع خانواده است و با وجود مهمان یا در هر فضایی خارج از خانه باید لباس مناسب بپوشیم. اگر قصدتان از پوشیدن لباسهای باز آموزش مسائلی همانند پذیرفتن بدن به کودک است، با کلمات مناسب و مهر امیز او گفت و گو را اغاز کنید و اعتمادبهنفس کودک در عرصه دوستداشتن و پذیرفتن بدنش را افزایش دهید.
۶. به احساسات کودک دقت کنید
به تحول نگرش و رویکرد کودک دقت کنید و مشابه با احساسات و عکس العملهایش با او حرکت کنید. صرفنظر از دیدگاه شما به مقوله برهنگی در وجود کودک، دقت به احساسات کودک نیز زیاد مهم و الزامی است. امکان پذیر نگرش کودک با افزایش سن تحول کند. امکان پذیر کودک زمان معاوضه لباسهایش در اتاق را ببندد یا به شما پشت کند. مهم است که این را بخشی از خودمختاری او در نظر بگیرید و به احساساتش احترام بگذارید. احتمالا بدتان نیاید که با لباس زیر در خانه بچرخید، اما اگر این پوشش کودکتان را آزار میدهد، باید به توافقی برسید و به حریم خصوصی همه افراد خانواده احترام بگذارید.
۷. پذیرای سؤالات کودک باشید
با نزدیکشدن به ۳سالگی کنجکاوی کودکان درمورد اعضای بدنشان اغاز میبشود. این کنجکاوی امکان پذیر هم به ظاهر اندامها مربوط باشد و هم به کارکرد آنها. امکان پذیر با دیدن بدن برهنه پدر و مادر این سوال برای کودک پیش بیاید که چرا برخی اندامهای پدر و مادرش با هم فرق دارند. برای مثال چرا بدن پدرش مو دارد و بدن مادرش ندارد. این سؤالات نقطه اغاز خوبی برای شناساندن اعضای بدن به کودک و تذکر به او درمورد مراعات برخی نکات است. هنگامی با روی باز پذیرای سؤالات کودک باشید، زمان ابراز هر مشکلی هم به سراغ خودتان خواهد آمد. تلاش کنید جوابهایی مشابه با سن کودک بدهید و بیش از حد داخل جزئیات نشوید.
۸. شرم را کنار بگذارید
کودکان در هر عرصهای کنجکاوند، مخصوصا درمورد اعضای بدن خودشان و دیگران. در واقع این کنجکاوی فهمیدن آنها از بدنشان را افزایش میدهد. امکان پذیر فرزندتان موقع معاوضه پوشک یا حمامکردن درمورد بدنش کنجکاوی کند یا حتی سؤالاتی بپرسد، این فرصتی عالی برای سخن بگوییدکردن با کودک درمورد اعضای بدن و مراعات حریم خصوصی است. شرم و خجالت را کنار بگذارید و به سؤالات کودک صادقانه جواب بدهید.
شما بگویید
نظر شما درمورد برهنهبودن در وجود کودک چیست؟ لطفا نظرات و ازمایش ها ارزشمندتان را با ما و کاربران عزیزمان به اشتراک بگذارید.
زردک شبیه هویج اما بزرگتر و رنگپریدهتر از آن است و مزه عالی و فواید زیادی دارد. این گیاه بومی منطقه اوراسیاست و قدمت مصرفش به دوران روم باستان برمیگردد. فصل برداشت آن از پاییز تا بهار است و در بهار طعم شیرینتری دارد، چون نشاسته در طول زمستان به قند تبدیل میشود. در این مقاله درباره روشهای مصرف آن و فواید آب زردک را توضیح خواهیم داد. همراهمان بمانید.
فرق زردک و هویج و شلغم
هزاران سال است که افراد زردک و هویج را با هم اشتباه میگیرند. ظاهرا رومیهای باستان اولین کسانی بودند که تخم زردک را کاشتند، اما این گیاه از همان ابتدا در دسته هویجها قرار گرفت تا منشأ آن نامشخص باشد. زردک و هویج خانواده مشابهی دارند، اما بیشترین تفاوت آنها طعمشان است. طعم اولی شیرینتر و مانند گیاه شیرینبیان و کمی تند است، در حالی که شیرینی هویج بیشتر به انواع کدوی زمستانی شباهت دارد. شلغم یکی دیگر از انواع سبزیجات ریشهای است که اغلب آن را با زردک مقایسه میکنند، اما این دو به خانوادههای کاملا متفاوتی تعلق دارند. شلغم از خانواده براسیکاسه است. طعم شلغم در مقایسه با زردک اندکی تلختر و تندتر است.
ارزش غذایی
ارزش غذایی ۱۵۶ گرم زردک آبپز به شرح زیر است:
کالری: ۱۱۱
چربی: ۰٫۴ گرم
سدیم: ۱۶ میلیگرم
کربوهیدرات: ۲۶٫۶ گرم
فیبر: ۵٫۶ گرم
قند: ۷٫۵ گرم
پروتئین: ۲ گرم
کربوهیدرات
یک فنجان زردک آبپز تقریبا ۲۷ گرم کربوهیدرات دارد که ۵٫۶ گرم آن فیبر و ۷٫۵ گرمش قندهای طبیعی است. شاخص گلیسمی زردک پخته ۵۲ است و بار قند خونی آن ۵٫۲ است.
چربی
زردک چربی بسیار کمی دارد، بهنحوی که هر واحد آن کمتر از نیم گرم چربی دارد. اکثر اسیدهای چرب این گیاه چند غیراشباع و تک غیراشباع هستند.
پروتئین
هر ۱ واحد زردک پخته ۲ گرم پروتئین دارد.
ویتامینها و مواد معدنی
این گیاه غنی از ویتامینها و مواد معدنی مختلف است از جمله منیزیم، کلسیم، آهن، پتاسیم، ویتامین C، فولات، کولین و ویتامین E.
کالری
یک فنجان زردک آبپز ۱۱۱ کالری دارد که اکثر آن از کربوهیدراتهای این سبزی ریشهای است.
فواید زردک
۱. کاهش احتمال ابتلا به سرطان سینه
مشخص شده است که مصرف فیبر کافی در نوجوانی و جوانی تا حد زیادی احتمال ابتلا به سرطان سینه در سنین بیشتر را کاهش میدهد. مصرف زردک روشی عالی برای افزایش جذب فیبر در بدن است، بهخصوص با توجه به اینکه رژیم غذایی افراد زیادی فیبر کافی ندارد. این گیاه خوراکی همچنین حاوی ویتامینهای آنتیاکسیدان مانند ویتامین C و ویتامین E است. این ویتامینها به بدن کمک میکنند رادیکالهای آزاد را نابود کند و آسیب به دیانای را کاهش میدهند که یکی از دلایل شکلگیری سرطان است.
۲. تقویت استخوانها
زردک مقدار زیادی منیزیم و کلسیم دارد که هر دو برای تقویت استخوانها بسیار مهماند. یک فنجان زردک آبپز بیش از ۴۵ میلیگرم منیزیم دارد. مقدار منیزیم پیشنهادشده روزانه برای بزرگسالان ۳۲۰ تا ۴۲۰ میلیگرم است و این سبزی ریشهای بیش از ۱۰درصد نیاز بدن را تأمین میکند.
۳. حمایت از سلامت قلب
یکی از خواص زردک برای مردان و زنان حفاظت از سلامت قلب است. این گیاه خوراکی حاوی چندین ماده مغذی است که برای سلامت قلب مفیدند و فیبر موجود در آن کلسترول خون را پایین نگه میدارد. علاوهبر این، زردک مقدار زیادی پتاسیم دارد که برای کاهش فشار خون مؤثر است. این گیاه آنتیاکسیدانی قوی مانند ویتامین C و فولات دارد که احتمال سکته را کاهش چشمگیری میدهند.
۴. جلوگیری از بیماری دیورتیکولوز
مصرف فیبر کافی برای سلامت روده بسیار مهم است. هر واحد زردک ۶ گرم فیبر دارد تا با مصرف این گیاه بخش زیادی از نیاز روزانه فیبر (۲۰ تا ۳۰ گرم) خود را تأمین کنید. تأمین فیبر غیرمحلول کافی از چنین غذاهایی احتمال ابتلا به بیماری دیورتیکولوز را تا ۴۰درصد کاهش میدهد.
۵. بهبود زخم
بدن ما بدون ویتامین C کافی نمیتواند کلاژن بسازد که نقش مهمی در ساختار پوست دارد. خواص آنتیاکسیدانی ویتامین C در بهبود زخم نقش قابلتوجهی دارد و این ویتامین بهعنوان پیشماده کلاژن نیز عمل میکند. بدن ما قادر به تولید ویتامین C نیست، اما خوشبختانه زردک منبع خوبی برای آن محسوب میشود. نیاز روزانه بدن به ویتامین C حدود ۷۵ تا ۹۰ گرم است و هر واحد زردک ۲۰ گرم از این ویتامین را تأمین میکند.
۶. کمک به کاهش وزن
زردک با توجه به کالری کم و فیبر زیادی که دارد، انتخاب مناسبی برای رژیم غذایی سالم مخصوص کاهش وزن است. حرکت فیبر از میان مجرای گوارشی آهسته است تا مدت بیشتری احساس سیری کنید و اشتهای کمتری داشته باشید. بر اساس تحقیقی که اخیرا انجام شده است، افزایش روزانه مصرف فیبر تا ۱۴ گرم ممکن است جذب کالری را تا ۱۰درصد کاهش دهد و فرد طی ۴ ماه تا ۱٫۹ کیلوگرم وزن کم کند. از طرف دیگر سبزیجات ریشهای ماند زردک ۷۹٫۵درصد آب دارند. طبق تحقیقات، خوردن غذاهایی با محتوای آب زیاد ممکن است با کاهش جذب کالری و کمکردن وزن مرتبط باشد.
حساسیت به زردک
مصرف این گیاه ممکن است باعث ایجاد نوعی حساسیت غذایی بهاسم سندرم حساسیت اورال شود. پختن این گیاه بهجای مصرف خام آن، احتمال بروز این مشکل را کاهش میدهد. افرادی که به زردک حساسیت دارند ممکن است با مصرف آن کهیر بزنند یا واکنشی بهاسم درماتیت آلرژیک تماسی از خود نشان دهند که بهشکل جوش ظاهر میشود. خارش و سوزش پوست یا تورم دهان، لبها و زبان نیز از علائم احتمالی حساسیت به این سبزی ریشهای محسوب میشوند.
عوارض زردک
مقدار زیاد پتاسیم موجود در زردک برای اکثر افراد مفید است، اما مصرف این گیاه به کسانی که بیماری کلیوی دارند پیشنهاد نمیشود، زیرا باعث تجمع پتاسیم در خونشان میشود. اگر کلیههای ضعیف یا معیوب دارید، پیش از اضافهکردن آن به رژیم غذایی خود، با متخصص تغذیه مشورت کنید. همچنین اگر به خوردن فیبر زیاد عادت ندارید، افزایش ناگهانی مصرف این گیاه ممکن است به سیستم گوارشی شما فشار وارد کند. برای جلوگیری از این مشکل، بهآهستگی مصرف غذاهای غنی از فیبر را افزایش دهید تا بدن بهمرور خود را با رژیم غذایی جدیدتان سازگار کند.
انواع زردک
چندین نوع از این گیاه وجود دارند که از نظر قدرت مقاومت در برابر بیماریهای متفاوت با هم متفاوتاند. بعضی از انواع این گیاه در خاکهای خاصی بهتر رشد میکنند و شکل و اندازهشان فرق دارد.
بهترین فصل برداشت زردک
بهترین فصل برداشت زردک بهار است، اما در پاییز نیز وارد بازار میشود. زردک در ماههای سرد زمستان طعم شیرینی به خود میگیرد. انواع کوچکتر این گیاه آنتیاکسیدانهای بیشتری دارند. بنابراین برای حداکثر استفاده از ارزش غذاییاش موقع خرید به اندازهاش دقت کنید.
نحوه نگهداری
بهترین روش نگهداری زردک در یخچال داخل کیسه پلاستیکی یا جامیوهای است تا جلوی خشکشدن آن را بگیرید. این گیاه خوراکی را میتوانید داخل یخچال بهمدت ۲ تا ۶ ماه نگه دارید. پیش از مصرف آن را با دقت و کامل زیر آب بشویید، سپس سر و تهش را بزنید و پوستش را جدا کنید.
نحوه مصرف و پختن
اغلب زردک را خام مصرف میکنند. این گیاه زمانی که پخته میشود، طعم خاکیتر و کمتر شیرینی دارد. برای مصرف این گیاه آن را خرد میکنند یا برش میزنند و آن را میتوانید در سالاد همراه سبزیجات برگدار یا سایر سبزیجات ریشهای خام (مانند تربچه یا هویج) میل کنید. اگر میخواهید طعم زردک خام را متعادل کنید، کمی آب لیمو، نمک دریا و روغن زیتون روی آن بریزید. زردک مانند سیب اگر مدت زیادی در هوای آزاد بماند، اکسیده خواهد شد. اگر میخواهید این گیاه را قبل از پختن آماده کنید، آن را در یک ظرف حاوی آب و اندکی آب لیمو قرار دهید. زردک را میتوانید به یکی از دو روش زیر برشته کنید یا آبپز کنید و بهجای پوره سیبزمینی نیز مصرف کنید.
۱. آبپزکردن
سر و ته زردک را جدا کنید و پوست آن را بگیرید. سپس آن را به اندازههای کوچک برش بزنید.
در یک قابلمه متوسط اندکی آب بریزید. بهمدت تقریبا ۱۰ دقیقه زردکها را داخل آب بجوشانید تا زمانی که چنگال راحت داخلشان فرو برود.
زردکها را به ظرف دیگری انتقال دهید و با استفاده از چنگال له کنید تا شبیه به پوره سیبزمینی شوند. سپس آن را با کره یا هر ماده غذایی دیگری که دوست دارید ترکیب و میل کنید.
۲. برشتهکردن
زمانی که زردک را در دمای زیاد برشته میکنید، طعم آن مانند هویج و دیگر سبزیجات ریشهای شیرینتر میشود. کاراملیشدن قندهای طبیعی داخل این گیاه آن را ترد میکند. روی زردک برشته را میتوانید با مقداری فلفل پاپریکای شیرین و تند، شکر قهوهای و کمی پودر چیلی تزئین کنید.
فر را تا دمای ۲۱۸ درجه سانتیگراد گرم کنید.
پوست زردکها را بگیرید. سر و ته آنها را بزنید و به اندازههای کوچک برش بزنید.
روی زردکها مقداری روغن زیتون، روغن کانولا، نمک و فلفل (یا هر ادویه دیگری که دوست دارید) بریزید و روی سینی فر قرار دهید.
اجازه دهید سینی ۲۰ تا ۵۰ دقیقه داخل فر بماند.
بههمراه زردک میتوانید سایر سبزیجات ریشهای را نیز برشته کنید. فقط حواستان باشد اندازه همه یکسان باشد تا یکنواخت برشته شوند.
موقع خرید زردک به چه نکاتی دقت کنیم؟
زمانی که برای خرید زردک به بازار میروید، آنهایی را انتخاب کنید که ظاهر صاف و کوچک (۱۳ تا ۲۶ سانتیمتر) دارند. زردکهای بزرگتر خوشمزه نیستند و جویدنشان آسان نیست. بهجز اندازه، باید به تازهبودن این گیاه نیز دقت کنید و ظاهر چروکیدهای نداشته باشد. آنهایی را که رویشان لکههای بزرگ قهوهای است یا شکاف خوردهاند، نخرید.
آیا خوردن زردک در بارداری خطر دارد؟
زردک یک غذای بسیار سالم برای زنان باردار است که پتاسیم زیاد آن تا حدی سبب کاهش فشار خون میشود. در دوران بارداری تعادل فشار خون بسیار مهم است چون اگر بسیار زیاد شود، مادر را در معرض خطر پری-اکلامپسیا قرار میدهد.
جمعبندی
زردک در دسته سبزیجات ریشهای قرار میگیرد و خیلی از افراد آن را بهاشتباه هویج فرض میکنند. این گیاه خوراکی مواد مغذی مهم و آنتیاکسیدان فراوانی دارد که موجب تقویت سیستم ایمنی و کاهش احتمال ابتلا به سرطان میشود. طعم شیرین این سبزی ریشهای و نحوه مصرف ساده آن باعث میشود که در غذاهای مختلفی استفاده شود و گزینه خوبی برای افزودن به رژیمهای غذایی سالم و متعادل باشد.
شما بگویید
شما چطور از زردک در رژیم غذایی خود استفاده میکنید؟ نظر خود را با ما و سایر کاربران به اشتراک بگذارید. همچنین اگر این مطلب برایتان مفید بود، میتوانید آن را برای دوستان خود نیز ارسال کنید.
گمشدن در زندگی احساسی است که شمار زیادی از افراد در دورهای از زندگی خود با آن دستوپنجه نرم میکنند؛ هرچند بیشتر این افراد دربارهاش حرفی نمیزنند. آیا تا حالا دچار این احساس شدهاید؟ مثلا احساس کنید درماندهاید، نمیدانید قدم بعدیتان چیست، از نظر هیجانی بیحسید و فکر میکنید برای هیچچیز انگیزه ندارید؟ خوشبختانه این دوره موقتی است، البته اگر بتوانید با کمی تلاش آن را برطرف کنید. به همین دلیل تصمیم گرفتیم در این مقاله درباره دلایل بروز احساس گمشدن در زندگی، راههای مقابله با آن و بازگشت دوباره به روزهای خوب صحبت کنیم. با ما همراه باشید.
دلایل بروز احساس گمشدن در زندگی
مسائل بسیاری باعث بروز احساس گمشدن در زندگی میشوند، مثلا:
تغییرات عمده زندگی: تغییراتی مانند نقلمکان از جایی به جای دیگر یا شروع شغلی جدید ممکن است باعث شوند احساس گمشدن در زندگی کنید، زیرا در شرایط جدید راهتان تغییر کرده است، برنامهریزی همیشگیتان از بین رفته است و دوستان قدیمی دیگر در اطرافتان نیستند.
پایان رابطه عاطفی: مرگ یکی از عزیزان یا ازدستدادن رابطهای مهم در زندگی ممکن است یکی از دلایل مهم شوک، غم و عصبانیت باشد که خود احساس گمشدن در زندگی را در پی دارد. شاید احساس کنید جنبههایی از زندگی یا هویت خود را از دست دادهاید و نمیتوانید بهتنهایی کارهایتان را پیش ببرید یا اینکه بدون حضور آن اشخاص به زندگی ادامه دهید.
شکستها یا حوادث ناخواسته: شکستهایی مانند ازدستدادن شغل یا کسبوکار یا حتی ابتلا به نوعی بیماری که درمان سختی دارد، ممکن است باعث غمواندوه و احساس گمشدگی در زندگی شود.
سایر دلایل: دلایلی مانند مختلشدن روتین زندگی، تصمیمات سرنوشتساز، فشارهای اجتماعی و احساسات سرکوبشده.
خوشبختانه راهکارهای زیادی وجود دارند که بهکمک آنها میتوانید دوباره خودتان را پیدا کنید. بااینحال بهتر است قبل از آن، با معنای گمشدن در زندگی آشنا شویم.
احساس گمشدن در زندگی به چه معناست؟
کارولین فریرا، روانشناس متخصص در زمینه بازسازی روابط عاطفی و مقابله با اعتیاد و تروما، میگوید: «احساس گمشدن بسیار شبیه افسردگی است. اگر در زندگی خود را گم کردهاید، ممکن است احساس کنید که انگیزه ندارید و به سرگرمیهایی که همیشه از آنها لذت میبردید، بیعلاقهاید. حتی ممکن است زندگی برایتان بیمعنی باشد و شاید حس کنید دیگر خودتان را نمیشناسید.»
دانیل کپلر (Danielle Kepler)، مشاور حرفهای بالینی از شیکاگو و متخصص درمان بزرگسالان مبتلا به اضطراب و افسردگی، نیز میگوید: «گمشدن در زندگی ممکن است با این احساس شروع شود که دیگر نمیدانید میخواستید چگونه آدمی باشید. ممکن است احساس کنید این حس گمشدگی قرار است همیشه با شما همراه باشد. حتی ممکن است بهسختی به یاد بیاورید که خودِ قدیمی شما چه شکلی بوده است. احتمالا راهی هم برای خروج از این وضعیت به ذهنتان نمیرسد.»
برخی از نشانههای این احساس عبارتاند از:
گریههای بیدلیل؛
نوسانات خلقی؛
کنارهگیری از عزیزان؛
احساس بیعلاقگی به سرگرمیها یا چیزهایی که قبلا برای شما خوشحالکننده بودند؛
مشکل تصمیمگیری؛
درگیر رفتارهای تکانشی یا پرخطر شدن؛
عصبانیشدن از اطرافیان بابت مسائل بیاهمیت؛
احساس ناامیدی از خود؛
فقدان هرگونه هیجان درباره آینده؛
بهراحتی تسلیم نفوذ دیگران شدن؛
آگاهنبودن به اینکه کارها را به میل خود انجام میدهید یا فقط انجامشان میدهید چون ضروریاند.
حال سؤال اینجاست که چطور میتوانیم از این احساس رهایی یابیم و خودمان را پیدا کنیم؟ ادامه مطلب را بخوانید.
راهکارهایی برای رهایی از احساس گمشدن در زندگی
مراقبه و تمرین یوگا از راههای مقابله با گمشدن در زندگی است.
راههای متفاوتی وجود دارند که بهکمک آنها میتوانید از احساس گمشدن در زندگی خلاص شوید. احتمال دارد برخی از آنها برای شما مناسب باشند و برخی دیگر نه. میتوانید با آزمونوخطا بهترین شیوه برای خودتان را پیدا کنید.
۱. احساس خود را بپذیرید و تصدیق کنید
قبل از هرچیز باید احساسی را که دارید بپذیرید. انکار هیجانات اغلب بیش از مفیدبودن آسیبزاست. کالین مولن (Colleen Mullen)، رواندرمانگر ازدواج و خانواده، میگوید:
هنگامی که احساس خود درباره گمشدگی را میپذیریم، میتوانیم روی آن تمرکز کنیم. به خودتان یادآوری کنید که ناراحتی، ناامیدی یا درماندگی بخشی طبیعی از احساسات انسانیاند و زمانی اتفاق میافتند که مسیر زندگی ما ناگهان بهسمتی میرود که دلخواه ما نیست.
۲. دلسوزانه از خود مراقبت کنید
پس از تصدیق و پذیرش احساسات، میتوانید کارهایی کنید که آرامتان کنند. مثلا میتوانید تمرین تنفس عمیق، مراقبه یا تمرینات یوگا را در برنامه روزانه خود بگنجانید.
سعی کنید با خودتان مهربان باشید. مثلا زمانی که افکاری مانند «نمیتونم باور کنم همچین اتفاقی داره برام میافته» یا «نمیدونم چرا دارم تلاش میکنم» سراغتان میآیند، شاید بهتر باشد به خودتان بگویید «من از پسِش برمیآم» یا «بهم فشار اومده؛ خوبه استراحت کنم».
به خودتان یادآوری کنید که اتفاقات دست شما نیستند، اما واکنش به آنها دست خودتان است و میتوانید آن را مدیریت کنید.
۳. افکارتان را بنویسید
افکار و احساساتتان را روی کاغذ بیاورید.
شاید بارها این را شنیده باشید و بهنظرتان مفید نباشد، اما باور کنید معجزه میکند. نوشتن افکار و احساسات منفی را تا حد زیادی از وجودتان تخلیه میکند. حتی احساسات فیزیکی خود را شرح دهید. افکارتان را روی کاغذ بیاورید و هر احساسی را که همان لحظه دارید، بنویسید. هر روز این کار را انجام دهید.
۴. به فعالیتهایی که به شما احساس خوبی میدهند ادامه دهید
وقتی احساس گمشدگی میکنید، آن فعالیتهایی را که قبلا احساس خوبی به شما میدادند، ادامه دهید. مثلا اگر همیشه قبل از خواب کتاب میخواندید یا فیلم میدیدید، باز هم انجامش دهید. اگر بیرونرفتن با دوست صمیمیتان و صحبتکردن با او به شما احساس خوبی میبخشید، آن را حفظ کنید. حتی اگر سخت است و دیگر از آن لذت نمیبرید، قطعش نکنید. بهمرور زمان دوباره احساس خوبی را که داشتید، به دست خواهید آورد.
۵. به خودتان اعتماد داشته باشید
اگر تاکنون بر اساس انتظارات دیگران زندگی کردهاید، احتمالا به این دلیل است که درون خود جایی برای ایجاد اعتماد پیدا نکردهاید. وقتی این کار را انجام دهید، میتوانید از فرصتها استفاده کنید و با احساس راحتی بیشتری از منطقه امن خود خارج شوید.
اگر بخواهیم به گذشته نگاه بیندازیم و اشتباهاتی را مرور کنیم که مرتکب شدهایم، هرگز از احساس گمشدن در زندگی رهایی نخواهیم یافت. راهکاری خوب برای اعتمادکردن به خودمان این است که فهرستی بنویسیم از مواردی که پیروزی از آن ما بوده است. کجا موفق بودیم؟ چطور خودمان را نشان دادیم؟ چه دستاوردهایی داشتیم؟ یادآوری این موارد میتواند به ما انگیزه دهد و کمکم آن احساس گمشدن در زندگی از بین میرود.
۶. به ارزشهای خود فکر کنید
یکی از مهمترین کارهایی که باید برای پیداکردن خودتان بعد از احساس گمشدن در زندگی انجام دهید، یادآوری ارزشهایی است که در زندگی دارید. چه چیزهایی برایتان مهم است؟ پیرو چه ارزشهایی هستید؟ چند تا از ارزشهایی را که همیشه برایتان مهم بودهاند انتخاب کنید، سپس کارهایی را انجام دهید که با آنها مطابقت دارند. مثلا اگر کمک به همنوع ارزش شماست، در سازمان خیریه محلی کارهای داوطلبانه انجام دهید. اگر دغدغه محیطزیست دارید، فعالیتهای داوطلبانهای مانند کاشتن نهال یا پاکسازی ساحل و طبیعت را در برنامه خود قرار دهید.
از افرادی که آنها را به دلایل خاصی تحسین میکنید، الگو بگیرید. کپلر پیشنهاد میکند به مربی، همکار یا دوستی که میشناسید و ویژگی ارزشمندی دارد که برایتان مهم است فکر و سعی کنید آن ارزش را در خودتان تقویت کنید. اغلب شناسایی ارزشها در افراد دیگر تا حدی آسانتر است.
مثلا اگر همکارتان مهربان و صمیمی است و توانایی خاصی برای ابراز وجود دارد، چنانچه این ویژگیها برایتان مهم است، تلاش کنید آنها را در خودتان تقویت کنید.
۷. در رویدادهای الهامبخش شرکت کنید
گاهی اوقات سخنرانیهای انگیزشی، حتی اگر آنها را قبول ندارید، فقط بهخاطر کلمات مثبتشان در قلب شما نفوذ میکنند. بنابراین یک سخنرانی انگیزشی تماشا کنید یا در رویدادهای مربوط به شغل خود شرکت کنید. بهکمک این رویدادها میتوانید چیزهایی را که به آنها علاقه دارید راحتتر به یاد بیاورید. میتوانید با افراد همفکر خودتان ارتباط برقرار کنید. ممکن است صرفا جوّ الهامبخش چنین رویدادهایی و انرژی خاصی که در چنین فضاهایی وجود دارد، برای بازگرداندن شما کافی باشد.
جملات تأکیدی مثبت را با صدای بلند به خود بگویید. این کار ممکن است سبب افزایش اعتمادبهنفس و احساس ارزشمندی شما شود. هر روز با صدای بلند آنها را به خودتان بگویید.
۸. بهدنبال منابع کمکی باشید
مراجعه به رواندرمانگر و پیوستن به گروههای حمایتی اقداماتی مفیدند، اما خودیاری با منابع مناسب هم روش خوبی است. مثلا اگر احساس غم و اندوه میکنید، کتابها و منابعی را در این زمینه بیابید که به شما کمک کنند.
آلیسا مانکائو، درمانگر، میگوید: «ما در جامعهای زندگی میکنیم که مدام به ما میگویند کی هستیم و چگونه باید رفتار کنیم. اگر میخواهید خودتان را پیدا کنید، باید این نظرات را فیلتر کنید و تلاش کنید با آنچه دوست دارید باشید مهربانانه رفتار کنید، نه آن چیزی که دیگران میخواهند باشید.»
توجه به این نکته مهم است که این کار ناگهانی و بهیکباره صورت نمیگیرد. همانطور که رشد میکنید، تغییراتی در شما رخ میدهند و باعث میشود درباره خودتان چیزهای جدیدی کشف کنید.
۹. خودتان را در اولویت قرار دهید
وقتی همیشه بر این تمرکز دارید که دیگران را در اولویت قرار دهید، خودتان را فراموش میکنید. ابتدا به نیازهای خودتان بیندیشید. زمان و انرژی خود را بر اولویتهای خود متمرکز کنید و از حواسپرتیهای بیرونی دور بمانید. اگر کسانی هستند که بیش از حد به آنها توجه میکنید، بدون هیچ دلیلی کارهایی را که برایشان انجام میدهید کمتر کنید و ببینید چه اتفاقی میافتد. احتمالا آنها بدون آنکه متوجه شوند، همچنان بابت محبتهای شما (حتی با اینکه کمتر شدهاند) قدردانتان خواهند بود.
اهمیت برطرفکردن احساس گمشدن در زندگی
اگر احساس گمشدن در زندگی را رفع نکنید، در بلاتکلیفی گیر خواهید کرد.
خودشناسی یا هنر یافتن خود اصلی حیاتی در رشد روانی و معنوی است. وقتی حس گمشدن در زندگی را برطرف کنید، رضایت شمال از زندگی بیشتر میشود. خواستهها، نیازها، تمایلات و شادیهای زندگی به شما برمیگردد و با همان ارزشهایی که برایتان مهماند، زندگی خواهید کرد.
بسیاری از ما گاهی اوقات سعی میکنیم آنطور باشیم که دیگران دوست دارند. این شیوه زندگی شاید به افزایش استرس و اضطراب منجر شود، زیرا مجبوریم مدام برای خوشایند دیگران خودمان را تغییر دهیم. نیازها و نظرات دیگران درباره ما همیشه در حال تغییر است. آیا سازگارشدن با هریک از این افراد، صرفا بهخاطر خوشایند آنها، ما را خسته و فرسوده نخواهد کرد؟ بنابراین تنها راه این است که خودمان را پیدا کنیم و در اولویت قرار دهیم.
چالشهای پیش رو در مسیر رسیدن به این هدف
هنگامی که قصد دارید بعد از احساس گمشدن در زندگی خودتان را پیدا کنید، ممکن است با چالشهایی روبهرو شوید. مثلا ممکن است وقتی خودتان را تغییر دادید، اعضای خانواده، دوستان یا همکاران شما از فرد جدیدی که به آن تبدیل شدهاید خوششان نیاید و با شما مشکل پیدا کنند. حتی ممکن است متوجه شوید اطرافیانتان فقط در لحظات خوشی با شما هستند و حوصله نالههایتان را ندارند. بهمرور زمان، روابط یکطرفه را شناسایی میکنید و متوجه میشوید چه کسی از ته قلبش به شما علاقه دارد.
مشکل دیگر بلاتکلیفی است که اغلب وقتی پای ماجراهای جدید یا شروع فصل جدیدی از زندگی به میان میآید، برایمان اتفاق میافتد. دلیلش این است که همه ما عادت داریم در منطقه امن خود باقی بمانیم؛ جایی که با آن آشنایی داریم و میترسیم از آن خارج شویم. بنابراین در مسیر ازبینبردن احساس گمشدن در زندگی، بلاتکلیف میمانیم. نگران نباشید؛ گاهی باید از منطقه امن خود خارج شویم و با چیزهای ناآشنا دستوپنجه نرم کنیم. در غیر این صورت هرگز خودمان را پیدا نخواهیم کرد.
سخن پایانی
در این مقاله، درباره احساس گمشدن در زندگی صحبت کردیم. دیدیم که احساس گمشدن ممکن است ما را بهسمت چیزی هدایت کند که واقعا برایمان مهم است. شاید هم ما را به لذتبردن از تجربیات جدید ترغیب کند. وقتی شغلمان را از دست میدهیم، رابطهای عاطفی را ناباورانه به پایان میرسانیم یا مجبور میشویم تصمیماتی سرنوشتساز بگیریم، احتمال دارد احساس کنیم در زندگی گم شدهایم. راهحلهایی که برای برطرفکردن این احساس ناخوشایند ارائه کردیم، معمولا کارسازند. واقعیت این است که احساس گمشدن خیلی هم بد نیست، زیرا میتوان آن را گامی بزرگ برای ایجاد زندگیای رضایتبخشتر و اولین قدم برای برقراری ارتباط با خودتان در نظر گرفت.
آیا تاکنون برایتان پیش آمده است که احساس کنید در زندگی گم شدهاید؟ آیا بهبود یافتید و توانستید دوباره خودتان را پیدا کنید یا هنوز با آن درگیرید؟ لطفا تجربیات خود در این مسیر را با ما به اشتراک بگذارید.
در افسردگی غم به لایههای عمیق زندگی نفوذ کرده و اختلالاتی در احساسات و رفتار شما بهوجود میآورد. اگر احساس افسردگی دارید، حتما با کمک یک روانشناس متخصص مشکل را ریشهیابی کنید و برای حل آن راهکار بگیرید.برای ارتباط با مشاور متخصص افسردگی روی دکمه زیر کلیک کنید.
هشدار! این مطلب صرفا جنبه آموزشی دارد و برای استفاده از آن لازم است با پزشک یا متخصص مربوطه مشورت کنید. اطلاعات بیشتر
غذا خوردن با دست از آن موضوعات بحثبرانگیزی است که طرفداران و مخالفان خاص خودش را دارد. موافقان این کار مدعیاند با دست غذاخوردن باعث میشود از غذاخوردن بیشتر لذت ببرند و مخالفان معتقدند این کار غیربهداشتی و به دور از تمدن است. در این مقاله، درباره غذا خوردن با دست میگوییم. با ما همراه باشید.
آیا غذا خوردن با دست غیربهداشتیتر از غذاخوردن با قاشق و چنگال است؟
اگر قبل از غذاخوردن دستهایمان را بشوییم، احتمالا خیر. غذا خوردن با دست باعث میشود همیشه قبل از غذاخوردن خودمان را ملزم به شستن دستهایمان کنیم و با رعایتکردن این نکته دیگر نمیتوان ادعا کرد که غذا خوردن با دست غیربهداشتی است و باعث واردشدن میکروب به بدن میشود. غذا خوردن با دست باعث ایجاد انگیزه برای شستن دستها قبل و بعد از هر وعده غذایی میشود و عادات خوبی را تقویت میکند.
فواید غذا خوردن با دست
۱. ارتباط چاکراها و اعضای بدن را تقویت میکند
غذا خوردن با دست ریشه در طب آیورودا دارد. دکتر یشنا گارگ، متخصص تغذیه، میگوید: «بدن ما با ۵ عنصر طبیعت هماهنگ است و هر انگشت امتداد یکی از این ۵ عنصر است. انگشت شست امتداد فضا، انگشت اشاره امتداد هوا، انگشت میانی امتداد آتش، انگشت حلقه امتداد آب و انگشت کوچک امتداد زمین است.»
وقتی با دستهایتان غذا میخورید، از تمام انگشتان استفاده میکنید. این کار تمام عناصر طبیعت را گرد هم میآورد و باعث میشود بافت، طعم، عطر و دمای غذا را با تمام وجود درک کنید و نهایت لذت را ببرید.
۲. از پرخوری جلوگیری میکند
غذا خوردن با دست باعث میشود آگاهانهتر غذا بخورید. از نظر روانشناسی با دست غذا خوردن باعث میشود به آنچه میخورید بیشتر توجه کنید. این کار به شما فرصت میدهد که غذایتان را آهستهتر و با دقت بیشتری بخورید که باعث میشود احساس سیری زودرس کنید. این احساس سیری از پرخوری جلوگیری میکند و جلوی افزایش وزن را میگیرد. بهگفته کارشناسان، غذاخوردن با دست نوعی سیری لذتبخش را به ارمغان میآورد که با قاشق و چنگال احساس نمیشود.
۳. از دیابت نوع ۲ پیشگیری میکند
بر اساس پژوهشها، بسیاری از بیماران دیابتی نوع ۲ سریع و باعجله غذا میخورند. سریع غذاخوردن تعادل قند خون در بدن را بر هم میزند، بنابراین نقش مهمی در بروز دیابت نوع ۲ دارد. محققان معتقدند غذاخوردن با دست باعث کاهش سرعت غذاخوردن و درنتیجه کاهش بروز این نوع دیابت میشود.
۴. هضم غذا را بهبود میبخشد
وقتی غذایمان را با دست لمس میکنیم، مغز به معده پیام میدهد که آماده غذاخوردنیم. این پیام به معده آمادگی لازم برای ورود غذا را میدهد، بنابراین هضم غذا را بهبود میبخشد.
۵. باکتریهای خوب را به روده اضافه میکند
ما نوعی باکتری بهنام فلور طبیعی روی پوستمان داریم. این باکتریها نهتنها برایمان مضر نیستند، بلکه از ما در برابر بسیاری از باکتریهای مضر محیط محافظت میکنند. بهعقیده محققان، وجود فلور طبیعی در قسمتهای مختلف بدن مانند دهان، گلو و روده باعث تقویت سلامتی میشود. با دست غذا خوردن یکی از عواملی است که این باکتریهای مفید را وارد بدن میکند.
۶. دمای دهان را تنظیم میکند
دستها نقش حسگر را برای بدن ایفا میکنند. وقتی با قاشق و چنگال غذا میخورید، غذا مستقیما از بشقاب به دهان شما منتقل میشود و ممکن است متوجه داغبودن آن نشوید. وقتی غذایتان را قبل از گذاشتن در دهان لمس میکنید، میلیونها پایانه عصبی موجود در نوک انگشتان شما دما و بافت غذا را میسنجند، بنابراین کمتر احتمال دارد که غذای خیلی داغ را در دهانتان بگذارید و زبانتان را بسوزانید.
۷. باعث بهبود گردش خون میشود
با دست غذا خوردن نوعی تمرین عضلانی فوقالعادهای است که گردش خون را بهبود میبخشد. حرکات دست باعث جریان بهتر خون میشود و بر سلامت کلی بدن تأثیر مثبتی دارد.
پژوهشی جالب درباره غذا خوردن با دست
یکی از محققان بهنام آدریانا مادژاروف ۴۵ نفر از دانشجویان خود را به ۲ گروه تقسیم کرد. نیمی از آنها یک تکه پنیر را با خلال دندان خوردند و نیمی دیگر با دستهایشان. قبل از خوردن پنیر، هر ۲ گروه نظرات نسبتا مشابهی درباره پنیر داشتند. بااینحال پس از خوردن پنیر، نظرات آنها کمی تغییر کرد. بیشتر افراد گروه دوم که پنیر را با دست خورده بودند، آن را خوشمزهتر و اشتهاآورتر از گروهی دانستند که پنیر را با خلال دندان خورده بودند.
طبق این آزمایش، افرادی که خودکنترلی زیادی دارند میتوانند در برابر غذاهای خوشمزه مقاومت کنند و به مقدار غذایی که میخورند توجه میکنند. کسانی هم که خودکنترلی کمی داشتند، فارغ از لمس مستقیم یا غیرمستقیم غذا، نظرشان تغییری نکرد.
بهگفته محقق این آزمایش کوچک، لمس مستقیم غذا برای افرادی که منظم به مقدار مصرف غذایشان توجه میکنند، باعث افزایش واکنش حسی میشود و غذا را مطلوبتر و جذابتر مییابند. بر اساس این آزمایش، ممکن است تجربیات حسی کنترل شخص را از او بگیرند. این اطلاعات به ما کمک میکنند بیشتر مراقب اهداف خود باشیم، بهخصوص هنگام غذاخوردن.
سخن پایانی
گرچه امکان خوردن بسیاری از غذاها با دست وجود ندارد، گاهی این لذت را به خودتان هدیه بدهید و از فواید آن بهرهمند شوید. البته همانطور که محققان توصیه میکنند، حتما قبل از غذاخوردن با دست دستهایتان را بهخوبی بشویید.
نظر شما چیست؟ غذاخوردن با دست را میپسندید یا ترجیح میدهید با قاشق و چنگال غذایتان را بخورید؟ لطفا نظرات و تجربیات ارزشمندتان را با ما و کاربران عزیزمان در میان بگذارید.
هشدار! این مطلب صرفا جنبه آموزشی دارد و برای استفاده از آن لازم است با پزشک یا متخصص مربوطه مشورت کنید. اطلاعات بیشتر