برچسب: شخصیت شناسی

  • شخصیت شناسی سفر؛ کدام مقاصد و چه نوع سفری مناسب شما است؟_ستاره شو

    شخصیت شناسی سفر؛ کدام مقاصد و چه نوع سفری مناسب شما است؟_ستاره شو

    [ad_1]
    نوشته و ویرایش شده توسط مجله ی ستاره شو

    آیا برای سفر در تعطیلات بعدی برنامه‌ریزی می‌کنید؟ هر فردی در سفر خود به جستوجو چیزی متفاوت است، از ماجراجویی‌های پرهیجان و سرگرم‌کننده گرفته تا مشاهده آثار تاریخی و فرهنگی. تیپ شخصیتی شما در لذت‌بردن از سفر نقش مهمی دارد و شخصیت‌شناسی سفر به شما مطمعن می‌دهد که مقصدی عالی را برای سفر انتخاب می‌کنید. در این مقاله، درمورد شخصیت‌شناسی سفر و انواع شخصیت‌ها در سفر می‌خوانید. با ما همراه باشید.

    شخصیت‌شناسی سفر یعنی چه؟

    اولین قسمت از تصمیم‌گیری درمورد جایی که می‌خواهید به آن سفر کنید، تعیین شخصیت سفر شما است. شخصیت سفر شما با جواب‌دادن به این ۳ سوال اشکار می‌بشود:

    • خود را چطور مسافری می‌دانید؟
    • چه مقدار برای برنامه‌ریزی سفر شور و اشتیاق دارید؟
    • روش شما برای برنامه‌ریزی سفر چیست؟

    شخصیت هریک از ما در سفر با دیگران تفاوت دارد و این مسئله در تعیین مقصد سفر و داشتن توانایی‌ای لذت‌قسمت از مسافرت اهمیت دارد.

    انواع شخصیت‌ها در سفر

    ۱. گردشگران برون‌گرا

    اگر فردی برون‌گرا هستید، به گمان زیاد جزو طرف‌داران پروپاقرص سفر و شوق محسوب می‌شوید. شما مشتاقید که بهترین جاذبه‌های جهان را کشف کنید و به هر نقطه‌ای از دنیا که سفر کنید، در آنجا جستوجو ماجراجویی‌های جدیدید.

    گردشگران برون‌گرا زیاد تر به سفرهای فردی علاقه دارند. آنها از استقلال در تصمیم‌گیری برای انتخاب مقصد سفر و فعالیت‌های آن لذت می‌برند. به‌علاوه این افراد زیاد تر اجتماعی می باشند و می‌توانند با مردم محلی راحت‌تر ربط برقرار کنند.

    این تیپ شخصیتی مقاصدی را دوست دارد که برای او ازمایش ها و زمان‌های گوناگون را به ارمغان می‌آورند، از کشف غذاهای تازه گرفته تا شناخت تاریخ و گردش در طبیعت. برخی از مقاصد خارجی که برون‌گراها به گمان زیاد عاشق آنها خواهند شد، عبارت‌اند از:

    • ملبورن در استرالیا؛
    • سیبیو در رومانی؛
    • مکزیکو سیتی در مکزیک.

    این شهرها به گمان زیاد اولین جاهایی نیستند که برای سفر به ذهن می‌رسند. همین ویژگی هم علتشده تا این چنین شهرهایی برای برون‌گراها بهترین مقصد سفر باشند. آنها می‌توانند در این مقاصد گردشگری، نقاط کمتر شناخته‌شده را کشف کنند و ازمایش ها جدیدی داشته باشند.

    ۲. مسافران درون‌گرا

    اگر فردی درون‌گرا محسوب می‌شوید، بهتر است به مقاصد گردشگری آرام‌تر و ساده‌تر سفر کنید. در صورتی که جزو آن دسته از افراد درون‌گرا هستید که به تنهایی علاقه دارند، به جستوجو مکان‌هایی باشید که برای سفرهای فردی مناسب‌اند. یقیناً درون‌گراها به سفرهای گروهی هم علاقه نشان خواهند داد. این افراد زیاد تر ترجیح خواهند داد همراه با یک گروه یا چند نفر از نزدیکان خود سفر کنند.

    شهرها و مناطق شلوغ یا بیشتر از حد شلوغ برای سفر درون‌گراها مناسب نیستند. آنها زیاد تر به لذت‌بردن از تنهایی یا مشغول‌شدن به فعالیت‌های بی‌سروصدا علاقه دارند. به این علت می‌توانند از شهرها خارج شوند و به مناطق روستایی آرام و ساکت سفر کنند.

    اگر می‌خواهید راهی روستاهای خلوت‌تر ایران شوید، بهتر است روستاهایی همانند ابیانه را فراموش کنید. برای سفرهای خارجی هم این مقاصد گردشگری را نظر می‌کنیم:

    این مناطق گردشگری به‌ آرام‌تربودن از پایتخت‌ها شهرت دارند. در این مکان‌ها می‌توانید جاذبه‌های بسیاری را ببینید و کارهای تعداد بسیاری انجام بدهید. بااین‌حال در گوشه و کنار این مناطق کافه‌های عالی و مکان‌های آرام تعداد بسیاری هم اشکار می‌کنید که در آنها می‌توانید راحت باشید و بدون هیچ مزاحمتی استراحت کنید.

    ۳. ماجراجویان جدا گانه و خودجوش

    سفر ماجراجویان مستقل و خودجوش

    برای مسافران خودجوشی که همیشه در حال حرکت‌اند، انتخاب فقط یک مقصد سفر به گمان زیاد دشوار و چالش‌برانگیز است. آنها به مقاصد سفری نیاز دارند که همانند خودشان توقف‌ناپذیر باشند. مقصد این افراد جایی است که در آن تفریح هیچ زمان آخر نمی‌یابد و به‌اندازه یک تماس تلفنی یا ملاقات اتفاقی با یک دوست با ماجراجویی فاصله دارند.

    اگر شما جزو این دسته‌اید، باید برای سفر به جستوجو شهرها و مناطقی باشید که حس خودانگیختگی و خودباوری شما را ارضا می‌کنند. بهترین مقاصد سفر برای تیپ شخصیتی شما جاهایی می باشند که در آنها حتی اگر ساعت ۳ صبح یا ۳ بعدازظهر از خواب شوید هم سرگرمی‌های تعداد بسیاری داشته باشید.

    شهرهایی که ماجراجویان جدا گانه و خودجوش عاشق آنها خواهند شد، عبارت‌اند از:

    • استانبول در ترکیه؛
    • بانکوک در تایلند؛
    • نیویورک در آمریکا.

    این مقاصد گردشگری همه انها شهرهایی برای ماجراجویی ۲۴ساعته‌اند. در این شهرها به گمان زیاد افرادی را ملاقات کنید که همانند شما فکر می‌کنند. به این علت اوقات زیاد خوبی خواهید داشت. بهترین راه برای سفر به این شهرها هم این است که بدون برنامه سفر را اغاز کنید و ببینید چه چیزی در انتظار شما است!

    ۴. گردشگران عاشق تاریخ و فرهنگ

    گردشگر عاشق تاریخ و فرهنگ در سن پترزبورگ

    اگر فکر می‌کنید که سفرکردن به‌معنی تماشای مکان‌های فرهنگی همانند موزه‌ها، بازدید از اماکن تاریخی و چشیدن طعم غذاهای محلی است، به گمان زیاد شخصیتی خلاق و کنجکاو دارید. افراد خلاق قوت تخیل بسیاری دارند و از سخن بگویید‌کردن و فکرکردن درمورد نظریات تازه لذت می‌برند.

    برای انتخاب مقصد سفر این چنین افرادی باید ازمایش ها قبل آنها را در نظر گرفت. اگر اولین بار است که راهی سفرهای خارج از سرزمین می‌شوید، یک پایتخت اروپایی با قدمتی دیرینه بهترین گزینه برای شما است. در صورتی که زیاد تر مقاصد گردشگری معروف جهان را دیده‌اید، زمان آن فرا رسیده که به دوردست‌ها سفر کنید. برخی از مقاصد گردشگری که برای عاشقان تاریخ و فرهنگ دلنشین خواهند می بود عبارت‌اند از:

    • پاریس در فرانسه؛
    • سن پترزبورگ در روسیه؛
    • مسقط در عمان.

    در گوشه و کنار جهان مکان‌های باورنکردنی تعداد بسیاری وجود دارند که برایتان ازمایش ها فرهنگی باورنکردنی را رقم می‌زنند. کافی است آنها را کشف کنید. مقاصدی همانند اصفهان و شیراز در ایران و شهرهای خارجی‌ای که معارفه کردیم، برای سفر به قبل و فهمیدن بهتر زندگی نویسندگان، فیلسوفان و هنرمندانی که در این مکان‌ها زندگی می‌کرده‌اند، بسیار‌اند.

    ۵. عاشقان نظم و برنامه‌ریزی

    آیا شما جزو آن دسته از افرادید که برنامه‌ریزی‌کردن را دوست دارند؟ برای هر کاری حتی فعالیت‌های کم‌اهمیت هم برنامه‌ریزی می‌کنید و دقیقا می‌دانید که در هر ساعت از روز به چه کاری مشغولید؟ اگر پاسختان به این سؤالات مثبت است، به گمان زیاد شما فردی منظم و دقیق هستید.

    بهترین مقاصد سفر برای این تیپ شخصیتی مکان‌هایی می باشند که در آنها می‌توان به فعالیت‌های تعداد بسیاری مشغول شد. افراد منظم و بابرنامه طبق معمول دوست دارند جاذبه‌های برتر شهرها را ببینند و یقین باشید که تک‌تک این جاذبه‌ها را خواهند دید!

    برخی از مقاصد گردشگری که برای این دسته از گردشگران مناسب‌اند، عبارت‌اند از:

    • رم در ایتالیا؛
    • واشنگتن در آمریکا؛
    • کندی در سریلانکا.

    افراد منظم و دقیق می‌توانند طوری برنامه‌ریزی کنند که همه جاذبه‌های این شهرها را ببینند.

    ۶. مسافران همیشه عصبی

    اگر در تست نئو جزو روان‌رنجور‌ها محسوب می‌شوید، به گمان زیاد زمان سفر برای کسب اسایش با مشکل روبه رو خواهید شد. در صورتی که زیاد تر مضطربید یا فهمید شده‌اید که به‌راحتی دچار استرس می‌شوید، بهتر است به مقاصد آشناتر و ساده‌تر سفر کنید.

    مقاصد محبوب گردشگری برای مسافران عصبی بهترین گزینه‌ها می باشند. بهتر است این افراد به کشورهایی سفر کنند که مردم آنها به زبان فارسی سخن بگویید می‌کنند. علاوه‌بر این، مسافران همیشه عصبی می‌توانند در تورهای گردشگری شرکت کنند. سفرهای گروهی همراه با تورهای گردشگری یا آژانس‌های مسافرتی به روان‌رنجورها پشتیبانی می‌کند تا زیاد تر استراحت کنند چون شخص فرد دیگر مسئول برنامه‌ریزی سفر می‌بشود.

    به این چنین افرادی تماشای جاهای دیدنی تاجیکستان یا افغانستان را نظر می‌دهیم، چون زبان مردم این کشورها زیاد همانند زبان ماست. در ازبکستان هم می‌توانید مردمی محلی را اشکار کنید که به زبان تاجیکی سخن بگویید می‌کنند. مناطق گردشگری این کشورها جزو مقاصد محبوب گردشگری می باشند. اگر در روبه رو با مکان‌های تازه عصبی می‌شوید، احتمالا این کشورها مقاصد گردشگری ایدئالی برای شما باشند.

    ۷. ماجراجویان عاشق آدرنالین

    ماجراجویان عاشق آدرنالین

    فرد عاشق شوق و آدرنالین را می‌توانید به‌‌راحتی تشخیص دهید. این افراد طبق معمول در آزمون‌های شخصیت‌شناسی امتیاز برون‌گرایی بیشتری کسب می‌کنند که جای شگفتی هم ندارد! اگر جزو این دسته از افرادید، هر نوع ماجراجویی‌ای را که شامل فعالیت و شوق زیاد باشد دوست خواهید داشت. از پاراگلایدر سواری گرفته تا بانجی جامپینگ و کایاک‌سواری در آبهای خروشان، شما برای هر ورزش شوق‌انگیزی آماده‌اید.

    در صورتی که فعالیت‌های شوق‌انگیز را دوست دارید، نظر ما به شما این مقاصد گردشگری است:

    • کیپ تاون در آفریقای جنوبی؛
    • صوفیه در بلغارستان؛
    • کویینز تاون در نیوزیلند.

    برای برنامه‌ریزی سفر به این مناطق این مسئله را در نظر بگیرید که به‌جای رزرو هتل، به مهمان‌خانه‌ها و اماکن کمپینگ در نزدیکی رویدادهایی بروید که همیشه در این مناطق برگزار خواهد شد. فراموش نکنید که مقصد از سفر به این شهرها و مناطق این است که صبح سریع از خواب بیدار شوید و به گردش مشغول شوید، درنتیجه نیازی به رزرو هتل‌های مجلل و پنج‌ستاره نیست.

    ۸. مسافران عاشق

    اگر رؤیای تماشای غروب خورشید در ساحلی آرام را در سر می‌پرورانید یا به ماه عسلی رؤیایی فکر می‌کنید، شما یکی از مسافران عاشقید. سفر امکان پذیر راهی شگفت‌انگیز برای ربط با شریک زندگی یا حتی ملاقات با شخصی تازه باشد.

    مقاصد سفر خارجی که به مسافران عاشق نظر می‌دهیم، عبارت‌اند از:

    • جزیره سانتورینی در یونان؛
    • ونیز در ایتالیا؛
    • پاریس در فرانسه.

    ۹. افرادی که برای اولین بار به خارج سفر می‌کنند

    آیا اولین بار است که برای سپری‌کردن تعطیلات راهی خارج از سرزمین می‌شوید؟ مقداری دلواپس پرواز به خارج از کشورید؟ فکر می‌کنید که هرآنچه را باید درمورد این سفر بدانید نمی‌دانید؟ این نگرانی‌ها برای افرادی که اولین بار است به سفرهای خارجی می‌روال، طبیعی‌اند. دلواپس نباشید؛ می‌توانید به مقاصد گردشگری تعداد بسیاری سفر کنید که سفر به آنها برای شما شوک فرهنگی کمتری دارد.

    برخی از مقاصد گردشگری که در آنها در چشم‌برهم‌زدنی به گردشگری حرفه‌ای تبدیل خواهید شد عبارت‌اند از:

    • لندن در انگلیس؛
    • رم در ایتالیا؛
    • پاریس در فرانسه.

    کلام آخر

    جهان پر از آدم‌هایی است که هرکدام شخصیت و دیدگاه خاص خود را دارند. شخصیت هریک از ما مجموعه‌ای از ویژگی‌های شخصی، ازمایش ها اجتماعی و فرهنگی و آموخته‌های ما از جهان اطراف است و خود را در رفتارمان مشخص می کند. در حقیقت فعالیت‌هایی که به آنها علاقه داریم، نمایانگر شخصیت ما می باشند. سفر هم نوعی فعالیت است که درنهایت بخشی از ما و شخصیت ما را منعکس می‌کند.

    شخصیت افراد را می‌توان بر پایه علاقه‌مندی آنها به مقاصد گردشگری تشخیص داد؛ کافی است بگویید عاشق سفر به مناطق روستایی آرام هستید یا کشف طبیعت بکر و ناشناخته را ترجیح می‌دهید. روش انتخاب مقصد سفر و جاهایی که به دیدن آنها علاقه‌ دارید امکان پذیر رازهای ناگفته‌ای از شخصیت شما را آشکار کنند.

    اصول و راه حلهایی کاملا عملی برای یادگیری سریع و ماندگار هر زبان تازه
    دسته بندی مطالب مقالات کسب وکار مقالات فناوری مقالات آموزشی مقالات سلامتی
    [ad_2]
    منبع

  • ایگو چیست؟ تببین نهاد، خود و فراخود در شخصیت انسان

    ایگو چیست؟ تببین نهاد، خود و فراخود در شخصیت انسان

    [ad_1]

    نظریه‌های فروید پایه و اساس بخش مهمی از دانش روان‌شناسی امروزی‌اند. یکی از مهم‌ترین نظریه‌های فروید این است که شخصیت ما را به ۳ بخش نهاد (Id)، خود (Ego) و فراخود (Super Ego) تقسیم می‌کند. این ۳ بخش در دوره‌های مختلف زندگی شکل می‌گیرند و روی عملکرد ذهنی انسان تأثیر دارند. در این مقاله، اید و ایگو و سوپرایگو انسان را بررسی می‌کنیم و توضیح می‌دهیم که «خود» چطور می‌تواند بین «نهاد» و «فراخود» تعادل برقرار کند.

    نهاد (id) چیست؟

    اید یا معادل فارسی‌اش «نهاد» بخشی از ضمیر ناخودآگاه انسان است و شامل امیال و انگیزه‌های انسان می‌شود. این امیال در روان‌شناسی لیبیدو نامیده می‌شوند. لیبیدو نوعی انرژی جنسی تعمیم‌یافته است که با مسائل مختلفی ارتباط دارد، از غریزه برای بقا گرفته تا علاقه به هنر و تحسین آن.

    در واقع نهاد بخشی تکانشی در ناخودآگاه است که به خواسته‌ها و امیال ما واکنش نشان می‌دهد. در شخصیت نوزادان فقط اید وجود دارد و ایگو و سوپرایگو در مراحل بعدی زندگی شکل می‌گیرند. فروید اعتقاد داشت که نهاد بر اساس اصل لذت کار می‌کند و به دنبال ارضای غرایز اساسی است. این بخش از ناخودآگاه انسان می‌خواهد که امیال و خواسته‌ها بلافاصله برآورده شوند و به عواقب منفی برآورده‌شدن بعضی از خواسته‌ها اهمیت نمی‌دهد. وقتی نهاد به خواسته‌هایش می‌رسد، ما احساس لذت می‌کنیم و اگر امیالش را نادیده بگیریم، ناراحت و سرخورده می‌شویم.

    به‌گفته فروید، نهاد از ۲ غریزه زندگی (اروس) و مرگ (تاناتوس) تأثیر می‌پذیرد. اروس امیال مرتبط با بقای انسان را هدایت می‌کند مثل میل به غذاخوردن، تنفس و رابطه جنسی. تاناتوس مجموعه‌ای از نیروهای مخرب است که وقتی آزاد می‌شود، رفتارهایی مثل خشونت و پرخاشگری به همراه دارد. فروید می‌گوید اروس از تاناتوس قوی‌تر است تا انسان را زنده نگه دارد.

    نهاد با دنیای بیرون ارتباط ندارد و تجربه زیسته انسان را درک نمی‌کند، به همین خاطر عملکرد آن همیشه در همان حد عملکردش در نوزادی باقی می‌ماند.

    ایگو چیست؟

    زیگموند فروید در پاسخ به سؤال ایگو چیست، پاسخ می‌دهد:

    ایگو ego بخشی از نهاد (id) است که از دنیای بیرونی اثر می‌پذیرد و تغییر می‌کند.

    بخشی از ایگو خودآگاه کار می‌کند و بخشی از آن ناخودآگاه است. این ضمیر در دوران نوزادی از نهاد نشئت می‌گیرد و با تجربه زیسته و آموخته‌های ما پیشرفت می‌کند. ایگو توانایی درک تفاوت بین «من» و «دیگران» را دارد و به‌عنوان واسطه بین تفکر غیرواقعی نهاد و دنیای واقعی عمل می‌کند.
    ایگو راهکارهایی منطقی برای برآورده‌کردن خواسته‌ها و امیال نهاد پیدا می‌کند. اگر این خواسته‌ها تضادی با امنیت اجتماعی و فردی نداشته باشند، قابل‌برآوردن هستند و اگر به خود فرد یا دیگران آسیب برسانند، ایگو دنبال روش دیگری برای برآورده‌کردن آنها می‌گردد. به عبارت دیگر، این ضمیر برای برآورده‌کردن امیال و خواسته‌ها به رعایت هنجارهای اجتماعی، آداب معاشرت و قوانین توجه می‌کند و واقعیت‌ها را در نظر می‌گیرد.
    ایگو درست یا غلط بودن کارها را تشخیص نمی‌دهد. به‌نظر این ضمیر، وقتی کاری به خود آسیب نمی‌رساند و خواسته‌ها و امیال را برآورده می‌کند، خوب است حتی اگر اخلاقی یا مطابق با هنجارهای اجتماعی نباشد.

    تفاوت سلف و ایگو

    سلف خود برتر ماست. این ضمیر به عشق و بخشندگی اهمیت بیشتری می‌دهد و از نفس مستقل است؛ سلف به خدا، کائنات و قدرت برتر متصل است. در مقابل ایگو خواسته‌های نفسانی را در اولویت قرار می‌دهد و اگر به خواسته‌هایش توجه نکنید، احساس ناراحتی و سرخوردگی به شما می‌دهد.

    سوپرایگو چیست؟

    التر ایگو یا فراخود ضمیری متعهد به ارزش‌ها و اخلاقیات جامعه است که در ۳ تا ۵سالگی رشد می‌کند. این ضمیر ارزش‌ها را از والدین، مربیان و تجربه‌های دنیای بیرون یاد می‌گیرد و قضاوتگر است. سوپرایگو از ما می‌خواهد استانداردهای اخلاقی را رعایت کنیم، مسئولیت‌پذیر باشیم و رفتارهایی کنیم که از نظر اجتماع قابل‌قبول‌اند. اگر طبق خواسته‌های این ضمیر رفتار کنیم، به خودمان افتخار خواهیم کرد و احساس رضایت از زندگی خواهیم داشت. در مقابل اگر طبق میل اید و ایگو رفتار کنیم، به‌خاطر وجود سوپرایگو احساس شرم و عذاب وجدان می‌کنیم.

    بخشی از سوپرایگو در ناخودآگاه ماست که گاهی «صدای وجدان» هم نامیده می‌شود. این ضمیر از برآورده‌شدن خواسته‌های ناهنجار نهاد مانند رابطه جنسی نامتعارف و پرخاشگری پیشگیری می‌کند و در تلاش است که ایگو را متقاعد کند برای برآوردن امیال باید علاوه‌بر واقعیت‌ها، به ارزش‌های اخلاقی هم توجه کند.

    آموزه‌ها و ارزش‌های سوپرایگو یا فراخود آگاهانه دریافت و کم‌کم وارد ضمیر ناخودآگاه می‌شوند. والدین اولین کسانی هستند که آموزش‌های فراخود را به انسان می‌دهند. مثلا وقتی کودک از والدین خود عشق مشروط دریافت می‌کند (دوست‌داشته‌شدن فقط به شرط انجام کار درست) در آینده هم به شرط‌ها پایبند می‌ماند و ممکن است برای کسب رضایت و توجه دیگران خودش را نادیده بگیرد.

    بخش‌های مختلف سوپرایگو

    التر ایگو از خود ایدئال و وجدان تشکیل شده است. وجدان همان صدای درونی است که به ما می‌گوید کار درست چیست و اگر آن را انجام ندهیم، با احساس گناه مجازاتمان می‌کند. خود ایدئال تصویری از خودمان را نشانمان می‌دهد که باید شبیهش باشیم و اگر رفتاری خلاف این تصویر از ما سر بزند، سوپرایگو باز هم با احساس گناه ما را مجازات می‌کند. وقتی طبق ندای وجدان یا ارزش‌های خود ایدئال رفتار می‌کنیم، سوپرایگو با احساس غرور و افتخار به ما پاداش می‌دهد. این خود ایدئال بر اساس انتظارات والدین و جامعه در ذهن ما ساخته می‌شود.

    بررسی ارتباط بین نهاد، خود و فراخود

    هرکدام از ضمیرهایی که پیش از این درباره‌شان صحبت کردیم، نقش مهمی در زندگی ما ایفا می‌کنند. وقتی کلی به این ضمایر نگاه می‌کنید، به نظر می‌رسد نهاد شیطان درونی ما باشد که تنها ارضای امیال نفسانی برایش مهم است، اما نهاد نقش مهمی در بقای انسان، به‌خصوص در سال‌های اولیه زندگی، دارد. مثلا وقتی نوزاد گرسنه است، نهاد میل به غذا دارد درنتیجه نوزاد تا زمان برآورده‌شدن این نیاز نهاد گریه می‌کند. بدین ترتیب والدین متوجه نیازش می‌شوند، او را سیر می‌کنند و نوزاد زنده می‌ماند.

    فروید اید را به اسب و ایگو را به سوارکار تشبیه می‌کند. اسب قدرت و انرژی لازم برای حرکت به‌سمت مقصد (خواسته‌ها و امیال) را فراهم می‌کند و سوارکار وظیفه هدایت این انرژی در مسیر درست را بر عهده دارد. اسب بدون سوار سرخود رفتار می‌کند و به خودش و دیگران آسیب می‌رساند، اما با سوارکار حرفه‌ای می‌تواند به مقصد درست برسد.

    نهاد، خود و فراخود مرز مشخصی ندارند و نمی‌توان آنها را کاملا از هم تفکیک کرد؛ مثلا ایگو گاهی اوقات شبیه اید عمل می‌کند و گاهی واکنش‌هایی شبیه به سوپرایگو نشان می‌دهد. این ۳ ضمیر همیشه با هم در تعامل‌اند و روی رفتار و شخصیت انسان اثر می‌گذارند.

    ایجاد تضاد بین خواسته‌های خود، فراخود و نهاد طبیعی است و بارها در طول زندگی اتفاق می‌افتد. فروید از اصطلاح «قدرت ایگو» برای توضیح ایجاد تعادل بین این ۳ ضمیر استفاده می‌کند. ما به‌کمک ضمیر خود می‌توانیم ضمایر نهاد و فراخود را مدیریت کنیم و با بهادادن به هرکدام از آنها در موقعیت‌های درست، تعادل را بینشان برقرار کنیم.

    عوارض برهم‌خوردن تعادل بین اید، ایگو و سوپرایگو

    ایگو در روان‌شناسی بحث‌های پیچیده و گسترده‌ای دارد. فروید معتقد است که بیماری‌های روانی به‌خاطر سوپرایگوی غالب ایجاد می‌شوند. او همچنین می‌گوید که غلبه اید بر سایر ضمایر عامل ایجاد روان‌پریشی است. معمولا برگرداندن تعادل بین نهاد، خود و فراخود نیازمند روان‌درمانی‌های طولانی‌مدت و هزینه‌بر است.

    وقتی اید ضمیر غالب انسان باشد، فرد نمی‌تواند رفتارهایش را کنترل کند، واکنش‌های ناگهانی نشان می‌دهد و حتی ممکن است مرتکب جرم شود؛ مثلا چنین فردی ممکن است از سر عصبانیت مرتکب رفتارهای خطرناکی شود و طرف مقابل را به قتل برساند. افرادی که تحت سلطه اید هستند، به اینکه رفتارهایشان قانونی، اخلاقی و درست‌اند یا نه توجهی ندارند؛ آنها فقط می‌خواهند به خواسته‌هایشان برسند.

    سوپرایگوی غالب هم وضعیت نامطلوبی به دنبال دارد. افرادی که ضمیر فراخودشان در رأس شخصیتشان قرار می‌گیرد، افراطی به اخلاقیات پایبندند و شخصیت قضاوتگری دارند. این افراد متعصب‌اند و اگر کسی به‌نظرشان بد باشد یا رفتارهای غیراخلاقی بروز دهد، او را نمی‌پذیرند.

    ایجاد تعادل بین نهاد، خود و فراخود

    قدرت ایگو می‌تواند اید و سوپرایگوی غالب را مهار کند و ضمایر انسان را در حد تعادل نگه دارد. وقتی این تعادل وجود داشته باشد، ما به خواسته‌های خود اهمیت می‌دهیم و آنها را به شیوه‌ای درست و اخلاقی برآورده می‌کنیم. تعادل به‌معنای پیشگیری از افراط و تفریط است.

    در میان سه ضمیر، ایگو سخت‌ترین وظیفه را بر عهده دارد. او میانجی سوپرایگو و اید است و باید کار درست را تشخیص دهد و برای انجام آن اقدام کند. ضمیر «خود» اغلب تشخیص می‌دهد تصمیم درست چیست و می‌تواند طبق آن عمل کند. تصمیم درست نه به‌معنای فداکردن خود برای دیگران است و نه به‌معنای خودخواهی بیش از حد برای برآورده‌کردن خواسته‌ها به هر قیمتی؛ تصمیم درست به‌معنای برآوردن خواسته‌های خود بدون آسیب‌رساندن به دیگران است.

    کلام آخر

    زیگموند فروید ساختار شخصیت انسان را مفهومی توضیح داده و آن را به ۳ بخش نهاد (id)، خود (ego) و فراخود (super ego) تقسیم کرده است. به‌اعتقاد فروید، انسان زمانی روان سالم دارد که این ۳ بخش تعامل پویا داشته باشند و در تعادل قرار بگیرند. ایگو بخش واقع‌گرای شخصیت ما انسان‌هاست که باید در رأس حاکم باشد و بین اید و سوپرایگو تعادل برقرار کند. در این مقاله، ۳ بخش شخصیت انسان را بررسی کردیم و ارتباط بین آنها را توضیح دادیم. با شناخت این ۳ ضمیر، مدیریت آنها ساده‌تر می‌شود. شما می‌توانید با استفاده از قدرت ایگو بهترین زمان برای برآوردن خواسته‌هایتان را تشخیص دهید و به اصول و اخلاقیات پایبند بمانید.

    منابع دیگر: simplypsychology

    فروشگاه چطور - مجموعه صوتی زبان بدن

    به کمک زبان بدن، ناگفته‌ها را بگویید و بشنوید



    [ad_2]
    منبع

  • شخصیت چیست؛ انواع، نظریه‌ها و اختلالات رایج

    شخصیت چیست؛ انواع، نظریه‌ها و اختلالات رایج

    [ad_1]

    شما شخصیت خود را چگونه تعریف می‌کنید؟ فکر می‌کنید چه صفات و ویژگی‌هایی دارید و خلق‌وخوی اصلی‌تان چیست؟ هرکس شخصیت منحصربه‌فرد خودش را دارد که برخی از جوانب آن با افزایش سن تغییر می‌کنند و برخی دیگر نسبتا ثابت می‌مانند. شخصیت مجموعه‌ای از الگوهای فکری، احساسات و رفتارهاست؛ بااین‌همه نمی‌توانیم تمام ابعاد شخصیت را در همین تعریف بگنجانیم و بررسی شخصیت و ابعاد شخصیتی نیازمند توضیح و تفصیل بیشتری است. اگر برایتان جالب است بدانید شخصیت چیست و چگونه شکل میگیرد یا مایلید درباره تعریف شخصیت و انواع آن بیشتر بدانید، در ادامه این مقاله با ما همراه باشید.

    شخصیت چیست؟

    اصطلاح شخصیت بیانگر مجموعه‌ منحصربه‌فردی از ویژگی‌ها و الگوهای فکری، رفتاری و احساسی است که فرد را می‌سازند. مثلا خصوصیات و صفت‌هایی همچون وفاداری، کمال‌گرایی و برون‌گرایی بخشی از شخصیت افرادند. همچنین باورهای اصلی، نگرش‌ها و اصول اخلاقی در کنار خلق‌وخویی که افراد با آن متولد می‌شوند، همگی قطعاتی از پازل شخصیت‌اند.

    در واقع شخصیت مجموعه‌ای از رفتارها، نگرش‌ها و رویکردهای فرد است که عموما از نظم و قاعده مشخصی پیروی می‌کند. این رفتارها شامل موارد روان‌شناختی و فیزیولوژیکی می‌شوند و بر اعمال، روابط انسانی، تعاملات اجتماعی و سبک زندگی انسان‌ها تأثیرگذارند.

    برخی از ویژگی‌های شخصیتی انسان‌ها به‌مرور زمان تغییر می‌کنند و برخی دیگر نسبتا ثابت باقی می‌مانند. علوم مختلفی از جمله روان‌شناسی، روان‌کاوی و رفتارشناسی روی بررسی شخصیت و تیپ شخصیتی تمرکز دارند و فرایندهایی را بررسی می‌کنند که فرد برای رشد ویژگی‌های خود پشت‌سر می‌گذارد.

    شخصیت چگونه رشد می‌کند؟

    شخصیت تغییرناپذیر نیست. طبق تحقیقات، تعداد زیادی از الگوها و ویژگی‌های شخصیتی با گذشت زمان تغییر می‌کنند. عوامل متعددی در گذر زمان بر رشد شخصیت اثر می‌گذارند، همچون:

    • ژن‌ها و خصوصیات زیستی؛
    • تجربیات زندگی؛
    • حوادث نامطلوب؛
    • جامعه و فرهنگ؛
    • روابط به‌ویژه رابطه با اعضای اصلی خانواده طی سال‌های اول زندگی؛
    • سبک‌های تربیتی.

    ۱. عوامل بیولوژیک

    ژنتیک در شکل‌گیری ویژگی‌های شخصیتی نقش بسزایی دارد. استعدادهای ارثی بر پررنگ‌تر یا کم‌رنگ‌تر شدن برخی جوانب خلق‌وخو و واکنش‌های عاطفی اثر می‌گذارند.

    ۲. عوامل محیطی

    تجربیات اولیه کودکی، پویایی خانواده، پیشینه فرهنگی و تعاملات اجتماعی همگی بر رشد شخصیت اثرگذارند. رویدادهای آسیب‌زا یا محیط‌های پرورش‌دهنده نیز ممکن است آثار ماندگاری بر چگونگی شکل‌گیری شخصیت بگذارند.

    ۳. عوامل روانی

    فرایندهای شناختی مانند یادگیری و تقویت حافظه نیز به رشد شخصیت کمک می‌کنند. اینکه افراد چگونه تجربیات خود را تفسیر و معنا می‌کنند، ممکن است روی رشد شخصیت آنها تأثیر بسزایی داشته باشد.

    انواع شخصیت چیست؟

    تیپ‌های شخصیتی افراد را بر اساس ویژگی‌های مشترک آنها دسته‌بندی می‌کنند. یکی از معروف‌ترین سیستم‌ها برای دسته‌بندی تیپ شخصیتی شاخص مایرز بریگز (Myers-Briggs) یا به‌اختصار MBTI است که افراد را بر اساس ترجیحات مختلفی همچون برون‌گرایی یا درون‌گرایی، حس‌کردن یا شهود، تفکر یا احساس و قضاوت یا درک به ۱۶ تیپ شخصیتی مختلف تقسیم می‌کند.

    نظریه دیگری شخصیت را به ۴ دسته تقسیم می‌کند که هریک صفات زیر را دارند:

    • نوع A: کمال‌گرا، عجول، رقابتی، معتاد به کار، پیشرفت‌گرا، پرخاشگر، مضطرب.
    • نوع B: کم‌استرس، یکنواخت، انعطاف‌پذیر، خلاق، سازگار با تغییر، صبور، اهمال‌کار.
    • نوع C: بسیار وظیفه‌شناس، کمال‌گرا، دچار مشکل در بروز احساسات مثبت و منفی.
    • نوع D: نگران، غمگین، تحریک‌پذیر، بدبین، خودگویی منفی، اجتناب از موقعیت‌های اجتماعی، نداشتن اعتمادبه‌نفس، ترس از طردشدن، عبوس، ناامید.

    تیپ‌های شخصیتی مختلف بر اساس نظریه‌های شخصیت تعیین می‌شوند که در بخش بعدی، برخی از آنها را مرور می‌کنیم.

    نظریه‌های شخصیت چیست؟

    روان‌شناسان و روان‌کاوان برای تعریف انواع شخصیت و تعیین انواع تیپ‌های شخصیتی نظریه‌های مختلفی ارائه کرده‌اند. بااین‌حال، هیچ نظریه‌ای قطعی نیست. این نظریه‌ها فقط روش‌های متفاوتی برای بررسی تیپ‌های شخصیتی‌اند. برخی از تأثیرگذارترین نظریه‌های شخصیت را در ادامه مطرح کرده‌ایم.

    ۱. نظریه‌های روان‌پویشی

    نظریه روان‌کاوی زیگموند فروید بیان می‌کند که شخصیت از ۳ بخش تشکیل شده است: نهاد (امیال اولیه)، خود (بخش واقعیت‌محور شخصیت) و فراخود (وجدان اخلاقی). به‌عقیده فروید، تعارض بین این مؤلفه‌ها شخصیت را شکل می‌دهد.

    فروید همچنین معتقد بود که این ۳ عنصر شخصیت اغلب به‌واسطه تجربیات اولیه کودکی شکل می‌گیرند و تأثیر عمیقی بر چگونگی رشد شخصیت و شرایط سلامت روانی دارند. بعدها، تحقیقات کارل یونگ (Carl Jung) و اریک اریکسون (Erik Erikson) جنبه‌های مختلفی از نظریه‌های فروید را به چالش کشیدند و کمک زیادی به تکامل نظریه‌های روان‌پویشی کردند.

    ۲. نظریه‌های انسان‌گرایانه

    طبق نظریه‌های انسان‌گرایانه شخصیت، ادراک خود فرد (اینکه چگونه خود را تعریف می‌کند) می‌تواند شخصیت فرد را تعیین کند. روان‌شناسان انسان‌گرا بر نقش خودشکوفایی، پیگیری رشد شخصی و رضایت درونی در شکل‌گیری شخصیت تأکید دارند.

    آبراهام مزلو (Abraham Maslow)، خالق مفهوم هرم نیازهای مزلو، بیان کرد که شخصیت افراد نتیجه برآورده‌شدن یا نشدن اساسی‌ترین نیازهای آنهاست. کارل راجرز (Carl Rogers)، روان‌شناس انسان‌گرای دیگر، معتقد بود که شخصیت افراد بر اساس نیاز به خودشکوفایی و پیگیری برای رشد شخصی شکل می‌گیرد.

    ۳. نظریه‌های صفات شخصی

    این نظریه‌ها ویژگی‌های شخصیتی اساسی را که ممکن است در افراد متفاوت باشند و بر رفتار و واکنش‌های آنها اثر بگذارد، شناسایی می‌کنند. نظریه‌های صفت بر این ایده اصلی تمرکز دارند که همه ما ویژگی‌های شخصیتی مشترکی داریم که در نقاط مختلف یک طیف قرار می‌گیرند.

    مثلا نظریه معروف «مدل پنج‌عاملی شخصیت» (Big Five) یکی از نظریه‌های صفات شخصیتی است که دید وسیع‌تری از انواع شخصیت ارائه می‌دهد. این نظریه شامل ۵ ویژگی بازبودن، وظیفه‌شناسی، برون‌گرایی، توافق‌پذیری و روان‌رنجوری می‌شود. طبق این نظریه‌، هر فردی این ویژگی‌ها را تا حدی دارد. مثلا یکی ممکن است برون‌گرایی زیاد و روان‌رنجورخویی کمی داشته باشد، در حالی که خواهر یا برادر همین فرد ممکن است برعکس رفتار کند.

    ۴. نظریه‌های اجتماعی‌شناختی

    نظریه‌های اجتماعی‌شناختی همچون نظریه آلبرت بندورا (Albert Bandura) بر نقش یادگیری مشاهده‌ای و خودتنظیمی در شکل‌گیری شخصیت تأکید دارند. همچنین این نظریه‌ها تأثیر متقابل ویژگی‌های شخصی، محیط و رفتار را برجسته می‌کنند.

    ۵. نظریه‌های رفتارگرا

    این نظریه‌ها چگونگی شکل‌گیری شخصیت با توجه به پاداش و تنبیه را بررسی می‌کنند. پاداش‌گرفتن برای برخی رفتارها و تنبیه‌شدن برای برخی دیگر ممکن است افراد را شرطی کند که رفتار و تفکر خاصی داشته باشند.

    بر اساس نظریه‌های رفتارگرا، شخصیت نتیجه تعامل بفرد با محیط است. نظریه‌پردازان رفتاری رفتارهای قابلمشاهده و قابلاندازهگیری انسانها را بررسی می‌کنند و اغلب تأکید خاصی بر نقش افکار و احساسات درونی ندارند. از نظریه‌پردازان رفتاری می‌توان اسکینر (B.F. Skinner) و جان واتسون (John B. Watson) را نام برد.

    ۶. نظریه‌های زیستی

    این نظریه‌های شخصیت بر عوامل فیزیولوژیکی‌ای تمرکز دارند که بر شخصیت افراد اثر می‌گذارند. نظریه‌های بیولوژیکی پیشنهاد می‌کنند که ویژگی‌های فیزیکی، مانند ساختار مغز، می‌توانند چگونگی رشد شخصیت را تعیین کنند.

    اختلالات شخصیت چیست؟

    اختلالات شخصیت به دسته‌ای از مشکلات سلامت روان گفته می‌شود که با الگوهای پایدار رفتاری، شناخت و تجربه درونی مشخص می‌شوند. این الگوها تا حد زیادی تحت‌تأثیر انتظارات فرهنگی هستند. اختلالات شخصیت معمولا منجر به پریشانی یا مشکل در عملکرد اجتماعی، شغلی و سایر زمینه‌های مهم می‌شوند. این اختلالات در زندگی روزمره مخرب و ناراحت‌کننده‌اند و از آنجا که در شخصیت فرد ریشه دوانده‌اند، تشخیص آنها صرفا کار متخصص سلامت روان است.

    برخی از اختلالات شخصیتی رایج عبارت‌اند از:

    • اختلال شخصیت مرزی: شامل روابط، خودانگاره‌ها، احساسات ناپایدار و رفتارهای تکانشی.
    • اختلال شخصیت خودشیفته: شامل نیاز مفرط به تحسین، فقدان همدلی و احساس خودبزرگ‌بینی.
    • اختلال شخصیت ضداجتماعی: شامل الگوی بی‌توجهی به حقوق دیگران و نداشتن همدلی یا پشیمانی از اعمال خود.
    • اختلال شخصیت وسواس اجباری: شامل نظم بیش‌ از حد، کمال‌گرایی و اِعمال کنترل به قیمت ازدست‌دادن انعطاف.

    ۳ دسته اصلی اختلالات شخصیتی

    ویرایش پنجم کتاب راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5) اختلالات شخصیتی را به ۳ دسته اصلی تقسیم می‌کند:

    • اختلالات شخصیت دسته A مانند اختلال شخصیت پارانوئید، اختلال شخصیت اسکیزوتایپال و اختلال شخصیت اسکیزوئید که شامل ویژگی‌های غیرعادی و حادند.
    • اختلالات شخصیتی دسته B مانند اختلال شخصیت خودشیفته، اختلال شخصیت ضداجتماعی، اختلال شخصیت مرزی و اختلال شخصیت هیستریونیک که شامل ویژگی‌های احساسی و عاطفی متغیر و بی‌ثبات‌اند.
    • اختلالات شخصیتی دسته C نیز شامل اختلالات استرس و اضطراب می‌شوند و به زیرشاخه‌های اختلال شخصیت وسواسی اجباری (با اختلال وسواس فکری اجباری اشتباه نشود)، اختلال شخصیت وابسته و اختلال شخصیت اجتنابی تقسیم‌ می‌شوند.

    اختلالات شخصیتی معمولا با رفتارهای خشونت‌آمیز، توهم و تفکر هذیانی، بی‌اعتمادی به دیگران، بروزندادن احساسات و هیجانات، بی‌علاقگی به ایجاد رابطه با دیگران و زیرپاگذاشتن مرزهای شخصی دیگران همراه‌اند. همچنین در موارد حاد، افراد دچار افسردگی، اضطراب، اختلال هراس یا حتی افکار خودکشی می‌شوند.

    عوامل متعددی از جمله ژن‌ها، رویدادهای آسیب‌زا، تأثیر فرهنگی و تجربیات دوران کودکی در بروز اختلال شخصیت نقش دارند. شاید زندگی با اختلال شخصیت دشوار باشد، اما این شرایط را میتوان با حمایت متخصص بهداشت روان مدیریت کرد.

    آیا تست‌های شخصیت معتبرند؟

    برای سنجش ویژگی‌ها، تیپ‌ها و اختلالات شخصیتی آزمون‌های شخصیتی مختلفی وجود دارند. تست‌های شخصیتی متداول شامل تست شخصیت مایرز-بریگز (Myers-Briggs Type Indicator) یا به‌اختصار MBTI، تست شخصیت چندمرحله‌ای مینه‌سوتا (Minnesota Multiphasic Personality Inventory) یا به‌اختصار MMPI و نظریه انیاگرام (Enneagram) می‌شوند.

    البته آزمون صحیح و دقیق شخصیت دشوار است، زیرا اکثر تست‌های شخصیت بر خودگزارش‌دهی تکیه دارند و نتایج آزمون به عواملی مانند خودآگاهی، ادراک از خود و صداقت فرد پاسخ‌دهنده بستگی دارد. در برخی موارد، حالات روحی افراد (که نمی‌توان آنها را بخشی از شخصیت دانست) ممکن است بر پاسخ‌های فرد اثر بگذارند. بااین‌حال برخی از تست‌های شخصیتی، از جمله آزمون‌های آنلاین، هنوز هم می‌توانند فرصتی برای خوداندیشی در اختیار افراد قرار دهند.

    جمع‌بندی

    در این مقاله از چطور، بررسی کردیم که شخصیت چیست و چگونه شکل میگیرد. همچنین خواندیم که انواع شخصیت چیست و مروری بر تعریف شخصیت به زبان ساده داشتیم. شخصیت شامل طرز فکر، احساسات، ویژگیهای منحصربهفرد، خلقوخو و رفتار هر فرد است و ممکن است با افزایش سن تغییر کند، اما معمولا بخش زیادی از شخصیت افراد تا بزرگ‌سالی شکل میگیرد و ثابت می‌ماند. البته شخصیت مفهوم ثابتی نیست و برای هر فرد میتواند تفاوتهایی داشته باشد. به همین دلیل تحقیقات بسیاری در این خصوص صورت گرفته‌اند و هنوز ادامه دارند. با درک بهتر از نحوه عملکرد شخصیت، میتوانیم بهدنبال راههای جدیدتری برای بهبود سلامت فردی و عمومی باشیم.

    شما شخصیت خود را چگونه ارزیابی میکنید؟ ویژگیهای شخصیتی خود را در کدام دسته‌‌ها جای میدهید؟ به‌نظر شما تعریف شخصیت و انواع آن چیست؟ نظر خود را درباره مفهوم شخصیت زیر این مقاله با ما به اشتراک بگذارید.

    برای از بین بردن احساس افسردگی چه کاری انجام دهیم؟

    در افسردگی غم به لایه‌های عمیق زندگی نفوذ کرده و اختلالاتی در احساسات و رفتار شما به‌وجود می‌آورد. اگر احساس افسردگی دارید، حتما با کمک یک روانشناس متخصص مشکل را ریشه‌یابی کنید و برای حل آن راهکار بگیرید.برای ارتباط با مشاور متخصص افسردگی روی دکمه زیر کلیک کنید.

    هشدار! این مطلب صرفا جنبه آموزشی دارد و برای استفاده از آن لازم است با پزشک یا متخصص مربوطه مشورت کنید. اطلاعات بیشتر

    به کمک زبان بدن، ناگفته‌ها را بگویید و بشنوید



    [ad_2]
    منبع